تبليغاتX
اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی
     
     

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی

»


حرف دل:


» با سلام خدمت منتظران.
امیدوارم از بازدیدتون راضی باشید.
این وبلاگ تحفه ای است نا چیز به آخرین منجی بشریت،حضرت صاحب الامر،امام عصر(عج).به امید تعجیل در ظهور آن حضرت.
مطالب وبلاگ در آرشیو موضوعی طبقه بندی شده است.برای یافتن مطالب می توانید به قسمت آرشیو موضوعی رجوع کنید.
منتظران ، منتظر نظرات سودمند و راهنمایی هایتان هستم.
با تشکر
مدیر وبلاگ:حاج رضا ژاله فروزان


آخرین نوشته ها:

» یا زهرا(س)

» حضرت مهدى(عج) از ديدگاه علماى اهل سنّت

» علی(ع) تجلی عظمت الهی

» ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا

» جهاد خاص امام حسین (ع)

» انتظار ظهور یا اعتقاد به ظهور

» کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

» علایم شب قدر

» فوائد رمضان

» انتظار


آرشیو نوشته ها:

» هفته سوم اردیبهشت 1388

» هفته سوم فروردین 1388

» هفته چهارم بهمن 1387

» هفته سوم دی 1387

» هفته اوّل دی 1387

» هفته دوم آذر 1387

» هفته سوم مهر 1386

» هفته اوّل مهر 1386

» هفته چهارم شهریور 1386

» هفته اوّل شهریور 1386

» هفته چهارم مرداد 1386

» هفته سوم مرداد 1386

» هفته دوم مرداد 1386

» هفته اوّل مرداد 1386

» هفته چهارم تیر 1386

» هفته سوم تیر 1386

» هفته دوم تیر 1386

» هفته اوّل تیر 1386

» هفته چهارم خرداد 1386

» هفته سوم خرداد 1386

» هفته دوم خرداد 1386


موضوعات مطالب:

» مذهبی

» حدیث

» امام علی(ع)

» امام زمان(عج)

» حضرت فاطمه(س)

» دعوتنامه پرشین گیگ

» امام حسین(ع)


پیوندهای روزانه:

» پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان

» تبیان

» وب گذر

» سایت مناجات


دوستان:

» 1- نگاهی نو

» 2- از تو گفتن

» 3- یا ابا الصالح المهدی (عج) ادرکنی

» 4- عصر شکوفایی

» 5- تاکرببلا هست زمین راعشق است

» 6- دل نوشته های دو دختر شهید

» 7- تموم هستیه من انتظار

» 8- ترنم انتظار

» 9- امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

» 10- از آدم تا خاتم

» 11- آیات بینات

» 12- عاشقان علی(ع)

» 13-عاشقان بی نشان

» 14- شوق دیدار

» 15- دنیای من

» 16- رد پای ایمان

» 17- خموشانه

» 18- شیدای شمیم

» 19- دل

» 20- یاس زهرا(س)

» 21- تا انتهای حضور

» 22- همه چیز برای خدا

» 23- شناخت ائمه معصومین علیه السلام

» 24- امام حسن مجتبی(ع)

» 25- سايه سكوت

» 26- شميم حضور

» 27- یا حسین مظلوم(ع)

» 28- تعقل کار هر کس نیست

» 29- حسرت

» 30- هیات علقمه

» 31- قصه هایی از غصه های من

» 32- مجمع حیدریون زنجان

» 33- بی تو یابن العسکری آرام جان گم کرده ایم

» 34- تا کرببلا هست زمین راعشق است2

» 35- تسبیح

» 36- مجنون مهدی(عج)

» 37- شماطیل(در مورد امام زمان)

» 38- بسیجیان مسجد الجواد(ع) شهرک رسالت کرج

» 39- مجنون بی بیابان

» 40- خیمه گاه

» 41- وكيل منتظر

» 42- منتظران شهرستان ازنا

» 43- امروزه یاعلی شماچقدر بلنده؟

» 44- ذاکر ولایت

» 45- زیارت عاشورا-زیارت عشق

» 46- عشق کن

» 47- ترانه های جنون

» 48- عشق جاوید

» 49- طلوع کن ای آفتاب

» 50- جوانی

» 51- ای مهر طلوع کن که خوابیم همه

» 52- 14نور

» 53- یوسف زهرا(عج)

» 54- سلام علي آل ياسين

» 55- یگانه منجی

» 56- هفت قدم تا دوست

» 57- ولایت

» 58- شاید بشه...

» 59- موهبت

» 60- گل نرگس بیا....

» 61- همنوا با خلق خدا

» 62- ققنوس

» 63- وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف

» 64- پیدای پنهان

» 65- دنیای لینک

» 66- اذا ضاق لها صدری(بذر نو)

» 67- متولد ماه مهر

» 68- یاران حسین (ع)

» 69- سیب گلاب

» 70- هیئت محبان جوادالائمه(ع)

» 71- کانون فرهنگی شهدا

» 72- عشاق المهدی(عج)

» 73- دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)

» 74- الصبوح

» 75- یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

» 76- یاران نبی(ص)

» 77- عطر حضور

» 78- تمنای وصال

» 79- با تو مي گويم

» 80- ماه بني هاشم عباس (ع)

» 81- طلائیه

» 82- انتظاری سبز

» 83- عارفانه ها و عاشقانه هاي مرحوم دولابي

» 84- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

» 85- دوستی مؤمنین

» 86- یا ابا صالح مهدی

» 87- سخن نــــــــــــــــور

» 88- موعود

» 89- قلب های منتظر

» 90- روضه آب

» 91- ذکر گویان

» 92- اشک آسمان

» 93- كبوتر غريب

» 94- مثل خدا

» 95- حس غریب

» 96- يا اباصالح المهدي

» 97- زینبیون

» 98- عطش

» 99- تا جمعه ظهور

» 100- کربلا من فداتم

» 101- خط سرخ شهادت

» 102- مست سبو

» 103- دخترای بسیجی

» 104- کاروان بهشتیان زمین

» 105- نوای دل


سایر امکانات:


 

حضرت مهدى(عج) از ديدگاه علماى اهل سنّت

  امام زمان(عج)

اعتقاد به مهدويت، اختصاص به شيعه ندارد، بلكه بر اساس روايات فراوانى كه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيده، علماى اهل سنّت نيز اين موضوع را قبول دارند.
ولى معمولا آنان، تولّد حضرت مهدى را انكار مى كنند و مى گويند: شخصيّتى كه پيامبر اكرم از قيام او خبر داده، هنوز متولّد نشده است و در آينده تولّد خواهد يافت.
شبراوى شافعى در «الاتّحاف» گويد:«شيعه عقيده دارد مهدى موعود ـ كه احاديث صحيحه درباره او وارد شده ـ همان پسر حسن عسكرى است و در آخر الزّمان ظهور خواهد كرد، ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مى شود و او از اشراف اهل بيت كريم است.»ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ذيل خطبه 16 مى گويد: «اكثر محدّثين عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(عليها السلام) است و اصحاب ما معتزله آن را انكار ندارند و در كتب خود به نام او تصريح كرده اند و شيوخ ما به او اعتراف نموده اند. منتها او به عقيده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گرديد.»با اين حال، تعدادى از مورّخان و محدّثان اهل سنّت، تولّد آن حضرت را ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانسته اند ، از جمله:

1 ـ عزّالدّين ابن اثير (متوفّاى 630) در حوادث سال 260 هجرى مى نويسد:«ابو محمّد عسكرى (امام حسن عسكرى) در سال 232 متولّد شد و در سال 260 وفات يافت و او پدر محمّد است كه شيعه او را «منتَظَر» نامند.»
2 ـ عماد الدّين ابوالفداء اسماعيل بن نورالدّين شافعى (متوفّاى 732) گويد:«على هادى (امام دهم) در سال 254 هجرى در سامرّا وفات يافت. او پدر حسن عسكرى است و حسن عسكرى يازدهمين امام از ائمّه دوازده گانه است و او پدر محمّد منتظَر صاحب سرداب است و در سال 255 متولّد شده است.»
3 ـ ابن حجر هيتمى مكّى شافعى (متوفّاى 974) در «الصّواق المحرقه» مى نويسد: «حسن عسكرى در سامرّا وفات يافت، عمرش 28 سال بود و به قولى او را مسموم كردند و از خود فرزندى جز ابوالقاسم محمّد حجّت باقى نگذاشت، عمر او به وقت وفات پدرش پنج سال بود، ليكن خدا در آن كمى سنّ، به وى حكمتِ امامت را عطا كرده بود و «قائم منتظَر» ناميده مى شود.»
4 ـ نورالدّين على بن محمّد بن صبّاغ مالكى (متوفّاى 855) گويد:«مدّت امامت امام حسن عسكرى دو سال بود. او بعد از خودش فرزندش «حجّت قائم» را باقى گذاشت كه براى حكومتِ حقّ، انتظارش كشيده مى شود. پدرش او را مخفى نگهداشته و پنهانش كرده بود و آن به علّت سختى كار و خوف از سلطان وقت بود.»
5 ـ ابوالعبّاس احمدبن يوسف دمشقى قرمانى (متوفّاى 1019) در «اخبار الدُّوَل و آثار الأُوَل» مىنويسد:«فصل يازدهم كتاب در بيان حال خلف صالح امام ابى القاسم محمّد فرزند حسن عسكرى است كه عمرش به وقت وفات پدرش پنج سال بود، ليكن خدا به وى حكمت عطا فرمود، چنان كه به يحيى(عليه السلام) داده شد، او متوسّط القامه، زيباموى، زيبابينى و گشاده پيشانى بود.»معلوم مى شود كه تولّد حضرت مهدى براى اين نويسنده و مورّخ سنّى به قدرى واضح و يقينى بوده كه حتّى به بيانِ قيافه و شمائل آن حضرت نيز پرداخته و از او به نام «الخلف الصّالح» ياد كرده است.

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1388/01/18 ساعت 15    |    

انتظار ظهور یا اعتقاد به ظهور

  امام زمان(عج)

انتظار تنها به معنای آمادگی برای پذیرش ظهور نیست ، بلکه علاوه بر آن ، در اندیشه آن بودن و آرزو داشتن آن را نیز می طلبد.
ممکن است بسیاری از افراد آمادگی و امکانات برای پذیرایی از میهمان را داشته باشند ولی از کسی دعوت نکرده و در انتظار آمــدن مـیـهـمان نباشند. این گونه افراد را تنها به خاطر آمادگی داشتن برای پذیرایی ، نمی توان منتظر میهمان دانست ، زیرا نه منتظر آمدن میهمان هستند و نه از نیامدن آن ، ناراحت می شوند.
با این بیان روشن می شود که در خودسازی و تهذیب نفس ، بـدون تـوجـه بـه مـسـاله انتظار و فرارسیدن روزگاری که در سراسر جهان از وجود ظلم و ستم پاکسازی می شود ، کمبود وجود دارد ؛ زیرا کسی که اینگونه است یکی از وظایـف بـزرگ خــود را که انتظار داشتن برای پاکسازی جهانی و حرکت به سوی آن مقصد است ، به دست فراموشی سپرده است.

 به عبارت دیگر ؛ اصلاح نفس و پاکسازی در صورتی به تکامل و اوج خود می رسد کـه انسان در آرزو و انـدیشه پاکسازی سراسر جهان باشد و تنها به تهذیب نفس خویشتن نیندیشد. پس کسی که برای اصلاح حال خویش تلاش می کند باید در انتظار ظهور مصلح جهان باشد و تنها به اعتقاد داشتن به این موضوع بسنده نکند.
بنابراین ، نکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که : میان انتظار ظهور و اعتقاد به آن تفاوت بسیاری وجــود دارد. زیــرا هـمـه شیعیان بلکه بسیاری از ملّت های دیگر جهان به ظهور مصلحی که سرانجام سراسر جـهـان را پــر از عـدل و داد کـنـد اعتقاد دارند ؛ ولی همه آنانی که اعتقاد به این حقیقت دارند در انتظار تحقق آن نیستند !
کسی که منتظر ظهور امام زمان (عج) می باشد که علاوه بر اعتقاد ، امید و انتظار درک آن زمان را داشته باشد و بر اساس انتظار و امید عمل نماید.

تمام روایاتی که مساله انتظار در آن ها ستوده شده است ، بر لزوم امیدواری و امکان وقوع و درک ظهور امام عصر اروحناه فداه دلالت می کنند ، زیرا اگر انتظار و امید نباشد و انسان مایوس از درک زمان ظهور باشد ، چگونه به روایات انتظار که درس امید و آرزو را به انسان می آموزند ، عمل کرده است ؟
بنابراین ، علاوه بر اعتقاد به مساله ظهور و آمادگی برای درک آن روزگار به دلیل روایاتی که درس انتظار را به ما می آموزند- هر انسانی وظیفه دارد در اندیشه ظهور بوده و امیدوار به درک آن و معتقد به امکان فرارسیدن آن در زمان خود باشد و برای آن که با عافیت زمان ظهور را درک کند دعا نماید و بداند که خداوند آنچه بخواهد انجام می دهد.

