تبليغاتX
اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی
     
     

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی

»


حرف دل:


» با سلام خدمت منتظران.
امیدوارم از بازدیدتون راضی باشید.
این وبلاگ تحفه ای است نا چیز به آخرین منجی بشریت،حضرت صاحب الامر،امام عصر(عج).به امید تعجیل در ظهور آن حضرت.
مطالب وبلاگ در آرشیو موضوعی طبقه بندی شده است.برای یافتن مطالب می توانید به قسمت آرشیو موضوعی رجوع کنید.
منتظران ، منتظر نظرات سودمند و راهنمایی هایتان هستم.
با تشکر
مدیر وبلاگ:حاج رضا ژاله فروزان


آخرین نوشته ها:

» یا زهرا(س)

» حضرت مهدى(عج) از ديدگاه علماى اهل سنّت

» علی(ع) تجلی عظمت الهی

» ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا

» جهاد خاص امام حسین (ع)

» انتظار ظهور یا اعتقاد به ظهور

» کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

» علایم شب قدر

» فوائد رمضان

» انتظار


آرشیو نوشته ها:

» هفته سوم اردیبهشت 1388

» هفته سوم فروردین 1388

» هفته چهارم بهمن 1387

» هفته سوم دی 1387

» هفته اوّل دی 1387

» هفته دوم آذر 1387

» هفته سوم مهر 1386

» هفته اوّل مهر 1386

» هفته چهارم شهریور 1386

» هفته اوّل شهریور 1386

» هفته چهارم مرداد 1386

» هفته سوم مرداد 1386

» هفته دوم مرداد 1386

» هفته اوّل مرداد 1386

» هفته چهارم تیر 1386

» هفته سوم تیر 1386

» هفته دوم تیر 1386

» هفته اوّل تیر 1386

» هفته چهارم خرداد 1386

» هفته سوم خرداد 1386

» هفته دوم خرداد 1386


موضوعات مطالب:

» مذهبی

» حدیث

» امام علی(ع)

» امام زمان(عج)

» حضرت فاطمه(س)

» دعوتنامه پرشین گیگ

» امام حسین(ع)


پیوندهای روزانه:

» پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان

» تبیان

» وب گذر

» سایت مناجات


دوستان:

» 1- نگاهی نو

» 2- از تو گفتن

» 3- یا ابا الصالح المهدی (عج) ادرکنی

» 4- عصر شکوفایی

» 5- تاکرببلا هست زمین راعشق است

» 6- دل نوشته های دو دختر شهید

» 7- تموم هستیه من انتظار

» 8- ترنم انتظار

» 9- امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

» 10- از آدم تا خاتم

» 11- آیات بینات

» 12- عاشقان علی(ع)

» 13-عاشقان بی نشان

» 14- شوق دیدار

» 15- دنیای من

» 16- رد پای ایمان

» 17- خموشانه

» 18- شیدای شمیم

» 19- دل

» 20- یاس زهرا(س)

» 21- تا انتهای حضور

» 22- همه چیز برای خدا

» 23- شناخت ائمه معصومین علیه السلام

» 24- امام حسن مجتبی(ع)

» 25- سايه سكوت

» 26- شميم حضور

» 27- یا حسین مظلوم(ع)

» 28- تعقل کار هر کس نیست

» 29- حسرت

» 30- هیات علقمه

» 31- قصه هایی از غصه های من

» 32- مجمع حیدریون زنجان

» 33- بی تو یابن العسکری آرام جان گم کرده ایم

» 34- تا کرببلا هست زمین راعشق است2

» 35- تسبیح

» 36- مجنون مهدی(عج)

» 37- شماطیل(در مورد امام زمان)

» 38- بسیجیان مسجد الجواد(ع) شهرک رسالت کرج

» 39- مجنون بی بیابان

» 40- خیمه گاه

» 41- وكيل منتظر

» 42- منتظران شهرستان ازنا

» 43- امروزه یاعلی شماچقدر بلنده؟

» 44- ذاکر ولایت

» 45- زیارت عاشورا-زیارت عشق

» 46- عشق کن

» 47- ترانه های جنون

» 48- عشق جاوید

» 49- طلوع کن ای آفتاب

» 50- جوانی

» 51- ای مهر طلوع کن که خوابیم همه

» 52- 14نور

» 53- یوسف زهرا(عج)

» 54- سلام علي آل ياسين

» 55- یگانه منجی

» 56- هفت قدم تا دوست

» 57- ولایت

» 58- شاید بشه...

» 59- موهبت

» 60- گل نرگس بیا....

