تبليغاتX
اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی
     
     

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی

»


حرف دل:


» با سلام خدمت منتظران.
امیدوارم از بازدیدتون راضی باشید.
این وبلاگ تحفه ای است نا چیز به آخرین منجی بشریت،حضرت صاحب الامر،امام عصر(عج).به امید تعجیل در ظهور آن حضرت.
مطالب وبلاگ در آرشیو موضوعی طبقه بندی شده است.برای یافتن مطالب می توانید به قسمت آرشیو موضوعی رجوع کنید.
منتظران ، منتظر نظرات سودمند و راهنمایی هایتان هستم.
با تشکر
مدیر وبلاگ:حاج رضا ژاله فروزان


آخرین نوشته ها:

» یا زهرا(س)

» حضرت مهدى(عج) از ديدگاه علماى اهل سنّت

» علی(ع) تجلی عظمت الهی

» ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا

» جهاد خاص امام حسین (ع)

» انتظار ظهور یا اعتقاد به ظهور

» کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

» علایم شب قدر

» فوائد رمضان

» انتظار


آرشیو نوشته ها:

» هفته سوم اردیبهشت 1388

» هفته سوم فروردین 1388

» هفته چهارم بهمن 1387

» هفته سوم دی 1387

» هفته اوّل دی 1387

» هفته دوم آذر 1387

» هفته سوم مهر 1386

» هفته اوّل مهر 1386

» هفته چهارم شهریور 1386

» هفته اوّل شهریور 1386

» هفته چهارم مرداد 1386

» هفته سوم مرداد 1386

» هفته دوم مرداد 1386

» هفته اوّل مرداد 1386

» هفته چهارم تیر 1386

» هفته سوم تیر 1386

» هفته دوم تیر 1386

» هفته اوّل تیر 1386

» هفته چهارم خرداد 1386

» هفته سوم خرداد 1386

» هفته دوم خرداد 1386


موضوعات مطالب:

» مذهبی

» حدیث

» امام علی(ع)

» امام زمان(عج)

» حضرت فاطمه(س)

» دعوتنامه پرشین گیگ

» امام حسین(ع)


پیوندهای روزانه:

» پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان

» تبیان

» وب گذر

» سایت مناجات


دوستان:

» 1- نگاهی نو

» 2- از تو گفتن

» 3- یا ابا الصالح المهدی (عج) ادرکنی

» 4- عصر شکوفایی

» 5- تاکرببلا هست زمین راعشق است

» 6- دل نوشته های دو دختر شهید

» 7- تموم هستیه من انتظار

» 8- ترنم انتظار

» 9- امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

» 10- از آدم تا خاتم

» 11- آیات بینات

» 12- عاشقان علی(ع)

» 13-عاشقان بی نشان

» 14- شوق دیدار

» 15- دنیای من

» 16- رد پای ایمان

» 17- خموشانه

» 18- شیدای شمیم

» 19- دل

» 20- یاس زهرا(س)

» 21- تا انتهای حضور

» 22- همه چیز برای خدا

» 23- شناخت ائمه معصومین علیه السلام

» 24- امام حسن مجتبی(ع)

» 25- سايه سكوت

» 26- شميم حضور

» 27- یا حسین مظلوم(ع)

» 28- تعقل کار هر کس نیست

» 29- حسرت

» 30- هیات علقمه

» 31- قصه هایی از غصه های من

» 32- مجمع حیدریون زنجان

» 33- بی تو یابن العسکری آرام جان گم کرده ایم

» 34- تا کرببلا هست زمین راعشق است2

» 35- تسبیح

» 36- مجنون مهدی(عج)

» 37- شماطیل(در مورد امام زمان)