برگرفته از صحیفه مهدیه

سایت مناجات

حاج رضا | |  سه شنبه 1387/09/12 ساعت 12    |    

انتظار

  امام زمان(عج)

ترک عادت های اجتماعی و رها شدن از قید و بند غفلت از آثار ارزشمندی که ظهور حضرت بقیة الله اروحناه فداه به همراه دارد ، انسان را به برترین و با فضیلت ترین مقامات می رساند و در پرتو انتظار ظهور امام عصر (عج) نه تنها از قید و بند غفلت از آن حضرت رها می شود بلکه غیبت برای او به منزله مشاهده می شود.

اکنون به این روایت بسیار جالب توجه کنید :
حضرت امام سجاد (ع) به ابی خالد کابلی فرمودند :
غیبت نسبت به دوازدهمین نفر از اوصیاء رسول خدا (ص) و امامان بعد از او امتداد پیدا می کند و طولانی می شود.
ای اباخالد ! به راستی که اهل زمان غیبت او که به امامت ایشان معتقدند و منتظر ظهور او می باشند برترین اهل هر زمان هستند ، زیرا که خداوند - که یادش بزرگ باد - آن چنان به آنان عقل و فهم و معرفت عنایت نموده است ، که مسأاله غیبت برای آنان به منزله مشاهده گردیده است و خداوند آنان را در آن زمان به منزله کسانی قرار داده است که پیشاپیش رسول خدا (ص) با شمشیر جنگیده اند ، آنان حقیقتا ً صاحبان اخلاص و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان دین خدا در نهان و آشکار می باشند.
و حضرت سجاد فرمودند : انتظار فرج از بزرگ ترین نوع فرج است. (بحار ، 122/52)

امام سجاد (ع) در این روایت کسانی را که در زمان غیبت امام زمان اروحناه فداه  زندگی می کنند ولی مسئله غیبت نتوانسته آنان را در قید و بند غفلت اسیر کند و در انتظار ظهور آن بزرگوار به سر می برند ، برترین مردمان هر زمان معرفی فرموده اند.
زیرا آنان توانسته اند با عقل و فهم و معرفتی که خداوند به انان داده است نه تنها گرفتار عادات اجتماعی غفلت از امام زمان (عج) نباشند ، بلکه توانسته اند آن چنان در حالات روحی خود تحول ایجاد کنند که مسأله غیبت برای آنان همچون مشاهده ، شود. بنا بر فرمایش امام سجاد (ع) این گونه افراد شیعیان راستین اهل بیت و پیروان واقعی خاندان وحی می باشند.

ما اگر خواهان رسیدن به مقامات شیعیان راستین و واقعی هستیم ، باید مسیری را بپیماییم که آنان پیموده اند و در راهی گام برداریم که آنان گام برداشته اند ، و همچون آنان اعتیاد به غفلت را از خود زدوده و خود را با توجه و انتظار ظهور زینت بخشیم ، زیرا انتظار پدیدآورنده فکر و اندیشه ، نیرو بخش و عمل آفرین است و بر این اساس پیغمبر اکرم (ص) فرموده اند :
" با فضیلت ترین جهاد امت من ، انتظار فرج است. " (بحار ، 143/77)

انتظار زمینه ای مهم برای برقراری و تسلط حکومت جهانی امام عصر (عج) می باشد و علت سفارشات فراوان خاندان وحی پیرامون این موضوع ؛ اهمیّت آن است. و حضرت امام صادق (علیه السلام) یکی از شرایط پذیرفته شدن عبادت بندگان را انتظار حکومت حضرت قائم اروحناه فداه برشمرده اند ، و پس از بیان این موضوع فرموده اند :
برای ما دولتی است که هرگاه خداوند بخواهد آن را می آورد. سپس فرمودند : کسی که دوست دارد از اصحاب قائم (عج) باشد ، باید منتظر ظهور باشد و به ورع و اخلاق نیکو رفتار کند ، در حالی که در صراط انتظار گام بر می دارد ، پس در این حالت اگر مرگ او فرا رسد و قائم بعد از او قیام کند ، پاداش او همانند کسی است که آن بزرگوار را درک می نماید. پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارا باد بر شما ای گروهی که مورد رحمت خدا هستید. (بحار ، 150/52)

امام صادق (ع) در روایت دیگری در پیرامون وظیفه مردم در زمان غیبت امام عصر اروحناه فداه می فرمایند :
صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش. (بحار ، 133/52)

و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) دارا بودن حالت انتظار را از صفات دوستداران و شیفتگان اهل بیت (علیه السلام) می دانند و محبیّن خاندان وحی را به دارا بودن صفت انتظار در هر صبح و شام توصیف می نمایند. آن حضرت می فرمایند :
" به راستی که دوستان ما در هر روز و شب در انتظار فرا رسیدن روز آسایش و راحتی و فرج می باشند. (بحار ، 121/27) "

یکی از یاران امام هادی (علیه السلام) از آن بزرگوار درباره برنامه عملی و وظیفه عموم شیعیان در زمان غیبت امام عصر ارواحنا فداء سئوال کرد : در زمان غیبت ، شیعیان شما چه کاری انجام دهند ؟
امام هادی علیه السلام فرمودند : بر شما باد ، دعا و نیایش و انتظار فرج (بحار ، 336/95)

بنابراین ، همان گونه که در روایت وارد شده است ، انتظار ظهور مصلح جهان ، از شرایط پذیرفته شدن اعمال مردم و از وظائف پیروان و شیفتگان خاندان رسالت است.

پس شخصی که خود را صالح می پندارد ، باید منتظر ظهور مصلح باشد ، همان گونه که "خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد ، باید خود صالح باشد."

اینک با نقل کلامی گهربار از حضرت جوادالائمه (علیه السلام) در پیرامون وجوب انتظار حکومت جهانی امام عصر (عج) بر ارزش کلام می افزاییم : حضرت عبدالعظیم حسنی می فرماید :
من به محضر مولایم حضرت جواد (ع) وارد شدم و تصمیم داشتم از آن بزرگوار درباره قائم آل محمد (عج) سوال کنم که آیا او همان مهدی است یا دیگری ؟ قبل از آنکه چیزی بگویم ، آن حضرت فرمود : ای اباالقاسم ، قائم ما آل محمد ، همان مهدی است که واجب است در دوران غیبت انتظار او کشید و در زمان ظهورش اطاعتش نمود. او سومین نفر از نسل من است.
سوگند به آن کسی که محمد (ص) را به نبوت منصوب نمود وامامت رابه ما اختصاص داد ، اگر از دنیا باقی نماند مگر یک روز ، خداوند آن روز طولانی می کند تا آن حضرت خروج کند و زمین را پر از عدل و داد نماید ، همان گونه که از جور وستم پر شده باشد. خداوند امر او را در یک شب اصلاح میکند ، همان گونه که کار کلیم خود حضرت موسی (ع) را اصلاح نمود ، او برای به دست آوردن آتش برای خانواده اش رفت ، و در حالی برگشت که دارای مقام نبوت و رسالت بود. آنگاه حضرت جواد (ع) فرمودند : با فضیلت ترین اعمال شیعیان ما ، انتظار فرج است.
(بحار 156/51)

به امید آن روز که ندای دلربایش در فضا طنین افکن شود و دل های دردناک و آزرده را شفا بخشد و بزرگ مردان الهی که خدا در توصیف شان فرموده است : " هر کجا باشید ، خداوند همه شما را می آورد. " (قرآن کریم) به سوی آن بزرگوار بشتابند. و ...

صحیفه مهدیه

منبع:سایت مناجات

 

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/06/04 ساعت 12    |    

تولد امام زمان(عج)

  امام زمان(عج)

   مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند:

حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان و هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.

حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبح صادق نزديك بود؛ چيزي نمانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امام حسن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي  او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صدي امام بلند شد كه عمه  جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود د ر روي زمين قرار مي دهد.

كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: بازگرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (ع) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله  وان ابي اميرالمومنين وصي رسول  الله، بعد نام تمامی  ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا ! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پركن).

حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقينا باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)

چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پابرجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5)

- بحارالانوار، ج 51، ص 2-4، ح 3، ص 11-15، ح 14،‌ ص 17-18 ، ح 25. با تلخيص و تصرف در عبارات

-براي اطلاع بيشتر، : مهدي موعود، ص 15-25-3-5، حديقه الشيعه، ص

711-710، نجم الثاقب، ص 33-23، منتهي الامال؛ ج 2،‌ص 285-284

حاج رضا | |  شنبه 1386/05/27 ساعت 23    |    

چهل حديث از امام زمان(عج)

  امام زمان(عج)

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمى دهد.

۳- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.»:

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

۴- تحقّق حتمى حقّ

«أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ.»:

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

۵- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

«إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ.»:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

۶- ظهور حقّ

«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.»:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتيش ناروا

«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ اَشْرَكَ.»:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا.»:

ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

9- مدّعيان دروغگو

«سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم.»:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

10- دنيا در سراشيبى زوال

«إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ.»:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مى كنم.

۱۱- ذخيره بزرگ

«أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ).»:

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

حاج رضا | ادامه مطلب |  دوشنبه 1386/05/08 ساعت 22    |    

پرتوى از سيره و سيماى امام مهدى(عليه السلام)

  امام زمان(عج)


حضرت مهدى(عليه السلام) در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرّا متولّد گرديد.
نام مشهور مادر آن حضرت، نرجس [نرگس] است.
پنج سال از زندگانى او در حيات پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى گذشت.
در آن مدّت، فعّاليّت مهمّ و اساسى امام عسكرى بر دو امر مهمّ متمركز بود:1ـ احتياط كامل از دستگاه حاكم،2ـ آشنا كردن او با ياران نزديك خود.
امام مهدى(عليه السلام) پس از پدر، مسئوليت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت.
خردسالى امام پديده اى شگفت آور نيست، همان طور كه حضرت يحيى در كودكى صاحب حكم نبوّت شد، چنان كه خداوند در سوره مريم، آيه 12 مى فرمايد: «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّة وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»اى يحيى! كتاب آسمانى را با نيرو بگير. و اين گونه او را در كودكى حكم نبوّت داديم.
امام حسن عسكرى(عليه السلام) چند روز پيش از وفات، به دوستان خود، در مجلسى كه چهل تن از ياران وفادارش حضور داشتند و از جمله آنان محمّد بن عثمان و معاوية بن حكيم و محمّد بن ايّوب بودند، چنين فرمود:

«او بعد از من صاحب و خليفه شماست، او قائمى است، كه گردن ها منتظرانه، به سوى او كشيده می شود.
هنگامى كه زمين از ستم و ناروا پر شد، خروج مى كند، و زمين را از قسط و عدل سرشار مى سازد.»
غيبت صغرى از سال 260 هجرى تا سال 329 هجرى به طول انجاميد.
امام مهدى(عليه السلام) با بعضى از ياران نزديك خود به طور مستقيم تماس مى گرفت و به آنان توصيه مى فرمود كه مشاهدات خود را در ميان مردم تبليغ كنند و سفارش مى كرد كه مكان و ساير خصوصيّاتى را كه راه وصول به سوى او را براى مقامات دولتى آسان مى ساخت، پنهان دارند.
آن حضرت به مسائل گوناگون مردم از طريق وكيلان و سفيران خود، كه مورد اعتماد او بودند، پاسخ مى داد; فقط با كسانى كه اخلاصشان محرز و مورد اطمينان كامل بودند و راز را افشا نمى كردند تماس مى گرفت.
تلاش هاى پيگير معتمد، خليفه عبّاسى و پس از او معتضد، براى دستگيرى حضرت مهدى(عليه السلام) بى نتيجه ماند.
مأموران براى چندمين بار در سامرّا خانه امام حسن عسكرى را محاصره كردند، همه جاى خانه را بازرسى نمودند، وقتى وارد خانه شدند از سرداب، بانگ تلاوت قرآن به گوش رسيد. بر در سرداب فراهم آمدند و آنجا را محاصره كردند تا كسى نه در آنجا به درون رود و نه از آنجا بيرون آيد. فرمانده سربازان بر در ايستاد تا همه سربازان به او پيوستند. امام(عليه السلام) از در سرداب بيرون آمد و از مقابلشان گذشت، وقتى از چشم ناپديد شد، فرمانده گفت: پايين برويد. گفتند آيا او نبود كه از برابر تو گذشت؟ جواب داد: من كسى را نديدم.
پس چرا او را رها كرديد؟ گفتند ما پنداشتيم كه تو او را ديده اى.
اموال و حقوق شرعى  كه از طرف شيعيان به امام(عليه السلام) مى رسيد، توسّط نمايندگان و وكيلان توزيع مى شد و به مصرف واقعى خود مى رسيد.
قسمتى از اموال به طور مستقيم به دست امام(عليه السلام)مى رسيد و قسمتى را نايب، بر وفق قواعد و احكام اسلامى در صرفِ حقوق، مصرف مى كرد.
وظايف نوّاب آن حضرت، علاوه بر رسيدگى به امور مالى، گرفتن سؤالات و رساندن آن به امام و رساندن پاسخ امام به مردم بود.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/30 ساعت 2    |    

مهدى معناى حيات شيعه

  امام زمان(عج)

مسأله مهدويت و ظهور امام زمان، از ابعاد مختلفى مورد بررسى قرار گرفته و يا قابل بررسى است. يكى از ابعادى كه در اين موضوع قابل طرح است و شايد كمتر به آن توجه شده باشد، مسأله معناى حيات و بررسى ظهور و انتظار امام زمان از اين دريچه است. در اين مجال برآنيم تا با طرح اين موضوع، باب بحث، تحقيق و گفتگو را در اين زمينه بگشاييم.