» 61- همنوا با خلق خدا

» 62- ققنوس

» 63- وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف

» 64- پیدای پنهان

» 65- دنیای لینک

» 66- اذا ضاق لها صدری(بذر نو)

» 67- متولد ماه مهر

» 68- یاران حسین (ع)

» 69- سیب گلاب

» 70- هیئت محبان جوادالائمه(ع)

» 71- کانون فرهنگی شهدا

» 72- عشاق المهدی(عج)

» 73- دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)

» 74- الصبوح

» 75- یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

» 76- یاران نبی(ص)

» 77- عطر حضور

» 78- تمنای وصال

» 79- با تو مي گويم

» 80- ماه بني هاشم عباس (ع)

» 81- طلائیه

» 82- انتظاری سبز

» 83- عارفانه ها و عاشقانه هاي مرحوم دولابي

» 84- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

» 85- دوستی مؤمنین

» 86- یا ابا صالح مهدی

» 87- سخن نــــــــــــــــور

» 88- موعود

» 89- قلب های منتظر

» 90- روضه آب

» 91- ذکر گویان

» 92- اشک آسمان

» 93- كبوتر غريب

» 94- مثل خدا

» 95- حس غریب

» 96- يا اباصالح المهدي

» 97- زینبیون

» 98- عطش

» 99- تا جمعه ظهور

» 100- کربلا من فداتم

» 101- خط سرخ شهادت

» 102- مست سبو

» 103- دخترای بسیجی

» 104- کاروان بهشتیان زمین

» 105- نوای دل


سایر امکانات:


 

علی(ع) تجلی عظمت الهی

  امام علی(ع)

شخصیت عظیم و گسترده امیر المؤمنین علی علیه‌السلام وسیع‌تر و متنوع‌تر از این است كه یك فرد بتواند در همه جوانب و نواحی آن وارد شود و توسن اندیشه را به جولان آورد. برای یك فرد، حد اكثری كه میسر است این است كه یك یا چند ناحیه معین و محدود را برای مطالعه و بررسی انتخاب كند و به همان قناعت ورزد.

یكی از جوانب و نواحی وجود این شخصیت عظیم، ناحیه تأثیر او بر روی انسانها است و به عبارت دیگر «جاذبه و دافعه‏» نیرومند اوست كه هنوز هم نقش فعال خود را ایفا می‌‏نماید.

شخصیت افراد از نظر عكس‌العمل سازی در روحها و جانها یكسان نیست. به هر نسبت كه شخصیت حقیرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول می‌‏دارد و در دلها هیجان و موج ایجاد می‌‏كند و هر چه عظیمتر و پرنیروتر است‏ خاطره انگیزتر و عكس‌العمل سازتر است، خواه عكس‌العمل موافق یا مخالف

شخصیتهای خاطره‌انگیز و عكس‌العمل ساز، زیاد بر سر زبانها می‌‏افتند، موضوع مشاجره‏ها و مجادله‏ها قرار می‌‏گیرند، سوژه شعر و نقاشی و هنرهای دیگر واقع می‌‏شوند، قهرمان داستانها و نوشته‏ها می‌‏گردند. اینها همه، چیزهایی است كه در مورد علی علیه‌السلام به حد اعلی وجود دارد و او در این جهت‏ بی‌‏رقیب و یا بسیار كم رقیب است. گویند محمدبن‌شهرآشوب‌مازندرانى ـ كه از اكابر علمای امامیه در قرن هفتم است  ـ هنگامی كه كتاب معروف مناقب را تألیف می‌‏كرد، هزار كتاب به نام ‏«مناقب‏» كه همه درباره علی علیه‌السلام نوشته شده بود در كتابخانه خویش داشت. این یك نمونه می‌‏رساند كه شخصیت والای مولی در طول تاریخ چقدر خاطرها را مشغول می‌‏داشته است.

امتیاز اساسی علی علیه‌السلام و سایر مردانی كه از پرتو حق روشن بوده‏اند این است كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن اندیشه‏ها، به دلها و روح‌ها نور و حرارت و عشق و نشاط و ایمان و استحكام می‌‏بخشند.