» 38- بسیجیان مسجد الجواد(ع) شهرک رسالت کرج

» 39- مجنون بی بیابان

» 40- خیمه گاه

» 41- وكيل منتظر

» 42- منتظران شهرستان ازنا

» 43- امروزه یاعلی شماچقدر بلنده؟

» 44- ذاکر ولایت

» 45- زیارت عاشورا-زیارت عشق

» 46- عشق کن

» 47- ترانه های جنون

» 48- عشق جاوید

» 49- طلوع کن ای آفتاب

» 50- جوانی

» 51- ای مهر طلوع کن که خوابیم همه

» 52- 14نور

» 53- یوسف زهرا(عج)

» 54- سلام علي آل ياسين

» 55- یگانه منجی

» 56- هفت قدم تا دوست

» 57- ولایت

» 58- شاید بشه...

» 59- موهبت

» 60- گل نرگس بیا....

» 61- همنوا با خلق خدا

» 62- ققنوس

» 63- وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف

» 64- پیدای پنهان

» 65- دنیای لینک

» 66- اذا ضاق لها صدری(بذر نو)

» 67- متولد ماه مهر

» 68- یاران حسین (ع)

» 69- سیب گلاب

» 70- هیئت محبان جوادالائمه(ع)

» 71- کانون فرهنگی شهدا

» 72- عشاق المهدی(عج)

» 73- دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)

» 74- الصبوح

» 75- یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

» 76- یاران نبی(ص)

» 77- عطر حضور

» 78- تمنای وصال

» 79- با تو مي گويم

» 80- ماه بني هاشم عباس (ع)

» 81- طلائیه

» 82- انتظاری سبز

» 83- عارفانه ها و عاشقانه هاي مرحوم دولابي

» 84- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

» 85- دوستی مؤمنین

» 86- یا ابا صالح مهدی

» 87- سخن نــــــــــــــــور

» 88- موعود

» 89- قلب های منتظر

» 90- روضه آب

» 91- ذکر گویان

» 92- اشک آسمان

» 93- كبوتر غريب

» 94- مثل خدا

» 95- حس غریب

» 96- يا اباصالح المهدي

» 97- زینبیون

» 98- عطش

» 99- تا جمعه ظهور

» 100- کربلا من فداتم

» 101- خط سرخ شهادت

» 102- مست سبو

» 103- دخترای بسیجی

» 104- کاروان بهشتیان زمین

» 105- نوای دل


سایر امکانات:


 

کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

  مذهبی

گروه هایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از :

۱ـ کافران :
بقره/۹۰ ٬ ۱۰۴ ٬ ۱۲۶ - آل عمران/ ۴ ٬ ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۵۶ ٬ ۹۱ ٬ ۱۰۶ ٬ ۱۳۱ - نساء/ ۱۴ ٬ ۱۸ ٬ ۳۷ ٬ ۵۵ ٬ ۵۶ ٬ ۱۰۲ ٬ ۱۵۱ ٬ ۱۶۱ ٬ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ ٬ - انعام/ ۳۰ ٬ ۴۷ ٬ ۷۰ ٬ ۱۷۰ - انفال/ ۱۴ ٬ ۳۵ - مائده/ ۱۰ ٬ ۳۶ ٬ ۳۷ ٬ ۶۸ - توبه/ ۳ ٬ ۴۹ - یونس/ ۴ ٬ ۷۰ - عنکبوت/ ۵۴ - فاطر/ ۷ - شوری/ ۲۶ - جاثیه/ ۱۱ - احقاف/ ۳۴ - مجادله/ ۴ ٬ ۵ - ملک/ ۶ ٬ ۲۸ - معارج/ ۱ - احزاب/ ۸ - فصّلت/ ۲۷ - فتح/ ۲۵ - ابراهیم/ ۲ ٬ ۲۲ - غاشیه/ ۲۴

لازم به ذکر است که بیشترین آیات جهنم ٬ مربوط به کــافران است.