مراد از »معنا« چيست؟
معناى زندگى يعنى اين كه من چرا زنده ام؟ و زنده بودنم چه فايده اى مى تواند داشته باشد؟ معناى زندگى يعنى آن چيزى كه انسان به خاطر آن زندگى مى كند. معناى زندگى يعنى آن چيزى كه انسان به خاطر آن تلاش و كوشش مى كند. معناى زندگى آن چيزى است كه انسان به خاطر آن سختى ها را تحمل مى كند. معناى زندگى آن چيزى است كه حتى انسان حاضر است به خاطر آن بميرد و جانفشانى مى كند. »معناجويى« يعنى جستجو جهت يافتن پاسخ براى موارد ياد شده و »معنادارى« يعنى برخوردارى از پاسخ هايى روشن و صريح براى موارد ياد شده. يافتن معناى زندگى به انسان جهت مى دهد و مايه پويايى و تحرك مى شود و به انسان انرژى براى تلاش و زندگى كردن مى دهد و توان بردبارى و مقاومت را افزايش مى دهد.

ضرورت معنا
خداوند متعال انسان را آفريده و آفرينش او عبث و بيهوده نبوده است. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
»أَفَحَسفبْتفمْ أَنَّمَا خَلَقْنَكفمْ عَبَثًا وَأَنَّكفمْ إفلَيْنَا لَاتفرْجَعفونَ«1
آيا گمان مى كنيد كه شما را بيهوده آفريديم و شما به سوى ما باز نمى گرديد«.
چون »آفرينش« انسان بيهوده نيست، »آفريده خدا« نيز بيهوده گرا نيست. انسان موجودى است كمال گرا و هدفمند است كه از بيهودگى، بى معنايى و بى هدفى سخت گريزان است و لذا بيهودگى و پوچى چنين موجودى را ارضاء نمى كند. براى چنين موجودى اگر زندگى معنا و هدفى نداشته باشد، زنده ماندن هم ارزشى نخواهد داشت؛ هر چند تمام امكانات زندگى براى او فراهم باشد.
به بيان ديگر آنچه موجب شكست و نا اميدى مى شود، »ناكامى در معنا يابى« است نه ناكامى در رفاه و جاه. همان گونه كه انسان جسمى دارد و جانى دارد، زندگى نيز داراى دو بخش است: »مواد زندگى« و »معناى زندگى« همان اندازه كه جان بر جسم برترى دارد، معناى زندگى نيز بر مواد زندگى برترى دارد. يك نويسنده آمريكايى در شرح حال خود مى گويد در مسيرى حركت مى كردم كه جامعه آن را خوشبختى مى داند و همه اجزاى خوشبختى را به دست آوردم: تحصيلات بالا، شغل خوب، در آمد بالا، مسكن، وسيله نقليه و... هر چند تمام كارهايى را كه جامعه براى خوشبخت شدن ديكته مى كند، انجام داده بودم اما هيچ دليلى براى ادامه زندگى نمى يافتم. نمى دانستم چرا زنده ام و چرا زنده بودنم مى تواند مهم باشد. زندگى هيچ معنايى براى نداشت.2 اين نويسنده تا مرز خودكشى پيش مى رود ولى به ناگاه براى زندگى خود معناييى مى يابد و دوباره به زندگى بر مى گردد. معنادارى زندگى يكى از نيازهاى اساسى بشر است كه بدون آن حتى تأمين بودن همه نيازهاى ديگر نيز گره گشا نخواهد بود. چند سال پيش يك نظرخواهى عمومى در فرانسه صورت گرفت كه نتيجه آن نشان داد 89% از شركت كنندگان در اين نظرخواهى اظهار داشتند كه انسان »چيزى« لازم دارد كه به خاطر آن زندگى كند و 61% اذعان داشتند كه كسى يا چيزى در زندگى آنان هست كه حاضرند به خاطرش بميرند.3
اين مطالعات نشان مى دهد كه »معنا جويى« در اغلب انسان ها يك حقيقت و يك نياز اساسى است. هر انسانى و در هر جامعه اى اگر معنايى براى حيات خود نيابد، به بن بست و نااميدى كشيده مى شود. آنچه به افراد و جوامع، پويايى، حركت و اميد مى دهد و آنان را به قله هاى موفقيت و سربلندى مى رساند، معنادارى حيات است.

ضرورت ارزشمندى معنا
معنا دارى، ضرورت زندگى فردى و جمعى هست اما هر چيزى نمى تواند معناى حيات باشد. معنا بايد چيزى ارزشمند و فراتر از خود زندگى باشد. اگر معنا، دليل وجود و زنده بودن انسان است، بايد چيزى فراتر از زنده ماندن باشد. اگر معنا عاملى براى زندگى كردن است، بايد چيزى فراتر از زندگى كردن باشد. اگر معنا دليل تلاش و كوشش است. بايد آنقدر ارزشمند باشد كه عمر و انرژى خود را صرف آن كنيم. اگر معنا عامل بردبارى و تحمل سختى ها است، بايد آنقدر مهم باشد كه ارزش اين همه تلاش و رنج را داشته باشد. اگر معنا مى تواند مرگ را و مردن را توجيه كند، بايد آنقدر ارزشمند باشد كه انسان زندگى خود را فداى آن كند. معناى زندگى بايد ارزشمند، پايدار و بدون تبعات منفى باشد. آنچه ارزشى پايين تر از خود حيات دارد و يا مساوى آن است نمى تواند معناى زندگى باشد. آنچه نابود شدنى است، نمى تواند معناى زندگى باشد و آنچه تبعات منفى داشته و عاقبت خوشى ندارد، نمى تواند معناى زندگى باشد. معناى زندگى براى آن نويسنده آمريكايى، تا پيش از رسيدن به همه آنچه آرزويش را داشت، دست يابى به خواسته ها و آرزوهايش بود و تا به آنها نرسيده بود، اميدوار بود، اميدوار و پويا بود اما وقتى به آنها دست يافت، ايستا و نااميد شد! چرا؟ چون معنايى كه براى زندگى پيدا كرده بود، ارزش فراتر و پايدار نبود.

معنا، ضرورتى براى فرد و جامعه
ضرورت معنا را نبايد فقط در فرد خلاصه كرد؛ جامعه ها نيز نيازمند معنا براى حيات خويش اند. هر جامعه اى براى بقاء خود و براى ماندگارى هويت خود نيازمند معنايى براى حيات اجتماعى خويش است. افراد به ناچار در جامعه زندگى كرده و خواهند كرد و حتى اگر جامعه اى نابود شود، جامعه ديگرى شكل مى گيرد. اما مهم اين است كه بتوان »هستى« و »هويت« آن را حفظ كرد. دقيقا اينجاست كه حيات اجتماعى شكل مى گيرد و معناى زندگى از قلمرو روان شناسى فراتر رفته و به جامعه شناسى نيز سرايت مى كند. تداوم حيات اجتماعى و هويت اجتماعى نيز نيازمند معنادارى آن است. جامعه تا وقتى زنده است كه دليلى براى حيات خويش داشته باشد و بداند چرا به وجود آمده و چرا بايد بماند؟
افراد مسلمان هر جا كه باشند در يك جامعه زندگى مى كنند اما مهم اين است كه جامعه آنان هويت اسلامى داشته باشند. شيعه نيز هر جا كه باشد درون يك جامعه زندگى مى كند اما مهم اين است كه در يك جامعه شيعى با هويت شيعى زندگى كند. جامعه شيعى، يعنى جامعه اى كه براى حيات اجتماعى اش معنايى بر خواسته از افكار و آرمان هاى خود داشته باشد. جامعه شيعى بايد بداند چرا زنده است و به چه خاطر زندگى مى كند و چرا بايد به حيات اجتماعى اش ادامه دهد. اين گونه است كه جامعه شيعى زنده مى ماند و به حيات اجتماعى خود ادامه مى دهد.

معناى حيات اجتماعى شيعه
پيش از اين گفتيم كه معناى زندگى بايد ارزشمند باشد. در مقياس جوامع نيز همين امر صادق است. معناى زندگى براى برخى افراد و تمدن ها »لذت طلبى« است. برخى جوامع فقط در پى بهتر خوردن، بهتر آشاميدن، بهتر خوابيدن و بيشتر لذت بردن هستند. اين معناى زندگى شايسته حيوانات است نه انسان ها. امام على(ع) مى فرمايدك من آفريده نشده ام همانند حيواناتى كه همّشان علفشان است، خوردنى هاى لذيذ مرا به خود مشغول سازد.4 كسى كه همش خوردن و شهوترانى كردن باشد، در دورترين حالت از خداوند قرار دارد.5
واقعيت اين است كه اينها امور ارزشمندى نيستند كه بتوانند معناى زندگى انسان باشند. خداوند آفرينش را براى انسان آفريد و انسان را براى خودش. حال اگر انسان دنيا را معناى زندگى اش بداند، زيان كرده و شكست خواهد خورد. آنچه فراتر از انسان و همه آفرينش است، خداوند است. خدا عالى ترين معنا براى زندگى است؛ معنايى ارشمند بلكه ارزشمندترين، و پايدار بلكه تنها مفهوم پايدار هستى، و بى زيان بلكه سراسر خير و بركت.

حاج رضا | ادامه مطلب |  چهارشنبه 1386/04/13 ساعت 0    |    

سرگذشت نرجس خاتون مادر امام زمان(عج)

  امام زمان(عج)