فیلسوفانی مانند سقراط و افلاطون و ارسطو و بوعلی و دكارت نیز قهرمان تسخیر اندیشه‏ها و سرگرم كردن خاطرها هستند. رهبران انقلابهای اجتماعی مخصوصاً در دو قرن اخیر، علاوه بر این، نوعی تعصب در پیروان خود به وجود آوردند. مشایخ عرفان پیروان خویش را احیاناً آنچنان وارد مرحله ‏«تسلیم‏» می‌‏كنند كه اگر پیر مغان اشارت كند سجاده به می رنگین می‌‏نمایند. اما در هیچ كدام از آنها گرمی و حرارت توأم با نرمی و لطافت و صفا و رقّتی كه در پیروان علی علیه‌السلام ، تاریخ نشان می‌‏دهد نمی‌‏بینیم. اگر صوفیه از دراویش لشكری جرّار و مجاهدانی كارآمد ساختند، با نام علی كردند نه به نام خودشان

حسن و زیبایی معنوی كه محبت و خلوص ایجاد می‌‏كند از یك مقوله است و سیادت و منفعت و مصلحت زندگی كه كالای رهبران اجتماعی و یا عقل و فلسفه كه كالای فیلسوف است و یا اثبات سلطه و اقتدار كه كالای عارف است، از مقوله‏های دیگر. معروف است كه یكی از شاگردان بوعلی‌‌سینا به استاد می‌‏گفت اگر تو با این فهم و هوش خارق‌العاده مدعی نبوت شوی،مردم به تو می‌‏گروند و بوعلی سكوت كرد. تا در سفری در فصل زمستان كه با هم بودند، سحرگاه بوعلی از خواب بیدار شد و شاگرد را بیدار كرد و گفت: تشنه‏ام، قدری آب بیاور. شاگرد تعلل كرد و شروع كرد به عذر تراشیدن. هر چه بو علی اصرار كرد، شاگرد حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترك كند. در همین وقت فریاد مؤذن از بالای مأذنه بلند شد كه ‏«الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله‏». بوعلی فرصت را مناسب دید كه جواب شاگرد را بدهد.گفت: تو كه مدعی بودی اگر من ادعای پیغمبری كنم مردم ایمان خواهند آورد، اكنون ببین فرمان حضوری من به تو كه سالها شاگرد من بوده‏ای و از درس من بهره برده‏ای آن قدر نفوذ ندارد كه لحظه‏ای بستر گرم را ترك كنی و آبی به من بدهی، اما این مرد مؤذن پس از چهار صد سال فرمان پیغمبر را اطاعت كرده، از بستر گرم خارج شده و رفته بر روی این بلندس و به وحدانیت ‏خدا و رسالت او گواهی می‌‏دهد. ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

آری فیلسوفان شاگرد می‌‏سازند نه پیرو، رهبران اجتماعی پیروان متعصب می‌سازند نه انسانهای مهذّب، اقطاب و مشایخ عرفان ارباب تسلیم می‌‏سازند نه مؤمن مجاهد فعال.

حاج رضا | ادامه مطلب |  پنجشنبه 1387/11/24 ساعت 0    |    

میلاد امام علی(ع)

  امام علی(ع)

***حب امیرالمؤمنین علی"علیه السلام" ایمان و بغضه کفر***

سیزدهم رجب المرجب، ولادت با سعادت امام المتّقین، یعسوب الدّین، قائد الغر المحجّلین، مولی الموحدّین، امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابي طالب(علیهماالسلام) را به پیشگاه مقدس و منور قطب عالم امکان، بقیة الله الأعظم، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم. 


*** علی(علیه السلام) و شیعة هم الفائزون یوم القیامة ***

مولی الموحدین، امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی طالب(علیهماالسلام)، از لحظه ولادت که به دنیا آمد، لب به شهادتین گشود و به پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که برای تهنیت آمده بود، سلام نمود و آیاتی از سوره مؤمنون را خواند:


« بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ* قَدأفلَحَ المُؤمِنُونَ* ألَّذینَ هُم في صَلاتِهِم خاشِعُونَ* ...»

 

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)،« اوّلُ مَن أسلم و اوّل مَن آمن» بود. (1)

 

ابوذر میگوید: از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که میفرمود: امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)، اول کسی بود که به من ایمان آورد و اول کسی است که روز قیامت با من مصافحه میکند. (2)



و میگوید از پیغمبر اکرم
(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که میفرمود: اگر من و حضرت علی(علیه السلام) نبودیم، خدا شناخته نمیشد؛ و اگر من و حضرت علی(علیه السلام) نبودیم، خدا عبادت نمیشد؛ و اگر من و حضرت علی (علیه السلام) نبودیم، ثواب و عقابی نبود. (3)

 

و فرمود: اگر آسمانها و زمین در کفه ای قرار بگیرد و ایمان امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) در کفه دیگر، هر آیینه ایمان او ترجیح پیدا میکند و سنگین تر خواهد بود. (4)

 

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) می فرمود:

« لَو کَشَفَ الغِطاءُ ما أزدَدتُ یَقیناً »
اگر پوشش ها کنار برود، چیزی به یقینم اضافه نمیشود.