۲ـ ظالمان و ستمگران :
آل عمران/ ۱۵۱ - نساء/ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ - مائده/ ۱۲۹ - اعراف/ ۴۱ - نحل/ ۱۱۳ ٬ ۸۵ - کهف/ ۲۹ - حج/ ۲۵ - انبیاء/ ۲۹ - مریم/ ۷۲ - ابراهیم/ ۲۲ - شوری/ ۲۱ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - زخرف/ ۳۹ ٬ ۶۵ - سبأ/ ۴۲ - طور/ ۴۷ - فرقان/ ۱۹ ٬ ۳۷ - جن/ ۱۵ - انسان/ ۳۱

۳ـ مشرکان :
توبه/ ۱۷ - اسراء/ ۳۹ - احقاف/ ۲۶ - بینه/ ۶

۴ـ منافقان :
نساء/ ۱۳۸ ٬ ۱۴۰ ٬ ۱۴۵

۵ـ طغیانگران و مستکبران :
نساء/ ۱۷۳ - اعراف/ ۳۶ ٬ ۴۰ ٬ ۴۱ - مؤمن/ ۴۸ ٬ ۴۹ ٬ ۶۰ ٬ ۷۲ ٬ ۷۶ - احقاف/ ۲۰ - زمر/ ۶۰ - ص/ ۵۵ ٬ ۵۶ - جاثیه/ ۸ - ق/ ۲۴ - مدثر/ ۱۶ - نبأ/ ۲۱ ٬ ۲۲ - نازعات/ ۳۷

۶ـ پیروی از شیطان :
 اعراف/ ۱۸ - لقمان/ ۲۱ - ابراهیم/ ۲۲

۷ـ تکذیب کنندگان آیات الهی :
بقره/ ۱۰ ٬ ۲۴ - اعراف/ ۳۶ - مائده/ ۱۰ ٬ ۶۸ - انعام/ ۴۹ - فرقان/ ۱۱ ٬ ۲۰ - سجده/ ۲۰ - سبأ/ ۵ ٬ ۳۸ ٬ ۴۲ - طه/ ۲۰ - شعرا/ ۱۸۹ - واقعه/ ۵۰ - الرحمان/ ۴۲ - حدید/ ۱۹ - ملک/ ۹ - نغابن/ ۱۰ - مرسلات/ ۳۴ - مطففین/ ۱۷ - لیل/ ۱۶

۸ـ مرتدان :
بقره/ ۲۱۷ - آل عمران/ ۸۸ - توبه/ ۱۷ - بینه/ ۶

۹ـ بت پرستان :
احقاف/ ۲۱

۱۰ـ فسادکنندگان :
نحل/ ۸۸ - بروج/ ۱۰

۱۱ـ آدمهای شقی و خبیث :
انفال/ ۳۷ - اعلی/ ۱۱ - لیل/ ۱۵

۱۲ـ شیاطین و جن :
اعراف/ ۱۷۹ - مریم/ ۶۸ ٬ ۶۹ ٬ ۷۰ ٬ ۷۱ ٬ ۷۲ - سجده/ ۱۳

۱۳ـ فاسقان :
اعراف/ ۱۶۵ - انعام/ ۴۹ - سجده/ ۲۰ - احقاف/ ۲۰

۱۴ـ کسانی که آخرت را به دنیا فروختند :
بقره/ ۸۶

۱۵ـ کسانی که غرق گناهند :
بقره/ ۸۱

۱۶ـ آشکارا گناه کنندگان :
احزاب/ ۳۰

۱۷ـ ربا خواران :
بقره/ ۲۷۵ - آل عمران/ ۱۳۰ ٬ ۱۳۱

۱۸ـ مترفین :
مؤمنون/ ۶۴

۱۹ـ اعراض کنندگان از ذکر خدا :
جن/ ۱۷

۲۰ـ منع کنندگان کار خیر :
ق/ ۲۵ .