مرحوم مجلسى در بحارالانوار از كتاب غيبت شيخ طوسى، از بشر بن سليمان برده فروش كه از فرزندان ابو ايوب انصارى ويكى از شيعيان مخلص حضرت امام على النقى وامام حسن عسكرى (ع) در سامرا همسايه حضرت بود، روايت كرده كه گفت: روزى كافور- غلام امام على النقى (ع)- نزد من آمد و مرا احضاركرد، چون خدمت حضرت رسيدم فرموده اى بشرتو از اولاد انصار هستى، دوستى شما نسبت به ما اهل بيت پيوسته ميان شما برقرار است به طورى كه فرزندان شما آن را به ارث مى برند و شما مورد وثوق ما مى باشيد. مى خواهم تو را فضيلتى دهم كه در مقام دوستى با ما و اين رازى كه با تو در ميان مى گذارم، بر ساير شيعيان پيشى گيرى .
سپس نامه پاكيزه اى به خط وزبان رومى مرقوم فرمود وسَرِ آن را با خاتم مبارك مهركرد وكيسه زرى كه 22 اشرفى در آن بود بيرون آورد وفرمود: اين را گرفته به بغداد مى روى وصبح فلان روز در سر پل فرات حضور مى يابى. چون كشتى حامل اسيران نزديك شد و اسيران را ديدى، مى بينى بيشتر مشتريان فرستادگان اشراف بنى عباس و قليلى از جوانان عرب مى باشند. در اين موقع، مواظب شخصى به نام عمر بن زيد برده فروش باش كه كنيزى را به اوصافى مخصوص كه از جمله دو لباس حرير پوشيده وخود را از معرض فروش و دسترسى مشتريان حفظ مى كند، به مشتريان عرضه مى دارد.
در اين هنگام، صداى ناله او را به زبان رومى از پس پرده رقيقى مى شنوى كه بر اسارت وهتك احترام خود مى نالد . يكى از مشتریان به عمر بن زيد خواهدگفت: عفت اين كنيز رغبت مرا به وى جلب كرده، او را به سيصد دينار به من بفروش کنيزك به زبان عربى مى گويد: اگر تو حضرت سليمان و داراى حشمت او باشى، من به تو رغبت ندارم، بيهوده مال خود را تلف مكن فروشنده مى گويد: پس چاره چيست، من ناگزيرم تو را بفروشم. كنيزك مى گويد: چرا شتاب مى كنى؟ بگذار خريدارى ندا شودكه قلب من به او و امانت وى آرام گيرد.
در اين هنگام نزد فروشنده برو وبگو من حامل نامه لطيفى هستم كه يكى از اشراف به خط وزبان رومى نوشته وکرم و وفا و شرافت و امامت خود را در آن شرح داده است . نامه را به كنيزك نشان بده تا درباره نویسنده آن بيانديشد. اگر به وى مايل گرديد وتو نيز راضى شدى، من به وكالت او كنيزك را مى خرم. بشر بن سليمان مى گويد: آن چه امام على النقى (ع) فرمود، امتثال كردم. چون نگاه كنيزك به نامه حضرت افتاد، سخت گریست. سپس رو به عمر بن زید كرد وگفت: مرا به صاحب اين نامه بفروش، و سوگند ياد كرد كه اگر از فروش او به صاحب وى امتناع كند، خود را هلاک خواهد كرد. من در تعيين قيمت او با فروشنده گفتگوى بسياركردم تا به همان مبلغ كه امام به من داده بود راضى شد. من هم پول را به وى تسليم كرده و باكنيزك كه خندان وشادان بود به محلى كه در بغداد اجاره كرده بودم آمديم. در آن حال، با بى قرارى زیاد نامه امام را از جيب بيرون آورده مى بوسيد و روى ديدگان و مژگان خود مى نهاد و بر بدن وصورت مى كشيد . من گفتم: عجبا نامه اى را مى بوسى كه نویسنده آن را نمى شناسى گفت: اى درمانده كم معرفت گوش فرا ده ودل سوى من بدار.
من مليكه دختر يشوعا پسر قيصر روم هستم؟ مادرم از فرزندان حواريين است وبه شمعون وصی عيسى (ع) نَسَب مى رسانم. بگذار داستان عجيب خود را برايت نقل كنم . جد من قيصر مى خواست مراكه سيزده سال بيشتر نداشتم براى پسر برادرش تزويج كند، سيصد نفر از رهبانان و قسيسين نصارى از دودمان حواريين عيسى بن مريم (ع) وهفتصد نفر از اعيان واشراف وچهار هزار نفر از امرا وفرماندهان وسران لشكر و بزرگان مملكت را جمع كرد. آنگاه تختى آراسته به انواع جواهرات روى چهل پايه نصب كرد. چون پسر برادرش را روى آن نشانيد و صليب ها را بيرون آورد و اسقف ها پيش روى او قرار گرفتند وسِفرهاى اناجيل را گشودند، ناگهان صليب ها از بلندى بر روى زمين فرو ريخت وپايه هاى تخت در هم شكست. پسر عمويم با حالت بيهوشى از بالاى تخت بر روى زمين افتاد و رنگ صورت اسقف ها دگرگون گشت و سخت لرزيدند .
بزرگ اسقف ها رو به جدم كرد وگفت: پادشاها ما را از مشاهده اين اوضاع منحوس كه نشانه زوال دين مسيح ومذهب پادشاهى است معاف بدار. جدم نيز اوضاع را به فال بدگرفت. با وجود اين، به اسقف ها دستور داد تا پايه هاى تخت را استواركنند وصليب ها را دوباره برافرازند وگفت: پسر بد بختِ برادرم را بياوريد تا هر طورى هست اين دختر را به وى تزويج كنم، باشد كه با اين وصلت ميمون، نحوست آن برطرف شود. چون دستور او را عملى كردند، آن چه بار نخست روى داده بود تجديد شد، مردم پراكنده گشتند و جدم با حالت اندوه به حرم سرا رفت وپرده ها افتادند.
شب هنگام در خواب ديدم مثل اينكه حضرت عيسى وشمعون وصى او و گروهى از حواريين در قصر جدم قيصر اجتماع كرده اند و در جاى تخت، منبرى كه نور از آن مى درخشيد قرار دارد . چيزى نگذشت كه محمد(ص) پيغمبر خاتم و داماد و جانشين او و جمعى از فرزندان وى وارد قصر شدند . حضرت عيسى (ع) به استقبال شتافت و با محمد معانقه كرد ومحمد(ص) فرمود: يا روح الله من به خواستگارى دختر وصی شما- شمعون- براى فرزندم آمدم، در اين هنگام اشاره به امام حسن عسكرى (ع) كرد. حضرت عيسى نگاهى به شمعون كرد وگفت: شرافت به سوى تو روى آورده، با این وصلت با ميمنت موافقت كن. او هم گفت: موافقم پس محمد(ص) بالاى منبر رفت وخطبه اى انشا فرمود ومرا براى فرزندش تزويج كرد وحضرت عيسى و فرزندان خود و حواريين را گواه گرفت. چون از خواب برخاستم از بيم جان، خواب خود را براى پدر وجدم نقل نكردم و همواره آن را پوشيده مى داشتم . بعد از آن شب چنان قلبم از محبت امام حسن عسكرى (ع) موج مى زد كه از خوردن و آشاميدن باز ماندم و كم كم لاغر و رنجور گشتم و سخت بيمار شدم . جدم تمام پزشكان را احضاركرد و از مداواى من استفسار كرد وچون مأيوس شد، گفت: نور ديده هر خواهشى دارى بگو تا در انجام آن بكوشم گفتم: پدر جان اگر در به روى اسيران مسلمين بگشايى و آن ها را از قيد وبند وزندان آزادگردانى، اميد است که عيسى و مادرش مرا شفا دهند.
پدرم تقاضاى مرا پذيرفت و من نيز به ظاهر اظهار بهبودى كردم و كمى غذا خوردم. پدرم از این واقعه خشنود گرديد و سعى در رعايت حال اسيران مسلمين و احترام آنان كرد. چهارده شب بعد از این ماجرا باز در خواب ديدم كه حضرت فاطمه (ع) و مريم (ع) و حوريان بهشتى به عيادت من آمده اند. حضرت مريم روى به من كرد و فرمود: این بانوى بانوان جهان ومادر شوهر تو است. من دامن مبارك او راگرفتم وگريه كردم و از نيامدن امام حسن عسكرى (ع) به ديدنم شكايت كردم. فرمود: او به عيادت تو نخواهد آمد، زيرا تو مشرك به خدا و پيرو مذهب نصارا هستى. این خواهر من مريم است كه از دين تو به خداوند پناه مى برد. اگر مى خواهى خدا و عيسى (ع) و مريم از تو خشنود باشند و ميل دارى فرزندم به ديدنت بيايد، به يگانگى خداوند واينكه محمد پدر من، خاتم پيامبران است گواهى بده چون این كلمات را ادا كردم، فاطمه (ع) مرا در آغوش گرفت وبدين گونه حالم بهبود يافت. سپس فرمود: اكنون منتظر فرزندم حسن عسكرى باش كه او را نزد تو خواهم فرستاد.
چون از خواب برخواستم، شوق زيادى براى ملاقات حضرت در خود حس كردم. شب بعد امام را در خواب ديدم، در حالى كه ازگذشته شكوه مى كردم، گفتم: اى محبوب من، من كه خود را در راه محبت تو تلف كردم فرمود: نيامدن من علتى سواى مذهب سابق تو نداشت و اكنون كه اسلام آورده اى، هر شب به ديدنت مى آيم تا موقعى كه فراق ما مبذل به وصال شود . از آن شب تاكنون، شبى نيست كه وجود نازنينش را به خواب نبينم.
بشر بن سليمان مى گويد: پرسيدم چطور شد كه به ميان اسيران افتادى گفت: در يكى از شب ها در عالم خواب امام حسن عسكرى (ع) فرمود: فلان روز جدت قيصر، لشكرى به جنگ مسلمانان مى فرستد، تو هم به طور ناشناس در لباس خدمتكاران همراه عده ا ى ازكنيزان از فلان راه به آنان ملحق شو . سپس پيش قراولان اسلام مطلع شدند وما را اسير كردند و كار من بدين گونه كه ديدى انجام پذيرفت، ولى تا كنون به كسى نگفتم كه نوه پادشاه روم هستم . حتى پير مردى كه من در تقسيم غنايم جنگ سهم او شده بودم نامم را پرسيد، ولى من اظهار نكردم وگفتم: نرجس گفت: نام كنيزان؟
بشر مى گويد: گفتم عجب است كه تو رومى هستى و زبانت عربى است؟ گفت: جدم در تربيت من جهدى بليغ داشت. او زنى را كه چندين زبان مى دانست معين كرده بودكه صبح و شام نزد من آمده، زبان عربى به من بياموزد، به همين جهت عربى را به خوبى آموختم . بشر مى گويد: چون او را به سامرا خدمت امام على النقى (ع) آوردم، حضرت از وى پرسيد: عزت اسلام و ذلت نصارا وشرف خاندان پيامبر را چگونه ديدى؟ گفت: درباره چيزى كه شما از من داناتر هستيد چه عرض كنم؟ فرمود: مى خواهم ده هزار دينار يا مژده مسرت انگيزى به تو بدهم، كدام يك را انتخاب مى كنى عرض كرد: مژده فرزندى به من دهيد فرمود: تو را مژده به فرزندى مى دهم كه شرق و غرب عالم را مالك شود و جهان را از عدل و داد پرگرداند، از آن پس كه پر از ظلم و جور شده باشد. عرض كرد: این فرزند از چه شوهرى خواهد بود؟ فرمود: از آن كسى كه پيغمبر اسلام در فلان شب وفلان ماه وفلان سال رومى تو را براى او خواستگارى کرد . در آن شب عيسى بن مريم (ع) و وصى او تو را به چه كسى تزويج كردند؟ گفت: به فرزند دلبند شما فرمود: او را مى شناسى . عرض كرد: از شبى كه به دست حضرت فاطمه (ع) اسلام آوردم، شبى نيست كه او به ديدن من نيامده باشد. در این هنگام امام دهم به كافور خادم فرمود: خواهرم حكيمه را بگو نزد من بيايد. هنگامى كه آن بانوى محترم آمد، به او فرمود: خواهر این زن همان است كه گفته بودم. حكيمه خاتون آن بانو را مدتى در آغوش گرفت و از ديدارش شادمان شد. آنگاه امام على النقى (ع) فرمود: عمه او را به خانه خود ببر وفرايض دينى واعمال مستحبه را به او بياموز كه او همسر فرزندم حسن ومادر قائم آل محمد است .(1)

  1. مهدى موعود، ص 88 ا بحار الانوارج 1 .5 ص 6 كمال الدين ج 2 ص 8 1 4 نجم الثاقب ص12 .

حاج رضا | |  سه شنبه 1386/04/12 ساعت 23    |    

فواید دعا برای فرج :

  امام زمان(عج)

1 - فرمايش امام زمان(عج) "بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شمااست". 2 - اين دعا سبب زياد شدن نعمتهاست
3 - اظهار محبت قلبي
4 - نشانه انتظار
5 - زنده کردن امر ائمه اطهار
6 - مايه ناراحتي ووحشت شيطان لعين
7 - نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان
8 - ادا کردن قسمتي از حقوق آن حضرت
9 - تعظيم خداوند و دين خداوند است
10 - حضرت صاحب الزمان در حق او دعا مي کند
11 - شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حالش مي شود.
12 - شفاعت پيغمبر ان شاالله شامل حال او مي شود
13 - اين دعا فرمانبري امر الهي وطلب فضل و عنايت او است
14 - مايه استجابت دعا مي شود
15 - ادا کردن اجرومزد رسالت است
16 - مايه دفع بلاست
17 - سبب وسعت روزي است
18 - باعث آمرزش گناهان مي شود
19 - تشرف به ديدار آن حضرت دربيداري وخواب
20 - رجعت به دنيا درزمان ظهورآن حضرت
21 - ازبرادران پيغمبر خواهد بود
22 - فرج مولاي ماحضرت صاحب الزمان زودتر واقع خواهدشد
23 - پيروي ازپيغمبروامامان
24 - وفاي به عهدوپيمان خداوندي
25 - آثارنيکي به والدين براي دعاکننده حاصل مي گردد

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

آیا امام زمان (عج) دارای زن و فرزند است؟

  امام زمان(عج)

محور ديگرى كه پيرامون زندگى شخصى و كيفيت معيشت امام عصر(ع) نياز به بررسى دارد, مسائله زن و فرزند آن حضرت است آيا با توجه به فلسفه غيبت و اين كه آن حضرت به شيوه ناشناس زندگى مى كند و كسى ازمكان وى آگاه نيست ؟
ازدواج و داشتن فرزند , با اين مسائله سازگار است؟

منابعى كه در اختيار است, يا اشكال سندى دارند و يا ابهام دلالى ونظر قاطعى را ارائه نمى دهند.
در اين جا سه احتمال وجود دارد:

1. اساساً حضرت مهدى(ع) ازدواج نكرده است.
2. ازدواج انجام گرفته, ولى اولاد ندارد.
3. ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.

اگراحتمال اول را بپذيريم, لازمه اش اين است كه امام معصوم(ع) يكى از سنّت هاى مهم اسلامى را ترك كرده باشد واين با شان امام سازگار نيست. اما از طرفى ديگر چون مسائله غيبت, اهمّ است و ازدواج مهم, ترك ازدواج, با توجه به آن امر مهم تر اشكالى را ايجاد نمى كند و گاهى براى مصلحت بالاتر, لازم وواجب نيز هست.

اما احتمال دوّم كه اصل ازدواج را بپذيريم بدون داشتن اولاد, جمع مى كند بين انجام سنت اسلامى و عدم انتشار مكان و موقعيت حضرت. اما باز اين اشكال باقى است كه اگر قرار باشد, آن حضرت شخصى را به عنوان همسر برگزيند يا بايد بگوييم كه عمر او نيز مانند عمر حضرت طولانى است كه بر اين امر دليلى نداريم يا اين كه بگوييم مدتى با حضرت زندگى كرده و از دنيا رفته است كه در اين صورت حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل كرده و پس از آن, تنها و بدون زن و فرزند زندگى را ادامه مى دهد.