چون انسان وقتی از دنیا رفت، پرده ها کنار می رود و به فرموده خود حضرت، مردم خوابند؛ وقتی مُردند بیدار می شوند و پرده کنار می رود. فلذا امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: آنچنان یقین و باور به خدا و روز جزا دارم که قبل از مردن و بعد از آن فرقی ندارد. (5)

 

پی نوشتها:


(1) فضائل الخمسه، ج1، ص179.
(2) بحارالأنوار، ج40، ص5.
(3) بحارالأنوار، ج40، ص96.
(4) فضائل الخمسه، ج1، ص191.
(5) مصابیح الأنوار، ج1، ص30.

حاج رضا | |  پنجشنبه 1386/05/04 ساعت 23    |    

پندهایی از مولا علی(ع)

  امام علی(ع)

حكمت 301احتياط در فرستادن پيك ها و نامه ها(اجتماعى، سياسى)

وَ قَالَ [عليه السلام] رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو ، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است!.


 
حكمت 302نياز انسان به دعا(معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا الْمُبْتَلَى الَّذِى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ الَّذِى لَا يَأْمَنُ الْبَلَاءَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: آن كس كه به شدت گرفتار دردى است نيازش به دعا بيشتر از تندرستى است كه از بلا در امان است نمى باشد.


 
حكمت 303ارزش دنيا دوستى(اخلاقى، تربيتى)

وَ قَالَ [عليه السلام] النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْيَا وَ لَا يُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستى مادرش نمى توان سرزنش كرد.


 
حكمت 304ضرورت پاسخ دادن به درخواست ها(اخلاقى، اقتصادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: نيازمندى كه به تو روى آورده فرستادة خداست ، كسى كه از يارى او دريغ كند، از خدا دريغ كرده، و آن كس كه به او بخشش كند، به خدا بخشيده است.


 
حكمت 305غيرتمندى و ترك زنا(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ .

و درود خدا بر او ، فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمى كند.


 
حكمت 306نگهدارندگى أجل(اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً .

و درود خدا بر او ، فرمود: اجل ، نگهبان خوبى است (43).


 
حكمت 307مشكل مال غارت شده(اقتصادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ .
قال الرضى و معنى ذلك أنه يصبر على قتل الأولاد و لا يصبر على سلب الأموال .

و درود خدا بر او ، فرمود: آدم داغدار مى خوابد، اما كسى كه مالش غارت شده نمى خوابد.
مى گويم: (معناى سخن امام، اين است كه انسان بر كشته شدن فرزندان بردبارى مى كند اما در غارت ربوده شدن اموال بردبار نيست).


 
حكمت 308ره آورد دوستى پدران(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَيْنَ الْأَبْنَاءِ وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: دوستى ميان پدران ، سبب خويشاوندى فرزندان است. خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است از دوستى به خويشاوندي.


 
حكمت 309ارزش گمان مؤمن(اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود: از گمان مؤمنان بپرهيزيد كه خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.


 
حكمت 310ضرورت اطمينان به وعده هاى الهي (اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ .

و درود خدا بر او، فرمود: ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.


 
حكمت 311نفرين امام [عليه السلام](اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لِأَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ قَدْ كَانَ بَعَثَهُ إِلَى طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرِ لَمَّا جَاءَ إِلَى الْبَصْرَةِ يُذَكِّرُهُمَا شَيْئاً مِمَّا سَمِعَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِى مَعْنَاهُمَا فَلَوَى عَنْ ذَلِكَ فَرَجَعَ إِلَيْهِ فَقَالَ إِنِّى أُنْسِيتُ ذَلِكَ الْأَمْرَ فَقَالَ ع إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ لَامِعَةً لَا تُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ .
قال الرضى يعنى البرص فأصاب أنسا هذا الداء فيما بعد فى وجهه فكان لا يرى إلا مبرقعا .

و درود خدا بر او، فرمود: (چون به شهر بصره رسيد خواست انس بن مالك را به سو طلحه و زبير بفرستد تا آنچه از پيامبر (ص) دربارة آنان شنيده ، يادشان آورد، أنس ، سرباز زد و گفت من آن سخن پيامبر (ص) را فراموش كردم، فرمود) (44)
اگر دروغ مى گويى خداوند تو را به بيمارى بُرُص (سفيدى روشن) دچار كند كه عمامه آن را نپوشاند، (پس از نفرين امام ، أنس به بيمار برص در سر و صورت دچار شد ، كه همواره نقاب مى زد).