۲۱ـ اصحاب شمال :
واقعه/ ۴۱

۲۲ـ فراموش کنندگان آخرت و قیامت و جهنم :
اسراء/ ۱۰ - سجده/ ۱۴ - ص/ ۲۶ - جاثیه/ ۳۴ - الرحمن/ ۴۲ - طور/ ۱۴ - مدثر/ ۴۶

۲۳ـ پیروان ستمگران :
هود/ ۱۱۳

۲۴ـ مسخره و استهزای آیات اللهی :
کهف ۱۰۶ - جاثیه/ ۱۰ ٬ ۳۵

۲۵ـ کسانی که مانع راه یابی مردم به حق می شوند و سد عن سبیل الله می کنند :
نساء/ ۵۵ - نحل/ ۹۴ - مجادله/ ۱۶

۲۶ـ کسانی که با دستورات خدا و پیامبر مخالفت می کنند :
نساء/ ۱۱۵ - جن/ ۳۳

۲۷ـ کسانی که از عقل و چشم و گوششان در راه یابی به حق استفاده نمی کنند :
اعراف/ ۱۷۹ - ملک/ ۱۰

۲۸ـ کسانی که امید به ملاقات خداوند ندارند و به دنیا راضی اند :
یونس/ ۷ ٬ ۸

۲۹ـ کسانی که به نعمت های خدا کفران می ورزند :
ابراهیم/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰

۳۰ـ دنیا پرستان :
اسراء/ ۱۸ - هود/ ۱۵ ٬ ۱۶ - نازعات/ ۳۸

۳۱ـ زر اندوزان :
توبه/ ۳۴ ٬ ۳۵ - الحاقه/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ ٬ ۳۱ - همزه/ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۶ - مسد/ ۲ ٬ ۳

۳۲ـ فرار از جهاد ( زحف ) :
انفال/ ۱۵ ٬ ۱۶ - توبه/ ۸۱

۳۳ـ آدم کشان :
مائده/ ۳۲ - نساء/ ۹۳ - آل عمران/ ۲۱

۳۴ـ ترک کنندگان نماز :
مدثر/ ۴۳

۳۵ـ ترک کنندگان اطعام به مساکین و فقرا :
مدثر/ ۴۴

۳۶ـ همنشینان با اهل باطل :
مدثر/ ۴۵

۳۷ـ کسانی که زکات نمی دهند :
فصلت/ ۷ - توبه/ ۳۵

۳۸ـ خورندگان مال یتیم :
نساء/ ۱۰

۳۹ـ کم فروشان :
مطففین/ ۱ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۷

۴۰ـ عیب جویان :
همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴

۴۱ـ غیبت کنندگان :
همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴

۴۲ـ اسراف کنندگان :
مؤمن/ ۴۳ - اسراء/ ۲۷

۴۳ـ مجرمان :
مریم/ ۸۶ - زخرف/ ۷۴ - مدثر/ ۴۱ - اعراف/ ۴۰ ٬ ۸۴ ٬ ۱۳۳ - حجر/ ۱۲ ٬ ۵۸ - فرقان/ ۳۱ - نمل/ ۶۹ - قمر/ ۴۷ - الرحمن/ ۴۱ ٬ ۴۲ ٬ ۴۳ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - معارج/ ۱۱ - طه/ ۷۴

۴۴ـ تعدّی کنندگان از حدود اللهی :
نساء/ ۱۴ - بقره/ ۱۸۷ ٬ ۲۲۹ ٬ ۲۳۰ - طلاق/ ۱

۴۵ـ دشمنان خدا و پیامبر و ائمه :
فصّلت/ ۲۸

ضمناً آنچه ما در این موضوع نقل کردیم با استفاده از معجم قرآن و سیری در آیات جهنم و استفاده از تفاسیر موضوعی و به ویژه تفسیر پیام قرآن ٬ ج ۶ مبحث دوزخ می باشد.
منبع : کتاب جهنم و عذابهای جهنم نوشته حیدر قنبری

سایت مناجات

حاج رضا | |  دوشنبه 1386/07/16 ساعت 22    |    

علایم شب قدر

  مذهبی

علامه طباطبائى در علايم شب قدر مى‏گويد:

روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب
بدون شعاع طلوع
مي‏كند و هواى آن روز معتدل است.
 (الميزان، ج 40، ص 332)

 

قال الباقر عليه السلام:

سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنک و معتدل و نيكو مى‏گردد.