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

لزوم حجت خدا

  امام زمان(عج)

أحمد بن اسحاق بن سعد اشعرى مى گويد بر ابو محمد حسن بن علي عليهما السلام وارد شدم مى خواستم درباره جانشين پس از او از آن حضرت بپرسم ، كه امام ( ع ) ابتدا به من فرمود : اى أحمد بن اسحاق ، خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه حضرت آدم ( ع ) را آفريد تا قيامت ، زمين را خالى از حجت قرار نداده است ، بواسطه وجود حجت ، بلا ودشواريها از ساكنان زمين دفع شده و بواسطه وجود او باران رحمت مى آيد و نعمتهاى زمين را خارج مى سازد .
وى گفت : بدو عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) امام و جانشين پس از شما كيست ؟ حضرت از جا برخاست و به سرعت داخل خانه شد و سپس بيرون آمد و كودكى سه ساله را بر دوش خود داشت كه صورتش چون ماه شب چهارده مى درخشيد فرمود : اى أحمد بن اسحاق اگر بخاطر عظمت تو در پيشگاه خداوند و بر حجتهاى او نبود ، اين فرزندم را به تو نشان نمى دادم ، اين فرزند هم نام و كنيه رسول خدا ( ص ) است ، همانكسى كه زمين را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد ، آكنده از عدل و داد مى كند .
اى أحمد بن اسحاق ، مثال او ميان اين امت مثال حضرت خضر ( ع ) و ذى القرنين است ، بخدا سوگند او آنچنان غيبتى خواهد داشت كه در آن هيچكس از هلاكت رهايى نمى يابد مگر آنكس كه خداوند عز وجل او را نسبت به امامت او و دعا براى شتاب در فرج آن حضرت ثابت قدم نگاه دارد.
أحمد بن اسحاق مىگويد : بدو عرض كردم : اى سرور من آيا علامت و نشانه اى در اين راستا وجود دارد كه دلم آرام گيرد ؟ كه ناگهان كودك ( ع ) با زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود : من بقية الله در زمين او و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم ، اى أحمد بن اسحاق بعد از اين لحظه اثرى نمى يابى .
أحمد بن اسحاق گفت : شادمان بيرون رفتم ، فردا خدمت حضرت بازگشتم و بدو عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) به آنچه كه منت بر من گذاشتى بسيار شادمان شدم اكنون بفرماييد او چه شباهتى به خضر و ذى القرنين دارد ؟ فرمود : اى احمد ، طولانى بودن غيبت ، عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آيا غيبت او به طول مى انجامد ؟ فرمود : آرى بخدا سوگند تا آنجا كه بيشتر كسانى كه به امامت او قائل بودند از عقيده خود برگردند و كسى بر اين عقيده باقى نماند مگر آنكس كه خداوند از او پيمان ولايتم را گرفته باشد ، و ايمان را در دل او جايگزين و با روح خود ، او را حمايت و تأييد كند .
اى أحمد بن اسحاق ، اين امرى است از امر خدا و رازى است از راز و اسرار خدا ، و غيبى است از غيب هاى خدا ، آنچه را كه به تو گفتم درياب ، و آنرا نهان دار ، و از سپاسگزاران باش ، روز قيامت در عليين با ما خواهى بود .

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

سيصد و سيزده نفر

  امام زمان(عج)

در همه جا معروف است و در کتابهای مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده که هنگام ظهور آن حضرت، 313 نفر ياران مخصوص ايشان به او می پيوندند و همچون کوه در برابر حوادث ايستادگی کرده و همراه امام (عج) هستند. اصل حديث متواتر است و نبايد شکّی در صدور حديث مذکور از جانب معصومين عليهم السلام نمود.

و امّا چند نکته :

1- آنان در «ذی طوبی» به امام زمان (عج) می پيوندند. (1)

2- آنان از اطراف جهان و دورترين نقاط جمع شده و به امام قائم (عج) پيوسته اند. در اين باره امام باقر (ع) فرموده است : «خداوند برای حضرت قائم (عج) – از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع می کند» (2)

3- هنگام ظهور، نخستين کسانی که پس از جبرئيل امين با امام قائم (عج) بيعت می کنند، همين 313 نفرند، چنانکه اين مطلب را امام باقر (ع) در ضمن حديثی فرمودند. (3)

4- اين افراد در روايات شبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشوری شده اند که در جنگ بدر، نخستين شکست بزرگ را بر کفّار و دشمنان اسلام وارد آورند. به علاوه، اينان پرچمداران روی زمين، و حاکمان خدا بر مردم در سراسر زمين می باشد. (4)

طبق فرموده ی «سيّدشمس الدين محمّد»، 300 نفر آنها در حال حاضر در جزيره ی خضراء به سر می برند و فقط 13 نفر مانده است که تعداد ياران حضرت ولی عصر (عج) کامل شود.  (5)

در کتاب «المحَجَّة...» در ضمن روايتی از امام صادق عليه السلام نام تمام سيصد و سيزده نفر و قبيله و شهر آنان ذکر شده است .

پی نوشت ها :

1 - «بحارالانوار»، ج 52، ص 3041

2- همان مدرک، ص 310

3-  «حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 223

4 - همان مدرک. ص 224 و . . .

5- «جزيره ی خضراء»، ص 177

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

اسم اصلى حضرت مهدی (عج)

  امام زمان(عج)

  نام اصلى حضرت" محمد"است. نامى كه پيامبر اكرم (ص) براى ايشان گذارده و فرمود:مهدى از فرزندان من است. اسم او اسم من وكنيه اوكنيه من است . (1) در اين كه آيا مى توان به نام اصلى حضرت، يعنى "محمد" تصريح كرد يا نه در ميان علماى شيعه اختلاف نظر است. واما ياد كردن نام شريف معهود آن حضرت بر چند گونه متصور است: 1. ياد كردن آن در كتاب ها، كه در جايز بودنش ترديد نيست، زيرا دلايل منع، شامل آن نمى شود و نيز شيوه علماى صالح وعامل از زمان كلينى تاكنون بر اين بوده كه نام آن حضرت را دركتاب هاى خود ذكر كرده اند بدون اين كه كسى بر آنان اعتراض نمايد 2. يادكردن نام آن حضرت با اشاره وكنايه، مانند اين كه گفته شود: اسم او، اسم رسول خدا(ص) است وكنيه اش، كنيه آن حضرت مى باشداين نيز جايز است، به همان دلايلى كه درگونه اول گذشت. به اضافه روايات متعددى از طرق شيعه و سني از پيامبر اسلام (ص) كه در آن ها تصريح فرموده است: مهدى از فرزندان من است. نام او نام من وكنيه اش كنيه من مى باشد. (2)

گفتنى است كه جايز بودن در اين دو مورد مذكور، به غير حال ترس اختصاص دارد، زيرا ترس از جمله عناوين عارضى است كه مايه حرام شدن هر جايزى مي گردد. 3. يادكردن آن حضرت در دعا ومناجات كه ظاهراً در اين مورد نيز جايز است. 08 ياد كردن آن حضرت در مجامع و غيره به طور سرى و به عنوان درد دل، كه در اين صورت نيز جايز است، زيرا دلايل منع از اين قسم منصرف است، پس اصل جواز و دلايل جواز، بدون معارض باقى مى مانند. ضمن اين كه در روايت نبوى آمده:اوست كسى كه نامش به طورآشكارا پيش از قيامش نبرد مگركافر به او(3)

1. يادكردن اين اسم شريف در مواقع ترس، مانند: محافل و مجالس دشمنان دين كه تقيه با آنان واجب است. در حرمت اين نوع هيچ اختلافى وجود ندارد، چنان كه در روايات متعددى بر اين حرمت، تصريح شده است. 6.يادكردن نام آن حضرت در مجالس ومجامعى كه ترس وتقيه اى در آن ها نباشد. اين مورد است كه معركه آراء وجاى بحث وگفتگو است .بعضى مي گويند: اخبارگوناگونى در دست است كه دلالت بر حرمت اين نوع دارد.از جمله روايات، اين است كه امام هادى (ع) فرموده: جانشين بعد از من، پسرم حسن است، پس چگونه خواهيد بود در جانشين پس از جانشين من راوى مي گويد: عرض كردم: خداوند مرا فداى شما گرداند، چرا؟ فرمود: زيرا شما شخص او را نمى بينيد و بردن نامش براى شما روا نيست گفتم: پس چگونه او را يادكنيم فرمود: بگوييد حجت آل محمد(ع)(4)

نيز در توقيع آن حضرت است كه:ملعون است ملعون است كسى كه در محفلى از مردم، اسم مرا ببرد. (5)

عده اي مي گويند: منظور از حرمت بردن اسمِ صريح امام،در مورد تقيه است. زيرا رواياتى داريم كه به جهت جايز دانستن ذكر نام آن امام، در مقابل روايات حرمت قرار دارند، وتنها راه جمع بين روايات حرمت وجواز همين است 0 ودلايل ديگرى هم مى آورند كه منطقى مى نمايد. در اين رابطه عالم بزرگ تشيع، على بن عيسى اربلى مي گويد: فتواى من اين است كه منع تلفظ به نام مهدى (ع) از روى تقيه بوده است، ولى اكنون اشكال ندارد. (6) همانگونه كه محدث كبير شيخ حر عاملى در وسايل الشيعه اختياركرده است .پس ذكر نام شريف حضرت مهدى (ع)كه عبارت از امام محمد فرزند امام حسن عسكرى (ع) مى باشد، در امثال زمان ما كه تقيه لازم نيست، جايز است. (7) البته با توجه به فتواى علماى بزرگى به حرمت مسأله، جاى احتياط است و اصولا از مسائل فقهى و اجتهادى محل اختلاف مى باشد

پاورقی

1.كمال الدين ج 2 ص 286.

2. همان.

3. مستدرک الوساثل ج 2 ص 380.

4.اصول كافی ج ا، ص 328.

5. بحار الانوار ج 53 ص 184

6. كشف الغمه ج 2، ص 520.

7. يکصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(ع)علي رضا رجالي تهراني ص 66

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

طول عمر حضرت صاحب الزمان(عج)

  امام زمان(عج)

درباره طول عمر حضرت مهدى (ع) سخن هاى بسيارى گفته اند. مهم ترين مسأله دخيل در طول عمرِ حضرت، قدرت الهى است. اگركسى به كتب آسمانى به ويژه قرآن كريم آشنايى داشته باشد، مى داند كه كارهاى خارق العاده بسيارى در عالَم واقع شده و معجزات بسيارى صادرگرديده كه همگى حاكى از قدرت لا يزال الهى است از قبيل: توفان نوح (1) سرد شدن آتش براى ابراهيم (ع) (2) عصاى موسى (ع) وتبديل شدن به اژدها (3) بى پدر متولد شدن حضرت عيسى (ع) (4) و سخن گفتن او درگهواره (5) وامثال اين ها. اگر خداوند قادر است اين كارهاى خارق العاده را انجام دهد، قادر است حجت وولى خود را نيز سال هاى متمادى نگه دارد. (6)

واما طول عمر از نظر اديان :همه اديان از عمر طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده اند، به عنوان مثال در اصحاح سوره پنجم از سفر تكوين تورات، آيات ،8,5 1 1، 14، 17، 20، 27، 31 در اصحاح نهم، آيه 29 و اصحاح يازده آيه 0 1 تا 17 و در موارد ديگر، افرادى را از پيامبران و ديگران نام برده و عمرهاى طولانى هر يك را كه متجارز از 400، 600، 700، 800 و 900 سال بوده به صراحت بيان داشته است. اديان باستانى ديگر مانند زرتشتى، بودايى، برهمايى و... نيز از عمرهاى طولانى جمعى از افراد بشر مخصوصاً رهبرانشان خبر داده اند و همه قائل به طول عمر، بلكه بقاى حيات اشخاص تا اين زمان هستند. (7) ومسيحى ها عمومأ معتقدندكه حضرت عيسى (ع) پس از قتل زنده شده وتاكنون زنده است.

طول عمر از ديدگاه قرآن : با مراجعه به قرآن كريم معلوم مى شود كه بعضى ها از عمر طولانى برخوردار بوده وهستند، به عنوان نمونه درباره حضرت نوح (ع) مى خوانيم كه قبل از توفان، 950 سال در ميان قوم خود بوده (8) وپس از توفان نيز زنده بود. در تاريخ تا 2500 سال درباره طول عمر آن حضرت نوشته اند. همچنين درباره حضرت عيسى (ع) وقتى يهوديان گفتند: ما او را به دار آويخته وكشته ايم، قرآن كريم نظر آنان را مردود دانسته وفرمود: خداوند او را به آسمان برده است. (9) لذا در روايات داريم كه حضرت عيسى (ع) زنده و در آسمان است وپس از ظهور حضرت مهدى (ع) از آسمان نازل شده وپشت سر حضرت نماز مى خواند. در مورد زندگى حضرت خضر(ع) گر چه در قرآن ذكر نشده، امَا در داستان حضرت موسى (ع) (10) و پيرمراد ومعلم او در روايات آمده كه آن رجل الهى حضرت خضر بوده و همچنان زنده است. پس طبق آيات قرآن و روايات، داشتن عمر طولانى امرى ممكن و قابل تحقق است .

طول عمر از منظر تاريخ : در بيشتركتبى كه دانشمندان درباره زندگى ووجود امام زمان (ع) نوشته اند" بابى را به معمرين اختصاص داده واسامى افرادى را كه عمر طولانى داشته اند، ضبط كرده اند كه ما اسامى برخى از آنان را در باب معمرين آورده ايم.