حاج رضا | ادامه مطلب |  چهارشنبه 1386/04/13 ساعت 0    |    

عجز آفت است و صبر شجاعت ... (کلامی از امام علی)

  امام علی(ع)

و العجز افه ، و الصبر شجاعه
و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعمالقرين الرضا

ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت ، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراهى است با ارزش .
شرح : انسانى كه گرفتار ضعف هاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر مواجه است كه : در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون ، قدرت ايستادگى نخواهد داشت ، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و ازراه راست ، انحراف پيدا خواهد كرد.
از اين رو است كه در تعاليم اسلامى ، هميشه تكيه بر اين است كه انسان، قبل از هرچيز، ضعف هاى روحى و اخلاقى را از خود دور كند، و قدرت درونى لازم براى ايستادگى در برابر مسائل مختلف را به دست آورد و در حفظ و تقويت آن بكوشد.
امام عليه السلام نيز، در اين كلام ، از اين گونه جنبه هاى مثبت و منفى سخن مى گويد و انسان را با عيب و ضعف ها، و ارزش قدرتهاى روحى و اخلاقى آشنا مى سازد.
بر اساس فرمايش امام (ع )، ضعف و ناتوانى ، بزرگترين آفت و دشمن زندگى انسان است. زيرا انسان ضعیف ، زود فريب ميخورد، زود به لغزش دچار مى شود، و زود از راه راست منحرف مى گردد. يك انسان ضعیف ، ممكن است دربرابر چند كلمه فريبنده ، از راه بدر شود. ممكن است با هر تهديد پوچى دچار وحشت شود، يا اگر پول و مقامى به او پيشنهاد كنند، در برابر آن تاب مقاومت از دست برهد، و حاظر به انجام هر كار نادرستى بشود.
افراد بسيارى بوده اند كه سالها از عمر خود را در راه عبادت و انجام وظايف شرعى و دينى گذرانده اند. ولى بخاطر همين ضعف ، ناگهان از راه بدر رفته و حاصل تمام عمر خود را در چند لحظه بر باد داده  و چيزى جز رسوايى و بد نامى بدست نياورده اند. اين است كه ضعف و ناتوانى ازبزرگترين آفتهاى زندگى و از خطر نازكترين دشمنان انسان است .
اما در برابر اين عجز و ناتوانى ، صفتهاى نيكوى روحى و اخلاقى قراردارد، كه تعدادى ازآنها را، امام (ع ) در همين كلام پر معنى ، بر شمرده است .
يكى از اين صفات ، صبر و بردبارى است ، كه عالى ترين جلوه هاى شجاعت انسان بشمار مى رود. شجاع ، آن كسى نيست كه در برابر هر مسئله اى به خشم مى آيد و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده مى زند. چون بسيار ديده شده كه چنين افرادى ، صدها گرفتارى براى خود، و هزاران مشكل براى ديگران ايجاد كرده اند. بلكه آن كسى براستى شجاعت دارد كه در برابر مسائل و مشكلات بردبار باشد و با صبر و حوصله ، درباره آن فكر كند و هميشه ، بجاى سريع ترين راه حل، در جست و جوى بهترين راه حل ها باشد.
صفت ديگر، پارسايى و پرهيز كارى است ، كه براى انسان ، بهترين ثروتها و بالاترين توانگريها به شمارمى آيد. انسان پارسا و پرهيز كار، در وجود خود، آنقدر ارزشهاى روحى و معنوى ذخيره مى كند، كه ديگر به مال و ثروت دنيا چشم نمى دوزد. و همين بى نيازى از مال دنيا، او را از بزرگترين ثروتمندان و توانگران ، ثروتمندتر مى سازد.
خرسندى به رويدادهاى نيز از صفات ارزنده انسان است . اصولا يك مسلمان مؤ من ، از آنچه بااراده و قدرت خداوند، در زندگى اش رخ دهد، هرگز اظهار نارضايى نمى كند. يعنى به هر پيشامدى كه خداوند برايش مقدر كرده باشد راضى و خرسند است و همين رضايت و خرسندى، باعث مى شود كه از پيش آمدهاى گوناگون ، دچار رنج و عذاب نشود. چنين كسى اگر ببيند كه ديگران به قدرت و مقام رسيده اند و مال و ثروت بدست آورده اند. و او از آنها بى نصيب مانده است ، هرگز حسادت نمى ورزد و غم و غصه به دل راه نمى دهد. زيرا صفت خرسندى ورضايتى كه در او وجود دارد، مانند نعمتى با ارزش ، هميشه همراه اوست و مانند دوستى مهربان و دلسوز، هميشه او را از دچار شدن به اينگونه رنج و عذابها، باز مى دارد.