حديث: قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله عليه و آله):

ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)

ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

حديث: قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه ‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏ خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.

 

  

چند حديث در عبادت زهرا (س) در شبهای قدر

 

قدرشناس قدر

قال على(ع): و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.

دعائم الاسلام، ج 1: 282.

حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

  

دو ركعت نماز

قال ابوعبدالله الصادق(ع):

كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.

جمال الاسبوع:173.

امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

 

                                                        

حاج رضا | |  جمعه 1386/07/06 ساعت 1    |    

فوائد رمضان

  مذهبی

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .
 بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر  همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.
 
 فوايد روزه
روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است به حدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند.
 
در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»
 بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآيد که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد سلاحي که  ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »
 
با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد البته در صورتي که با اعتدال و ميانه روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود.بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نميگنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.
 افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»
 اکثريت غريب به اتفاق مسلمانان متدين ماه مبارک رمضان را روزه ميدارند و به هيچ وجه شکايتي از اين بيماري ندارند و نسبت بيماري زخم معده روزه داران بيشتر از ديگران نيست همانطور که گفتيم فوايد جسمي و بهداشتي روزه اگرچه چشمگير و غير قابل انکار است ولي مهمترين فوايد روزه اثرات بهداشتي آن نيست، متأسفانه برخي در بررسي فوايد روزه تنها به همين اثرات بهداشتي آن بسنده کرده اند، درحاليکه فوايد برتر روزه به جنبه هاي معنوي آن مربوط ميشود، فوايد جسمي روزه با اثرات معنوي آن در سازندگي تربيت و تزکيه انسان قابل مقايسه نيست، اگر چه همان فوايد طبي هم گواهي است بر اصالت اسلام عزيز، چرا که اين آيين فطري و آسماني چهارده قرن پيش با ژرف بيني و احاطه اي که جز از خداي متعال نميتواند بود در محيط جاهليت عرب دستوراتي براي انسانها وضع کرده است که دانش پزشکي انسان متمدن عصر ما با پيشرفت خود روز به روز بر گوشه هايي از حکمت آن پي ميبرد.
 
 روزه عامل باز دارنده از گناه
روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، عامل موثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود واين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است.پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

حاج رضا | ادامه مطلب |  پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 0    |    

اعمال وارده در شب مبعث

  مذهبی

سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترين نعمت پروردگار بر بشريت، طلوع خورشيد درخشان خاتميت بر آسمان نبوت، بعثت اشرف موجودات، خاتم انبياء حضرت محمد مصطفى(ص) بر همه يگانه پرستان، مخصوصاً مسلمانان مبارك باد.


اول: مستحب است که درنيمه هاي اين شب از خواب برخيزيد و به عبادت بپردازيد و کيفيت آن به اين صورت است: به جاي آوردن دوازده ركعت نماز، در هر ركعت حمد و سوره‏اى از سوره‏هاى كوچك مفصل ( مفصل از سوره محمد است تا آخر قرآن). در هر دو ركعت سلام دهيد. پس از پايان نمازها، سوره حمد را هفت مرتبه و معوذتين را هفت مرتبه و قل هو الله أحد و قل يأايها الكافرون هر كدام را هفت مرتبه و إنا أنزلناه و آية الكرسي هر كدام را هفت مرتبه بخوانيد. سپس اين دعا را قرائت نماييد :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ عِزِّكَ عَلَى أَرْكَانِ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الْأَعْلَى الْأَعْلَى الْأَعْلَى وَ بِكَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ . آنگاه هر دعايى كه خواستيد بخوانيد. انشاءا... مستجاب مي شود.