طول عمر در تحقيقات جهان پزشکي :از نظر علم پزشكى، عمر انسان محدود به هفتاد و هشتاد سال نيست، بلكه تمام اعضاى بدن انسان، جداگانه براى يك عمر طولانى ساخته شده است. يكى از دانشمندان در مقام مقايسه عمر انسان با ساير موجودات، مطالعات فراوانى نموده وبالاخره ثابت كرد كه بدن آدمى براى آن ساخته شده كه هزاران سال عمركند. (11)يكى از پزشكان مى گويد: براى مدت زندگانى انسان، حدى كه تجاوز از آن محال باشد، معين نشده است. (12) يكى ديگر از دانشمندان مى گويد: اگر مى توانستيم نيم پايين روده ها را از تفاله پاك نگهداريم ونگذاريم بدن از آن ناحيه مسموم شود، مرگ را جواب مى گفتيم وبعض ديگر اين ادعا را درباره جهازات ديگركرده اند. (13) چيزى كه تاكنون ثابت شده است، اين است كه علت اصلى مرگ، امراض وعوارضى است كه به يكى از اعضاء عارض شده، در نتيجه آن عضو را از انجام كار باز مى دارد وبه واسطه ارتباط واتصالى كه ميان اعضاء برقرار است، از مرگ آن عضو، مرگ ساير اعضاء نيز فرا مى رسد امروزه بشر در اين فكر است كه به كرات دور دست آسمانى كه احتمالاً صدها ويا هزارها سال وقت مى خواهد سفركند، وچون عمركوتاه انسان با اين نوع مسافرت هاى طولانى وفق نمى دهد در اين صدد برآمده اند كه براى رسيدن به كرات آسمانى، اول بايد عمر انسان را زيادتركرد. لذا امروز در دانشگاه هاى مهم دنيا، كرسى دو علم جديد ژرياترى وجرونتولوژى به همين منظور مشغول فعاليت است و دانشمندان پيش بينى مى كنندكه روزى خواهد رسيدكه بشر، هم عمر خود را به هزاران سال مى رساند وهم به كرات دور دست آسمانى سفر مى كند. لذا عمر انسان از نظر علمى حد ثابت ومعينى ندارد، بلكه انسان قابليت آن را داردكه هزارآن سال عمركند.

واما حضرت آيت الله وحيد خراسانى درباره كلمه امام زمان (ع) مى گويد: اگر درباره كلمه امام زمان و صاحب الزمان دقت كنيد مى بينيد آن حضرت، جلوى زمان است و زمان، پشت سرِ اوست آن حضرت، امام وصاحب زمان است وچون مقدم بر زمان است، بر زمان هم امامت مى كند. اگركسى عمق اين مطلب را بفهمد، خواهد دانست كه چرا امام زمان (ع) پير نمى شود. (14) پس با اين همه، طول عمر هم امكان دارد وهم واقع شده است.

پاورقی

ا. سوره هود 38 تا 48.

2. سوره انبياء ص69

3. سوره قصص 32 و طه 20 و شعراء 32.

4.سوره انبياء 91

5. سوره مريم 27 تا 34.

6. سيمای آفتاب حبيب الله طاهري 99

7. امامت ومهدويت، ج 2 ص373

8. سوره عنکبوت 14

9. سوره نساء، 158.

. 1. سوره كهف 65 تا 82.

11.اولين دانشگاه وآخرين پيامبر ج 2، ص 220.

12. مصلح جهانى، ص 67.

13. آخرين اميد داود الهامي ص 337

14. پيام امام زمان حجازى، ص 173.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

معجزات حضرت مهدی(عج) در کودکی

  امام زمان(عج)

سجده حضرت

حكيمه خاتون مى فرمايد: وقتى حضرت مهدى(ع) متولد شد، سجده كرد و فرمود: اشهد ان لا اله الا الله، وحده لا شريك له، وان جدَى محمدرسول الله وان ابى امیرالمؤمنین ولی الله.
آنگاه همه امامان را برشمرد وفرمود: بار خدايا آن چه را به من وعده فرمودى، تحقق بخش وكار بزرگم را در پرتو قدرتت تدبير فرما وگام هايم را در قيام پرشكوه و آسمانى ام براى برانداختن بيداد و ستم، و استقراركامل عدالت در سراسرگيتى استوار ساز و به دست من، زمين را از عدل و داد لبریزگردان.
پس از آن، سر ازسجده برداشت وبه تلاوت اين آیه مباركه پرداخت: شَهدَ الله انه لا اله الا هو والملائکة واولو العلم ... (1).

1. امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، سيد محمدكاظم قزوینی ص 192.


انا انزلنا

سوره اى است كه حضرت مهدى (ع) در رحم مادر آن را تلاوت كرده آست.
حكيمه خاتون می گويد: هنگام طلوع فجر صادق، وقتى درد زايمان نرجس شروع شد، از درون خانه، امام حسن عسكرى (ع) صدا زد: عمه جان سوره انا انزلنا را بر او بخوان حكيمه می گويد: من مشغول خواندن سوره انا انزلنا شدم، طفل داخل رحم نرجس نيز، همان گونه كه من می خواندم، می خواند 0 در حالا تعجب بودم كه امام عسكرى (ع) با صداى بلند فرمود: عمه! از امر خدا تعجب مكن كه خداوند زبان ما را دركودكى، به حكمت بازكرده ودر بزرگى، حجت خود در زمين قرار می دهد. (1)

  1. بحار الانوارج51 ص13.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

دلایل وجود خارجى حضرت مهدى (عج) در عصر غيبت كبرى

  امام زمان(عج)

در موضوع مهدى (عج) با اين تعبير كه وى رهبرى، منتظر است تا در سطحى برتر جهان را دگرگون كند سخنان بسيارى از پيامبر اسلام ص و امامان ع به دست ما رسيده است، به طورى كه در اصالت و صحّت آن نمى توان هيچ ترديد رواداشت بايد گفت تنها از طريق اهل سنت بيش از چهار صد حديث در اين خصوص از پيامبر ص گزارش شده است و اگر اخبار رسيده از طريق شيعه و سنى را شمارش كنيم به بيش از 6000 روايت در مورد امام مهدى (عج) بر مى خوريم كه مسلماً شماره بزرگى است براى تجسم اين انديشه در امام دوازدهم (عج) و پذيرش آن نيز دلايل كافى و روشن وجود دارد كه همه را مى توان در دو دليل خلاصه كرد كه يكى اسلامى و ديگرى علمى است ; با دليل اسلامى ; وجود رهبر منتظر ثابت مى شود و با دليل علمى ; روشن مى گردد كه مهدى (عج)تصور و افسانه نيست بلكه حقيقتى است كه وجود آن با تجربه تاريخى ثابت شده است.

1 ـ دليل اسلامى :

درصدها روايتى كه از پيامبر عظيم الشأن ص و امامان شيعه ع به ما رسيده و ويژگيهاى مهدى (عج) را برشمرده، در مى يابيم كه او از اهل بيت و فرزندان حضرت فاطمه و نهمين فرزند امام حسين ع و دوازدهمين امام از ائمه دوازده گانه است.

 و از جمله احاديثى كه در اينجا به آن اشاره مى نماييم روايتى از پيامبر خدا ص درباره جانشينان و پيشوايان پس از خود است كه فرمود:

آنها (جانشينان من) دوازده نفرند و از قريش هستند.

متن اين حديث از راههاى گوناگون و با الفاظ متفاوت روايت شده است. و برخى روايت شماران كه روايت اينگونه را شمرده اند، به بيش از 270 روايت رسيده اند كه همه آنها از معروفترين كتابهاى حديثى شيعه و سنى گرفته شده است.

 و از قلم كسانى همچون بخارى و مسلم و ترمذى و ابوداوود و احمد، در مسند و حاكم در مستدرك بر صحيحين بازگو گرديده است. و بايد گفت، اين حديث روشنگر يك حقيقت خدايى است كه بر زبان پيامبر اكرم ص جارى شده است.

2 ـ دليل علمى:

پايه دليل علمى، بررسى و تجربه زمانى 70 ساله غيبت صغرى است. غيبت صغرى نشان دهنده مرحله نخست امامت مهدى (عج) است ; زيرا سرنوشت حتمى امام اين بود كه از ديده هاى مردم پنهان بماند ; اگرچه دل و فكرش در ميان مردم باشد.

 ولى در اين زمان نيز امام با نايبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار مى نمود و سؤالات شفاهى و كتبى مردم را پاسخ مى دادند.

آرى غيبت صغرى يك تجربه علمى شمرده مى شود تا چيزى كه واقعيت عينى و خارجى دارد، اثبات كند و پذيرش واقعيت رهبرى امام مهدى (عج) را با ويژگيهاى ولادت و زندگى و غيبت كبرى آن حضرت ممكن سازد.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

نكاتى پيرامون 313 يار حضرت مهدى (عج)

  امام زمان(عج)

پيرامون 313 يار مخصوص وويژه امام زمان به دو نكته مهم اشاره مى نماييم:

1 ـ تواتر حديث 313 نفر :

در همه جا معروف است و در كتاب هاى مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام  هستند و اين حديث 313 نفر در كتب معروف مانند بحار الانوار و اثبات الهداة و منتخب الاثر...آمده است.

2 ـ ويژگيهاى مخصوص ياران خالص يعنى 313 نفر از ديدگاه روايات :

الف) امام مهدى (عج) در انتظار آنها به سر مى برد:

هنگام ظهور امام قائم ع آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى به نام ذى طوى در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند... و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...

ب) 313 نفر از اطراف جهان جمع مى شوند :

امام باقر ع مى فرمايد :
خداوند براى حضرت قائم (عج) از دورترين شهرها به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.

ج) 313 نفر نخستين بيعت كنندگان با حضرت قائم (عج) هستند.

هنگام ظهور نخستين كسانى كه پس از جبرييل امين با امام قائم (عج) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند و اين مطلب در احاديث آمده است.
البته بايد توجه داشت كه آغاز ظهور ياران امام زمان 313 نفرند و گرنه بطور سريع به رياران آن حضرت افزوده مى شود، بطورى كه در همان آغاز به چندین هزار نفر خواهند رسید. (در واقع اینها یاران خاص و نزدیک امام هستند.)

د) 313 نفرجانبازان سلحشورند :

امام سجاد ع مى فرمايد:
اين 313 نفر در حدّى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه در راه آن حضرت دشمنان را دفع مى كنند.

هـ) 313 نفر پرچمداران و حاكمان روى زمين هستند :

امام صادق ع فرمود:
گويا امام قائم (عج) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمانان جنگ بدر  اطرافش را گرفته اند اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خداوند هستند.

و) 313 نفر امت معدوده و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند :

در قرآن مى خوانيم ـ هر جا كه باشيد، خداوند همه شما را حاضر مى كند ـ در تفسير اين آيه شريفه امام باقر ع مى فرمايد:
منظور ياران قائم (عج) اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده كه (در سوره هود آمده) آنها هستند. به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند، همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.

ز) 313 نفر ركن ها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند :

امام صادق در تفسير آيه 70 سوره هود كه در آن آمده، حضرت لوط به قوم سركش و تبهكار خود گفت، «لو أن ّ لى بكم قوّة او آوى الى ركن شديد»فرمود. منظور از قوة همان قائم (عج) است و منظور از ركن (پشتيبان محكم) 313 نفر از يارانش هستند.

ح) امام باقر ع فرمود:
امام قائم (عج) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از عجم هستند، برخى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند و به نام و پدر و اوصاف و نسب معروفند .

ط) دست خدا بالاى سر حضرت مهدى (عج) و يارانش است .
اين مطلب از آيه شريفه «ان تنصروالله ينصركم و يثبّت اقدامكم» استفاده مى شود.

ى) 50 نفر از 313 نفر يار مخصوص امام زمان (عج) از زنان هستند.
امام باقر ع مى فرمايد: سوگند به خدا سيصد و اندى نفر مرد مى آيند كه در ميانشان 50 نفر زن هستند، آمدنشان همچون ابرهاى پاييزى است.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

آشنایی با امام زمان علیه السّلام

  امام زمان(عج)

ولادت امام زمان علیه السّلام :

حضرت مهدى علیه السّلام ، دوازدهمین و آخرین امام از سلسله ی پاک امامت و ولایت الهى است . ولادت با سعادت آن حضرت مقارن با طلوع فجر جمعه نیمه ی شعبان از سال 255 هجری قمری در شهر سامرّا به وقوع پیوست. (1)

پدر گرامیش ، امام حسن عسکری علیه السّلام است ، و مادر عزیزش حضرت نرجس سلام الله علیها که از طرف پدر، نواده ی قیصر روم و از جانب مادر سلاله ی شمعون وصی حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام می باشد. (2)

نام و کینه آن حضرت همانند رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم می باشد و لقب های فراوانی برای ایشان ذکر شده که هر کدام بر فضیلتی از فضایل آن عالی گهر دلالت دارد و از آن جمله است : مهدی ، قائم ، حجّت ، صاحب الزمان ، خلف صالح و ...(3)

غیبت صغری :

از آنجا که حاکمان ستمکار عباسی بر پایه ی نویدها و بشارت های رسیده می دانستند که فرزندی به نام مهدی از امام حسن عسکری علیه السّلام متولّد خواهد شد و همو خروج خواهد کرد و بساط ظلم و جور را از صحن گیتی بر خواهد چید ، در صدد بودند که اگر چنین نوزادی پدید آید ، او را از میان بردارند . از این رو تولّد و مراحل رشد و نموّ ظاهری آن حضرت ، هم چون حضرت ابراهیم علیه السّلام ، در پنهانی صورت گرفت و جز خاندان و شیعیان خاص از وجود حضرتش آگاهی نداشتند . با این وجود امام حسن عسکری علیه السّلام ، در فرصتهای مناسب ، ایشان را به برخی از اصحاب خاصّ خویش نشان می دادند تا شیعیان در آینده در مسأله ی امامت به ضلالت و گمراهی نیفتند و در دینشان ثابت و استوار باقی بمانند .