حاج رضا | |  جمعه 1386/04/08 ساعت 0    |    

زبان عاقل و زبان احمق(کلامی از امام علی)

  امام علی(ع)

لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه

زبان عاقل ، پشت قلب او قراردارد، و قلب احمق ، پشت زبان او جاى گرفت هاست ( عاقل ،با انديشه سخن مى گويد ونادان بى فكر )
شرح : انسان عاقل ، وقتى بخواهدسخن بر زبان آورد، نخست به دل و انديشه خود مراجعه مى كند، معنى آن سخن و نيكى يا بدى آن را با عقل و شعور خود مى سنجد، نتيجه اى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مى كند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمينان يافت ، آن را بر زبان مى آورد.
پس عاقل ، قلب و انديشه اش بيش از زبانش به كار مى اندازد، و زبانشرا پشت سر عقل و شعورخود نگاه ميدارد.
اما احمق ، بر عكس رفتار مى كند. يعنى هر سخنى كه به زبانش آمد،نسنجيده و بدون فكر و انديشه بيان مى كند، و پس از آن كه سخن او، در ديگران ، تاثير بد گذاشت ، تازه بفكر مى افتد كه آيا سخنش درست بوده يانادرست . يعنى احمق ، نخست زبان خود را به كار مى اندازد و نسنجيده حرف مى زند، و بعد از آن ، به قلب و عقل خود مراجعه مى كند و در باره نيك و بد سخن خود و نتيجه و حاصل آن مى انديشد.
به همين دليل است كه خردمندان ، از قديم گفته اند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكرده اى، بر زبان مياور.

حاج رضا | |  جمعه 1386/04/08 ساعت 0    |    

خشنودى از كار بدكاران(کلامی از امام علی)

  امام علی(ع)

الراض بفعل قوم كالداخلفيه معم و على كل داخل فى باطل اءثمان اثمالعمل به و اثم الرض به

هر كس كه به كار گروهى ازمردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار،با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناه رضايت دادن به انجام آن .
شرح : اسلام ، دينى است كه پيرامون خود را، همواره از زندگى كردن و حصارهاى خلوت و تنهائى و سر بردن در چهار ديواريهاى در بسته ، باز ميدارد. و در مقابل ، همه را به زندگى اجتماعى دعوت ميكند.براى يك چنين زندگى اجتماعى برادرانه ايى، كه در آن همه نسب به يكديگر وظايف و مسئوليتهايى دارند قوانين كاملى نيز قرار داده ، كه جلوه هاى گوناگون آن ، در تعاليم درخشان اسلامى ديده مى شود.
بر اساس اين قوانين ، خوب بودن و خوب زيستن ، تنها اين نيست كه ما،خود را از همه كناربكشيم ، و در خلوت و تنهايى مشغول عبادت شويم و كارى به كار ديگران و ساير افراد جامعه نداشته باشيم . چه ، در اين صورت ،حتى اگر هيچ گناهى از ما سر نزند، بازدر گناهى كه ديگران ، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام ميدهند، شريك و سهيم خواهيم بود. به بيان ديگر، يك مسلمان مؤ من واقعى ، نبايد در برابر كارهاى باطل و نادرست ديگران نيز، ساكت بنشيند و هيچ اقدامى نكند.چون اين سكوت ، دليل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطل مخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد،بطور طبيعى ، به انجام آن امر، رضايت داده است . و راضى بودن به انجام كار ديگران نيز مانند آن است كه خود او هم در آن كار، شركت و دخالت داشته است .
از اين روست كه امام عليه السلام ميفرمايد: مسلمانان مؤ من حق نداردساكت بنشيند و شاهد و تماشاگر كارهاى باطل ديگران باشد.چون در آنصورت ، از او دو گناه سرزده است . يك گناه همان رضايت دادن به انجام آن كار است ، و گناه ديگر آن است كه با چنين رضايتى ، خود او نيز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه در آمده و در حقيقت مثل آن است كه خود نيز، در انجام آن گناه ، شركت و همكارى داشته است .