دوم زيارت حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه افضل اعمال اين شب است.

سوم شيخ كفعمى در بلد الامين فرموده كه در شب مبعث اين دعا را بخوانند: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالتَّجَلِّي [بِالنَّجْلِ‏] الْأَعْظَمِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَ الْمُرْسَلِ الْمُكَرَّمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا مَا أَنْتَ بِهِ مِنَّا أَعْلَمُ يَا مَنْ يَعْلَمُ وَ لا نَعْلَمُ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي لَيْلَتِنَا هَذِهِ الَّتِي بِشَرَفِ الرِّسَالَةِ فَضَّلْتَهَا وَ بِكَرَامَتِكَ أَجْلَلْتَهَا وَ بِالْمَحَلِّ الشَّرِيفِ أَحْلَلْتَهَا اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَسْأَلُكَ بِالْمَبْعَثِ الشَّرِيفِ وَ السَّيِّدِ اللَّطِيفِ وَ الْعُنْصُرِ الْعَفِيفِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ أَعْمَالَنَا فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي سَائِرِ اللَّيَالِي مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا مَغْفُورَةً وَ حَسَنَاتِنَا مَشْكُورَةً وَ سَيِّئَاتِنَا مَسْتُورَةً وَ قُلُوبَنَا بِحُسْنِ الْقَوْلِ مَسْرُورَةً وَ أَرْزَاقَنَا مِنْ لَدُنْكَ بِالْيُسْرِ مَدْرُورَةً اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَرَى وَ لا تُرَى وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ إِنَّ إِلَيْكَ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى وَ إِنَّ لَكَ الْمَمَاتَ وَ الْمَحْيَا وَ إِنَّ لَكَ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَى اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى وَ أَنْ نَأْتِيَ مَا عَنْهُ تَنْهَى اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَ نَسْتَعِيذُ بِكَ مِنَ النَّارِ فَأَعِذْنَا مِنْهَا بِقُدْرَتِكَ وَ نَسْأَلُكَ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ فَارْزُقْنَا بِعِزَّتِكَ وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ أَرْزَاقِنَا عِنْدَ كِبَرِ سِنِّنَا وَ أَحْسَنَ أَعْمَالِنَا عِنْدَ اقْتِرَابِ آجَالِنَا وَ أَطِلْ فِي طَاعَتِكَ وَ مَا يُقَرِّبُ إِلَيْكَ وَ يُحْظِي عِنْدَكَ وَ يُزْلِفُ لَدَيْكَ أَعْمَارَنَا وَ أَحْسِنْ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِنَا وَ أُمُورِنَا مَعْرِفَتَنَا وَ لا تَكِلْنَا إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فَيَمُنَّ عَلَيْنَا وَ تَفَضَّلْ عَلَيْنَا بِجَمِيعِ حَوَائِجِنَا لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ ابْدَأْ بِآبَائِنَا وَ أَبْنَائِنَا وَ جَمِيعِ إِخْوَانِنَا الْمُؤْمِنِينَ فِي جَمِيعِ مَا سَأَلْنَاكَ لِأَنْفُسِنَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إِلا الْعَظِيمُ اللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُكَرَّمُ الَّذِي أَكْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ أَكْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَيْنِ الْأُمَمِ فَلَكَ الْحَمْدُ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْكَرَمِ فَأَسْأَلُكَ بِهِ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ الَّذِي خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِي ظِلِّكَ فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلَى غَيْرِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِينَ فِيهِ بِطَاعَتِكَ وَ الْآمِلِينَ فِيهِ لِشَفَاعَتِكَ اللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ السَّبِيلِ وَ اجْعَلْ مَقِيلَنَا عِنْدَكَ خَيْرَ مَقِيلٍ فِي ظِلٍّ ظَلِيلٍ وَ مُلْكٍ جَزِيلٍ فَإِنَّكَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ اللَّهُمَّ اقْلِبْنَا مُفْلِحِينَ مُنْجِحِينَ غَيْرَ مَغْضُوبٍ عَلَيْنَا وَ لا ضَالِّينَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَزَائِمِ مَغْفِرَتِكَ وَ بِوَاجِبِ رَحْمَتِكَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ وَ الْغَنِيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ اللَّهُمَّ دَعَاكَ الدَّاعُونَ وَ دَعَوْتُكَ وَ سَأَلَكَ السَّائِلُونَ وَ سَأَلْتُكَ وَ طَلَبَ إِلَيْكَ الطَّالِبُونَ وَ طَلَبْتُ إِلَيْكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الثِّقَةُ وَ الرَّجَاءُ وَ إِلَيْكَ مُنْتَهَى الرَّغْبَةِ فِي الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلِ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي وَ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ النَّصِيحَةَ فِي صَدْرِي وَ ذِكْرَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَى لِسَانِي وَ رِزْقا وَاسِعا غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ لا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنِي وَ بَارِكْ لِي فِيمَا رَزَقْتَنِي وَ اجْعَلْ غِنَايَ فِي نَفْسِي وَ رَغْبَتِي فِيمَا عِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ پس به سجده برو و بگو الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِمَعْرِفَتِهِ وَ خَصَّنَا بِوِلايَتِهِ وَ وَفَّقَنَا لِطَاعَتِهِ شُكْرا شُكْرا صد مرتبه پس سر از سجده بردار و بگو اللَّهُمَّ إِنِّي قَصَدْتُكَ بِحَاجَتِي وَ اعْتَمَدْتُ عَلَيْكَ بِمَسْأَلَتِي وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِأَئِمَّتِي وَ سَادَتِي اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِمْ وَ أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُمْ وَ أَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ فِي زُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .       