همان طور که بیان شد ، حضرت مهدی علیه السّلام به دور از دیده ی مردم می زیست و با افراد اندکی معاشرت داشتند . جعفر عموی آن حضرت با استفاده از این مسأله به دروغ خود را جانشین و وارث حضرت عسکری علیه السّلام معرفی کرد و به همین علّت است که به او لقب " کذاب " داده اند. (4)

در هر حال سلسه ی امامان دوازده گانه از هم نگسست و امامت الهی به راه خود ادامه داد ، ولی پیگیری و تعقیب دشمن، خطری بس جدّی بود که جان امام دوازدهم را تهدید می کرد و همین امر و پاره ای از عوامل دیگر ایجاب می کرد که آن حضرت در غیبت به سر برند و به دور از دیده ی مردم زندگی کنند.

گفتنی است که نهان زیستی، مختصّ حضرت مهدی علیه السّلام نیست ، بلکه در زندگی بسیاری از پیامبران و خود امامان هم ، پیشینه دیرین داشته است . در قرآن مجید از پنهان زیستی پیامبرانی چون حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیهم السّلام یاد شده است. (5)

پیامبر اسلام ، حضرت محمّد مصطفی صلّى الله علیه و آله و سلّم ، مسأله ی غیبت آخرین حجّت را به مردم خاطر نشان می ساختند و هر گونه شک و تردیدی را در این مورد از دلهای آنان می زدودند .

غیبت امام دوازدهم دو مرحله دارد : یکی غیبت صغری ( کوتاه مدّت) و دیگری غیبت کبری ( دراز مدّت ).

غیبت صغری از سال 260 هجری ، ابتدای امامت حضرت مهدی علیه السّلام ، آغاز شد و حدود 69 سال به طول انجامید .

سفیران ویژه :

حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در دوره ی غیبت صغری چهار تن از شیعیان صالح خود را به عنوان سفیر معرفی نمودند که هر یک پس از وفات دیگری ، به انجام این وظیفه بزرگ می پرداختند . این چهار تن سوألات و مشکلات مردم را به آن حضرت عرضه می کردند و پاسخ های ایشان را به مردم می رساندند .

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

رفاه و آسایش در عصر ظهور

  امام زمان(عج)

بخش قابل ملاحظه اي از جرم و جنايات، ناشي از فقر و تنگدستي است؛ چرا كه فقر و تنگدستي «به دين وايمان انسان لطمه مي زند، عقل را از كار انداخته، قوت و قدرت تشخيص درست را از او مي گيرد و باعث كدورت و دشمني مي شود.» (1)

حضرت علي(ع) فقر را به مرگ بزرگ تشبيه نموده و به فرزندش اين گونه توصيه مي كند: «انساني كه درپي كسب معيشت خود است را ملامت مكن، زيرا درفقر و تهيدستي، خطاهاي او، زياد مي شود. اي فرزندم! فقير حقير است، سخن او شنيده نمي شود و مقام او، شناخته نمي گردد؛ شخص فقير، اگر راستگو باشد، دروغگويش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهيزگار، او را نادان گويند. فرزندم هر فردي كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت نيز مبتلا شود: سستي در يقين، كاستي در عقل، رقت و سستي در دين و كم شدن حيا در صورت، پس پناه به خداي متعال از فقر» (2)

صبر و تحمل در برابر مشكلات و تنگناهاي اقتصادي از ناحيه افراد معمولي جامعه، كاري است بس مشكل، اكثريت جنگ ها و ناهنجاري هايي كه در سطح كشورها وجوامع انساني به وجود مي آيد، مشكلات و نزاع هاي خانوادگي، عدم ازدواج جوانان و تن دادن به بي عفتي، دزدي و تجاوز... به خاطر فقر، محروميت و تهيدستي است. شخص فقير و تهيدست اگر از راه هاي مشروع و قانوني براي رفع نيازهاي طبيعي خود، روزنه اي پيدا نكند، به ناچار دست به دزدي، تجاوز و كلاهبرداري و...خواهد زد. اگر در پرونده هاي سارقين مسلح و حرفه اي هم دقت شود؛ اين نكته ديده مي شود كه اكثرا در مراحل اوليه و ابتدايي براي رفع نيازهاي ضروري خود، اقدام به دزدي و كلاهبرداري نموده اند، ولي با تكرار آن، رفته رفته به دزدان حرفه اي و خطرناك، تبديل شده اند. و اين كلام زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است كه: «فقر موجب روسياهي انسان در دنيا و آخرت مي شود» (3) و در جاي ديگر از شر كفر و فقر، به خداي خود پناه مي برد(4) و مي فرمايد: «فقر انسان را در آستانه كفر قرار مي دهد». (5) از حضرت اباذر، تربيت شده در مكتب پيامبر اسلام(ص) نيز نقل شده است كه: «از كسي كه غذا در منزلش پيدا نمي شود، تعجب مي كنم كه چگونه شمشيرش را بر مردم نمي كشد» (6)

مبارزه اسلام با فقر

دين مقدس اسلام براي قطع و نابودي ريشه هاي فقر و محروميت، كه مايه بسياري از ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي مي باشد، راهكارهاي اقتصادي را در دستور كار قرار داده است. از قبيل تشويق و ترغيب به كار و كوشش، دوري از سستي و تنبلي، اخذ ماليات و توزيع عادلانه آن دربين افراد فقير و بي بضاعت... تا از اين طريق، جلوي نظام هاي طبقاتي را مسدود نمايد و از فقرا و مستمندان دستگيري كرده باشد.

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

رجعت‏ شهداى كربلا

  امام زمان(عج)

حكمت الهى بر اين تعلق گرفته است كه ، زمان دقيق برخى از وقايع كه در آينده اتفاق مى‏افتد و در سرنوشت مردم و جهان مؤثر است، مشخص نگردد. همانند معاد و ظهور حضرت ولى عصر. از اين جمله است رجعت ، كه نمى‏توان تاريخ دقيق آن را با ذكر سال و ماه و روز معين نمود. در اين زمينه حضرت على(ع) حديثى از پيامبر(ص) نقل مى‏كند:

«فلما اخبرهم رسول‏الله مايكون من‏الرجعة، قالوا متى يكون هذا؟ قال‏الله: قل يا محمد ان ادرى اقريب ما توعدون ام يجعل له ربى امدا» (1)

آن هنگام كه رسول خدا مردم را به وقايع رجعت آگاه نمود، از وى پرسيدند: آن رجعت در چه زمانى اتفاق مى‏افتد؟ خداوند به پيامبرش وحى فرمود: بگو من نمى‏دانم (فقط خداوند از آن آگاه است) كه آنچه وعده داده شده نزديك است و يا آنكه خداوند براى آن، مدت (طولانى) قرار داده است.

رجعت‏شهداى كربلا

همان طور كه مى‏دانيم هنگام رجعت، گروهى از انبيا و امامان معصوم: به دنيا برمى‏گردند. برخى حضرت را يارى مى‏دهند و برخى ديگر بعد از ظهور به مدت طولانى در روى زمين حكومت صالحان را تشكيل خواهند داد. در حديثى از امام باقر(ع) مى‏خوانيم كه شهداى كربلا، بويژه سالار شهيدان حسين‏بن‏على(ع) ، به دنيا برمى‏گردد و داراى حكومت طولانى روى زمين خواهد بود.امام باقر(ع) فرمود:

«قال‏الحسين لاصحابه قبل ان يقتل ...فابشروا فوالله لئن قتلونا فانا نرد على نبينا، قال: ثم امكث ما شاءالله فاكون اول من ينشق الارض عنه ، فاخرج خرجة يوافق ذلك خرجة‏اميرالمؤمنين(ع) ...» (2)

امام حسين(ع) قبل از آنكه شهيد شود، به يارانش فرمود:... بشارت باد بر شما كه اگر كشته شويم ، به سوى پيامبر خويش برمى‏گرديم. سپس فرمود: پس آن مقدار كه خداوند بخواهد در قبر خواهيم ماند، و من اولين كسى خواهم بود كه رجعت مى‏كند، پس خروج مى‏كنم مانند خروج اميرالمؤمنين(ع)...

در احاديث (3) بسيارى آمده كه اولين كسى كه در روز رجعت ، خروج مى‏كند حسين‏بن‏على(ع) است و در پاكسازى زمين از كافران و منافقان شركت‏خواهد نمود.

رجعت پيامبر اسلام

ابى خالد كابلى از امام سجاد(ع) نقل كرده كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه «ان‏الذى فرض عليك القرآن لرادك الى معاد» (4) فرمودند: در مورد آيه‏اى كه مى‏فرمايد; آنكه قرآن را بر تو فرض نمود ، تو را به معاد و بازگشتگاه بر مى‏گرداند، فرمودند: «يرجع اليكم نبيكم‏»; (5) پيامبرتان بار ديگر به سوى شما برمى‏گردد مطابق اين روايت مى‏توان گفت كه منظور از معاد (زمان موعود) روز رجعت است كه در آن زمان پيامبر اكرم(ص) به دنيا رجعت مى‏كند. روشن است كه منظور از «يرجع اليكم نبيكم‏» اين نيست كه مردم در قيامت و سراى ديگر پيامبر را ملاقات مى‏كنند، زيرا در اين صورت مى‏بايست اينگونه تعبير مى‏شد كه «ترجعون الى نبيكم‏» علاوه بر اين ، حضرت از آن واقعه ، به رجوع تعبير كرده است و با توجه به اينكه حضرت از دنيا رحلت كرده‏اند، معناى رجوع در مورد ايشان ، بازگشت‏به دنيا پس از مرگ خواهد بود. پس بر خلاف آنان كه مى‏پندارند ، رجعت توسط ابن سبا وارد تشيع شد ، بايد گفت كه انديشه رجعت از همان سالهاى آغاز پيدايش اسلام مطرح شد اگر چه اين انديشه در آن سالهاى آغازين به جهت غامض بودنش هنوز ميان مردم جايگاه اصلى خود را پيدا نكرده بود و دوره بعدى به واسطه بحثها و تاليفات متعدد، بتدريج رشد و توسعه پيدا كرد.

 

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

ارتباط با امام زمان(عج)

  امام زمان(عج)

مقدمه:

بر اساسِ آنچه در منابعِ دين ذكر شده، اعتقاد راسخ شيعه بر آن است كه تمام بركات هستي و ادامة حيات عالَم و آدم و ساير موجودات در سايه وجود مقدّس و با بركت ولي و خليفة خدا بر روي زمين مي باشد و اگر آن وجود گرامي نباشد تمام هستي نابود گشته و از بين خواهد رفت. «لَوبَقَيتِ الاَرضُ بغيرِ امامٍ لَساخَت» «اگر امام بر روي زمين نباشد، اهلش را فرو خواهد برد.» «امام صادق(ع)» [1]

و مصداق ولي خدا در زمان ما حضرت ولي الله الاعظم، حجة بن الحسن المهدي (عج) مي باشد، كسي كه ذخيرة پروردگار براي اقامة حكومت حقّ در عالم است. «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ لَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»[2] «و اراده كرده‎ ايم بر مستعضعفين زمين منّت نهاده و آنها را امام بر روي زمين و وارث گذشتگان بگردانيم». به بركتِ وجودِ ايشان رزق نازل گرديده و فيضِ مادي و معنوي خداوند بر بشر جاري است و تنها و با تَمسّك و تَوسل به آن بزرگوار است كه وصول به درجات بالاي كمال و قرب حضرت حق ميّسر مي گردد. [3] امام صادق (ع) فرمودند: «اوصياء پيغمبر در هاي توجه مردم به سوي خداوند مي باشند.» [4]

در زمان غيبت كبري، اگر چه آن وجود مقدّس به ظاهر در ميان مردم نيستند امّا طبق فرمايش پيامبر اكرم(ص) مردم همچون خورشيد پشت ابر از وجودشان بهره‎ مند مي گردد.[5]

و خود آن بزرگوار نيز در توقيع به شيخ مفيد (ره) فرمودند: «ما هرگز شمارا به حال خود وا نمي‎گذاريم و فراموشتان نمي‎كنيم و اگر اينچنين نبود بلا‎ها بر شما نازل مي گشت و دشمنان بر شما مسلط مي‎شدند.»[6]

از همين رو شيعيان و ارادتمندان آن حضرت و به خصوص عالمان دين ـ كه به فرمودة آن حضرت نائب ايشان در ميان مردم هستند [7] پيوسته در مشكلات خويش متوسّل به وجود مقدّس آن حضرت شده و هر لحظه خود را در محضر آن حضرت حاضر مي دانند و مورد توجّه و عنايات خاصّ آن وجود مقدّس قرار داشته اند . شبستانهاي مسا جد سهله، كوفه و جمكران با صداي ناله ‎هاي اين عاشقان اُنس گرفته و حكاياتي از ارتباط نزديك عشّاق با معشوق خويش دارد.

سؤالي كه در اين ميان مطرح است اينكه، آيا ملاقات با آن وجود نازنين در زمان غيبت كبري ميسّر است، در حالي كه در توقيع مبارك حضرت به «علي بن محمد سمري» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است: «وسيأتي لشيعتي من يدّعي المشاهدة قبلَ خروج السفياني و الصيحة فهو كذّابٌ مفتر»[8] «قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني برخي از شيعيان ادعاي مشاهدة امامشان را دارند و آنها دروغگويند.»