حاج رضا | |  جمعه 1386/04/08 ساعت 0    |    

پندهایی از مولا علی(ع)

  امام علی(ع)

امام علی (ع) :

۱. هـر گـاه ديـدى خـداوند با وجود گناهان ، پيوسته به تو نعمت مى دهد ، به هوش باش كه آنها براى تو نوعى غافلگيرى و مرگ ناگهانى است. (شرح غررالحكم ، ج 3، ص 132)

2. خـداونـد هـرگـز جـبـاران دنـيا را در هم نشكسته مگر پس از آنكه به آنان نعمت فراوان بخشيد. و هـرگـز اسـتـخـوان شـكـسـتـه زنـدگـى مـلتـى را تـرمـيـم نـكـرده مـگـر پـس از آزمـايـش و تحمل مشكلات فراوان. (نهج البلاغه ، خ 87، ص 219)

3. ارزش آدمى به هنگام مواجهه با مشكلات آشكار مى شود. (شرح غررالحكم ، ج 4، ص 320)

4. اعتماد كردن به هر كس پيش از آزمودن و ارزيابى ، نشان ناتوانى است . (نهج البلاغه ، ح 376)

5. هـر قـدر امـتحان و آزمايش بزرگ تر و مشكل تر باشد ، ثواب و پاداش ، گرانقدرتر و بيشتر خواهد بود. (همان ، خ 234، ص 792)

6. اما خداوند بندگانش را به انواع شدايد مى آزمايد و با انواع مشكلات دعوت به عبادت مى كند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مى نمايد تا تكبر را از قلبهايشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين نمايد. (نهج البلاغه ، خ 234، ص 795)

7. پاداش بزرگ با بلاى بزرگ همراه است . (شرح غررالحكم ، ج 2، ص 527)

8. بـسـا كـسـان كـه نـكـو حـاليـشـان دام بـلا اسـت ، خـطاپوشى شان موجب غرور ، و حُسن شهرت و خـوشـنامى شان سبب غلتيدن به گرداب فتنه. در ميان آزمون هاى الهى هيچ آزمونى همانند مهلت دادن به چنين كسانى نيست . (نهج البلاغه ، ح 252، ص 1201)

حاج رضا | |  جمعه 1386/04/08 ساعت 0    |    

مناجات امام علی (ع)

  امام علی(ع)

به نام خداى بخشنده مهربان

ستايش مخصوص توست اى خداوند بخشش و بزرگى و مقام بلند بزرگوارى تو را سزد كه به هر كه خواهى عطا كنى و از هر كه خواهى منع كنى.
اى خداى آفريننده من و نگهبان و پناه من من در هر حال سختى و آسودگى بسوى تو مى ‏نالم
اى خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسيار است باز عفو و بخشش تو از گناه من بزرگتر و وسيعتر است .
اى خدا اگر من خواهش هاى نفس خود را پيروى كردم اكنون چرا در مرغزار پشيمانى مى ‏كنم .
اى خدا تو حال زار مرا مى ‏بينى و از فقر و پريشانيم آگاهى و تو مناجات و راز و نياز پنهانم را مى ‏شنوى .
اى خدا اميد مرا قطع مكن و به نوميدى تاريك مگردان دلم را كه چشم اميدم همه بر عطاى بى انتهاى توست .
اى خدا تو اگر مرا نوميد كنى يا از درگاهت برانى ديگر كيست كه به وى اميدوار باشم و كه را نزد تو شفيع آرم .
اى خدا مرا از قهر و عذابت در پناه خود گير كه من بنده اسير و ذليل توام و ترسان و خاضع به درگاه تو .
اى خدا به من حجتى بياموز كه مرا مايه انس و آرامى گردد در آن ساعت سخت كه قبر منزل و خوابگاه من خواهد بود .
اى خدا اگر مرا هزار سال عذاب كنى باز رشته اميدم از رحمتت قطع نخواهد گشت .
اى خدا شيرينى و لذت عفوت را روزى به من بچشان كه مال و فرزندان را در آن روز سودى نخواهد بود .
اى خدا اگر توبه كردم رعايت حال من نكنى كارم ضايع است و اگر از لطف رعايت كنى تباه نخواهم گشت .
اى خدا اگر تو از غير مردم نيكوكار عفو و بخشش نفرمايى پس آنان كه به هواى نفس زشتكارند كه آنها را خواهد بخشيد .
اى خدا اگر من در راه تقوى كوتاهى كردم اينك از پى عفو و بخشش بى ‏حساب تو مى‏ آيم .
اى خدا اگر من از جهل و نادانى خطاها كرده ‏ام اميدم به كرم و رحمتت بسيار بوده تا آنجا كه گويند چقدر بى ‏باك است .
اى خدا گناهان من از كوههاى بلند افزون‏تر و بالاتر است و عفو و بخشش تو از گناه من بسى بزرگتر و بلندتر است .
اى خدا ياد لطف و احسان تو سوز دل و پريشانيم را آرام مى‏ بخشد و ياد خطاها و گناهان ديده ‏ام گريان مى‏ سازد .
اى خدا از خطايم درگذر و گناهانم را محو كن زيرا من به گناه خود مقر و از آن ترسان و به درگاه تو نالانم .
اى خدا تو از جانب خود مرا نشاط و آرامش خاطر عطا كن كه من جز درهاى فضل و كرمت را نمى ‏كوبم .
اى خدا اگر تو مرا از درگاه كرمت برانى يا خوار گردانى پس چه چاره انديشى و چكار توانم كرد .
اى خدا آنكه مشتاق توست شب همه را بيدار است و به مناجات و دعا مشغول اما غافلان تا به صبح در خوابند .
اى خدا اين مخلوق ضعيف بين خواب و بيدارى است و بسير به درگاهت ناله و تضرع مى ‏كنند .
و همه به احسانت چشم دارند و به رحمت بى ‏پايان تو اميدوارند و به بهشت ابدت طمع بسته ‏اند .
اى خدا اميدواريم به لطف تو مرا نويد سلامت مى‏دهد ولى قبايح اعمال مرا به سرزنش و رسوايى مى كشد .
اى خدا اگر مرا ببخشى عفو تو نجات بخش من است وگرنه من به گناه مهلك هلاك خواهم شد .
اى خدا به حق پيغمبر هاشمى محمد (ص) و به حرمت بندگان پاكت كه نزد تو خاضع و خاشعند .
اى خدا به حق مصطفى (ص) و پسر عمش على (ع) و احترام نيكان كه همه به درگاهت متواضعند .
اى خدا مرا بر دين پيغمبرت احمد (ص) محشور گردان در حالى كه به درگاهت با ناله و انابه و تقوى و تواضع آيم .
اى خداى من و اى سيد و مولاى من مرا محروم مگردان از شفاعت كبراى پيغمبرت كه شفاعت او پذيرفته است .
و درود فرست بر او و آلش مادامى كه نيكان و موحدان دعا و مناجات كنند و به درگاهت راكع باشند.