در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه: اولاً: با توجّه به اتمام نيابت خاصّه، مراد از ادعاي مشاهده، همراه با ادعاي نيابت است و اينكه هر وقت بخواهد مي تواند امام را زيارت كند و چنين شخصي كذّاب است.
ثانياً: مراد كساني هستند كه ادعا دارند حضرت را ديده و شناخته اند بدون اينكه حضرت خود را معرّفي نمايد.
ثالثاً: بهترين دليل برامكان چيزي وقوع آن است و در حالي كه بسياري از بزرگان كه در وثاقت آنها شك نيست به محضرشان شرفياب شده ‎اند پس راه ملاقات با حضرت مفتوح است. علاوه بر اينكه يك جهت اين بيان مبارك براي اين است كه راه سؤاستفاده براي افراد فرصت طلب مسدود شود و ادعاي هر كسي به راحتي پذيرفته نشود.[9]

در هر حال راه ارتباط با ولي‎عصر (عج) ـ بر فرض كه راه ملاقات هم بسته باشد ـ به هيچ وجه مسدود نيست و با توجه به اشراف حضرت به اعمال شيعيان[10] و عنايت به آنها، مي توان براي محكم تر نمودن اين ارتباط در جهت رضايت آن وجود مقدّس تلاش نمود.

ارتباط با امام زمان در كلام بزرگان :

حضرت امام خميني (ره): «همان طوري كه رسول اكرم(ص) به حسب واقع حاكم بر جميع موجودات است، حضرت مهدي همان طور حاكم بر جميع موجودات است، آن خاتم رسل است و اين خاتم ولايت...» [11]
«ببينيد كه تحت مراقبت هستيد، نامة اعمال ما مي رود پيش امام زمان ـ سلام الله عليه ـ هفته ‎اي دو دفعه (به حسب روايت) نكند كه خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان امام زمان ـ سلام الله عليه ـ يك وقت چيزي صادر بشود كه موجب افسردگي امام زمان سلام الله‎ عليه ـ باشد.» [12]
«رهبر همة شما و همة ما وجود مبارك بقية الله است و بايد ماها و شماها طوري رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت خداست بدست آوريم.»[13]
«خداوند... ما را موفّق كند كه به لقاي جمال مبارك امام زمان ـ سلام الله عليه ـ موفق بشويم.»[14]
« بحمدالله اين كشور الآن در تحت عنايت حق تعالي و در تحت حمايت ولي عصرسلام الله عليه به مقامي رسيده كه مي تواند راه خودش را طي كند.»[15]

حضرت آيت الله العظمي بهجت(حفظه الله): «كجا رفتند كساني كه با صاحب الزمان ارتباط داشتند؟ ما خود را بيچاره كرده ‎ايم كه قطع ارتباط نموده ‎ايم و گويا هيچ نداريم. آيا آن ها از ما فقيرتر بودند؟ اگر بفرمائيد به آن حضرت دسترسي نداريم؟ جواب شما اين است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نيستيد، و او به همين از ما راضي است زيرا ...

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

رجعت

  امام زمان(عج)

يكى از آرزوهاى ديرينه بشر گسترش عدالت‏به معناى واقعى در سرتاسر گيتى است; و اين اميد و آرزو به شكل نوعى اعتقاد در اديان الهى تجلى نموده است. در طول تاريخ كسانى كه مدعى تحقق اين ايده شدند، طرحها ريختند و چاره‏ها انديشيدند، ولى، نتوانستند بشر خسته دل را اميدى بخشند.

آرى انديشه ظهور مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف) تنها چراغ فروزانى است كه مى‏تواند تاريكيها و غبار خستگى را از انسان دور كند.

 روزى كه او مى‏آيد و حكومت واحد جهانى تشكيل مى‏دهد، انحراف و بى‏عدالتيها را محو مى‏سازد و ابرهاى خود خواهى و نفاق را كنار مى‏زند تا بشر لذت و زيبايى زندگى واقعى را در سايه حكومت اهل بيت(ع) و پياده شدن همه احكام الهى با تمام وجود احساس كند.

در آستانه اين ظهور نورانى، حوادث شگفت‏انگيزى اتفاق مى‏افتد كه يكى از آنها بازگشت گروهى از مؤمنان واقعى براى درك و تماشاى عظمت و شوكت جهانى اسلام خواهد بود.

البته عده‏اى از كافران بدطينت نيز در اين ميان پيش از آخرت به دنيا بر مى‏گردند تا به سزاى پاره‏اى از اعمال ننگين خويش برسند. بازگشت گروهى از مؤمنان خالص و كافران ستمگر به اين جهان پيش از قيامت رجعت ناميده مى‏شود.

اعتقاد به رجعت‏يكى از اعتقادات مسلم «شيعه‏» است و ساير مذاهب اسلامى به چنين امرى اعتقاد ندارند. از اين روى پيوسته رجعت‏يكى از موضوعات كلامى مورد اختلاف شيعه و سنى بوده است.

انديشمندان اسلامى كتب و مقالاتى گرانمايه در اين موضوع نگاشته‏اند، كه هر يك از سبكى ويژه برخوردار است. برخى به سبك روايى محض ، برخى ديگر در پاسخ به شبهات و دلائل مخالفان و ...

معناى لغوى

الفاظ مختلفى‏براى بيان اين اصل‏اعتقادى در قرآن مجيد و روايات اسلامى‏به كار رفته است، مانند: رجعت، اياب، كره، رد، حشر ، كه همه در معناى بازگشت مشتركند ولى در ميان همه اين الفاظ ، لفظ رجعت مشهورتر است. رجعت مصدر «مره است‏» (1) و بيانگر «يكبار بازگشت‏» است، چنانچه در «لسان العرب‏» (2) آمده است:

«رجعت مصدر مره از ماده رجوع است.»

در «اقرب الموارد» (3) در توضيح واژه رجعت ذكر شده:

«رجع الرجل رجوعا و مرجعا ، و معه انصرف ... هو يومن بالرجعة‏اى بالرجوع الى الدنيا بعدالموت‏» . يعنى رجوع به معناى بازگشت است و فلانى به رجعت ايمان دارد يعنى او به رجوع به دنيا پس از مرگ اعتقاد دارد، پس واژه رجعت در لغت‏به معناى «يكبار بازگشت‏» است.

معانى اصطلاحى

رجعت همانند بسيارى از واژه‏ها علاوه بر معناى لغوى، در علوم مختلف در معانى گوناگونى به كار رفته، و با توجه به اين معانى است كه مى‏توانيم تصوير و شناخت صحيحى از معناى مورد بحث داشته باشيم. لغتنامه دهخدا معانى اصطلاحى مختلفى براى رجعت‏بر شمرده است، كه به اختصار آنها را نقل مى‏كنيم:

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

24 حدیث در مورد ظهور امام زمان (عج)

  امام زمان(عج)

1- پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است.
منبع : کتاب حکیم

2- پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
خداوند از بندة مؤمنش قول گرفته که سختیها را در دنیا به جان بخرد آن گونه که نان آوران خانه از زیر دستان خود پیمان می گیرند که در غیبت او چهار چوبهای مورد نظر را محترم دارند. هر چه به زمان ظهور نزدیکتر میشوید به افکار و اعمالتان پوشش تقیة بیشتری دهید.
منبع :‌ کتاب بحارالانوار جلد 67

3- پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه مردی از اهل بیت من که هم نام من است سلطنت نماید.
منبع : کتاب الملاحم و الفتن ص 154

4- امام علی (ع) فرمودند:
از علائم ظهور آن است که به همدیگر بد گویید و یکدیگر را تکذیب کنید و از شیعیان من باقی نمی ماند؛ مگر به اندازة سرمه در چشم و نمک در غذا و چنین خواهد بود، امتحانات زمان غیبت.
منبع : کتاب بحارالانوار

5- امام علی (ع): فرمودند:
برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلی ها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند.
منبع :‌ اصول کافی جلد 1

6- امام حسین (ع) فرمودند:
قیام کنندة این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کور چشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند.
منبع : الزام النواصب ص 67

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 0    |    

وظایف کلی منتظران

  امام زمان(عج)

وظايف منتظران در اينكه شيعيان در دوران غيبت چه وظايفى بر عهده دارند سخن هاى بسيارى گفته شده است و حتى در بعضى از كتابها، تا هشتاد وظيفه براى منتظران قدوم خاتم اوصيا ، حضرت بقية ‏الله، (عج) بر شمرده شده است. (1)

اما، از آنجا كه تبيين همه وظايفى كه شيعيان در عصر غيبت ‏بر عهده دارند در محدوده يك مقاله نمى ‏گنجد، ما در اينجا به تناسب عنوان مقاله، تنها به بيان آن دسته از وظايف مى ‏پردازيم ، كه توجه به آنها مى ‏تواند در رشد و بالندگى و پويايى جامعه اسلامى مؤثر باشد:

1- شناخت‏ حجت‏ خدا و امام عصر (عج) :

اولين و مهمترين وظيفه‏اى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت ‏به وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد كه در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنت از پيامبر گرامى اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع)، نقل شده آمده است كه:
«هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد ،به‏ مرگ‏ جاهلى ‏مرده است.‏» (2)

جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان، با طرح موضوع خليقة ‏الله و انسان كامل و ... تنها به جنبه فرا طبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه ‏ها غلفت ورزيده ‏اند.

و در روايت ديگرى كه مرحوم كلينى به سند صحيح از فضيل بن يسار نقل مى ‏كند آمده است كه:
«شنيدم حضرت اباجعفر (امام محمد باقر) ،عليه‏السلام، مى‏ فرمود:
هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بميرد مردنش مردن جاهليت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بميرد پيش ‏افتادن و يا تاخير اين امر (دولت ال محمد) او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حاليكه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خيمه قائم (ع) با آن حضرت باشد.» (3)

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/03 ساعت 0    |    

وظايف منتظران در عصر غيبت

  امام زمان(عج)

از جمله مسائلى كه همواره شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام در دوران غيبت كبرى خواهان فهم آن هستند، شناخت وظايفى است كه در اين دوران به عهده آنان گذاشته شده است . در اين مقاله تلاش خواهيم كرد وظايف منتظران را هر چند به صورت مختصر بيان كنيم .

1- معرفت نسبت ‏به حضرت ولى عصر عليه السلام :

از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: روزى امام حسين عليه السلام بر اصحاب خود وارد شدند، بعد از حمد خدا و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
اى مردم! خداوند بندگان را نيافريد مگر براى اينكه او را بشناسند، زمانى كه او را شناختند، او را پرستش كنند و هنگامى كه او را پرستش كردند، با عبادت و پرستش او از بندگى غير او بى ‏نياز گردند . مردى عرض كرد: اى پسر پيامبر! پدر و مادرم فداى شما باد، معرفت‏ خداوند چيست؟ فرمود: شناخت اهل هر زمانى نسبت‏ به امامشان، امامى كه طاعت او بر آنان واجب است.» (1)

همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية (2)
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»

توجه به مضامين دعاهايى كه خواندن آن‏ها در عصر غيبت توصيه شده است نيز ما را به اهميت مساله شناخت‏ حضرت ولى عصر عليه السلام راهنمايى مى‏ كند . در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب كمال الدين نقل كرده است، مى ‏خوانيم:
«اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفنى نبيك فانك ان لم تعرفنى نبيك لم اعرف حجتك، اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى (3)

بارالها! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت . بارالها! پيغمبرت رابه من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجت‏ خود را به من بشناسان كه اگر حجت ‏خود را به من نشناسانى از دينم گمراه مى ‏گردم.»

2- تمسك به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام :

ولايت اهل بيت عليهم السلام دو گونه است: 1 . ولايت تكوينى 2 . ولايت تشريعى .

ولايت تكوينى بدين معناست كه حضرات معصومين عليهم السلام به اذن و اراده الهى، مى ‏توانند در مقام تكوين و عينيات خارجى، دخل و تصرف كنند، مانند معجزات انبياء عليهم السلام و كرامات اولياء عليهم السلام، و ولايت تشريعى، به معناى ولايت و سرپرستى جامعه و مؤمنين است . امامان معصوم عليهم السلام، هر كدام در زمان خود، ولى و سرپرست جامعه بوده و مردم را هدايت تشريعى مى ‏كنند.
از جمله وظايف مهم منتظران در زمان غيبت، چنگ زدن به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام است.

 امام صادق عليه السلام فرمودند:
خوشا به حال شيعيان ما! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان [ولايت] ما تمسك مى‏ جويند .» (4)

همچنين امام سجاد عليه السلام فرمودند:
هر كس در غيبت قائم ما بر دوستى [و عقيده به امامت ما] ثابت قدم باشد، خداى متعال اجر هزارشهيد از شهداى بدر و احد به او عطا مى ‏كند.»  (5)

و نيز امام صادق عليه السلام فرمود: زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشوايشان از آنان غايب گردد.»
زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ امام عليه السلام فرمود:
به همان امر [ولايتى] كه برآنند چنگ زنند، تا برايشان آشكار شود.» (6)

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1386/03/29 ساعت 12    |    

 

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | تماس با مدیر | قالب مذهبی