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/03 ساعت 22    |    

اندرزهایی از نهج البلاغه

  امام علی(ع)

ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة ح / 183

ترجمه : هر گاه در مورد امرى واحد،دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى ازآن دو گمراهى (باطل ) است .
شرح : بسيار ديده مى شود كه دو شخص، يا دو گروه ، بر سر يك مسئله اختلاف دارند. به اين معنى كه هر كدام ، در مورد آن مسئله ، ادعايى دارد كه با ادعاى ديگرى مخالف است ، و هر يك نيز، ادعاى خود راصحيح و بر حق ميداند و ادعاى ديگرى را غلط و باطل مي شمارد.
اما، از آنجا كه هميشه حق يگانه است ، و هر چيزى كه بر حق باشد، نمی تواند دو صورت ودو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نيز، درست و بر حق باشند، ناگزير بايد قبول كرد كه دست كم ، يكى از آن دو ادعا، باطل وگمراهانه است .
روشن تر بگوييم : نمى شود كه دو نفر، در مورد يك موضوع دو ادعاىمختلف بكنند، و هر دونيز درست گفته باشند. يعنى اگر، در چنين مواردى ، يقين داشته باشيم كه هر دو نفر در اشتباه نيستند، پس بايد مطمئن باشيم كه بطورقطع ، فقط يكى از آنها حق ميگويد و ديگرى بر باطل است .
وظيفه كسى هم كه با چنين افراد يا گروههايى روبرو ميشود، آن است كه سخن و عقيده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دريابد، و با انتخاب و پذيرش حق ، از باطل دورى كند.

حاج رضا | ادامه مطلب |  جمعه 1386/03/25 ساعت 14    |    

پندهایی از مولا علی(ع)

  امام علی(ع)

حكمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سياسى)
قَال َ[عليه السلام] كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.


حكمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ .

و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.


حكمت 3شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِى بَلْدَتِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است.


حكمت 4ارزش هاى اخلاقى و ضد ارزش ها(اخلاقى ، تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى .

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكيبايى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى .


حكمت 5شناخت ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : دانش، ميراثى گرانبها ، و آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى شفاف است.


حكمت 6ارزش هاى رازدارى و خوشرويي (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى ، گورستان پوشاننده عيب هاست . و يا فرمود : پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.

حاج رضا | ادامه مطلب |  جمعه 1386/03/25 ساعت 14    |    

 

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | تماس با مدیر | قالب مذهبی