 

 

حاج رضا | |  پنجشنبه 1386/05/18 ساعت 13    |    

برکات تقوی

  مذهبی

علي اسعدي

اگر جسم آدمي به مراقبت، پرورش و نيرومندي نيازمند است روح آدمي نيز به حفاظت و صيانت و تكامل و رشد نياز دارد. اگر جسم خود را در لباس مي پوشانيم و در هر محيطي قرار نمي دهيم قصد محدود كردن آن را نداريم بلكه به جهت حفظ بهتر آن، چنين مي كنيم و اگر روحمان را از آفات و آسيب ها محافظت مي كنيم براي آن است كه آلودگي ها و پستي ها دامن آن را نيالايد.

اين گونه صيانت از قلب و روح را «تقوا» ناميده اند. تقوا از ماده «وقايه» عبارتست از «محافظت چيزي از هر چه كه به آن زيان مي رساند و تقوا يعني حفظ نفس از آنچه بيم آن مي رود.» (1)

از سالكي پرسيدند كه «تقوا چگونه است؟» گفت: «هرگاه در زميني وارد شدي كه در آن خار وجود دارد چه مي كني؟» گفت «دامن برمي گيرم و خويشتن را مواظبت مي نمايم.» گفت: «در دنيا نيز چنين كن كه تقوا اين گونه است» (2)

«عبدالله معتز» اين سخن را به صورت زيبايي چنين بيان داشته است:
گناهان را چه كوچك يا بزرگ ترك كن كه تقوا همين است. همانند كسي كه از خارستان عبور مي كند و از آنچه مي بيند حذر مي كند عمل كن.
گناهان كوچك را تحقير مكن و كوچك مشمار كه كوهها از همين سنگريزه ها تشكيل مي شود. (3)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) حقيقت تقوا «آموختن آنچه آدمي نمي داند و عمل به آنچه مي داند» معرفي شده است: «تمام التقوي أن تتعلم ما جهلت و تعمل بما عملت» (4) احاديث ديگري از معصومين نيز در بيان حقيقت تقوا به پرهيز از گناه، (5) ترك شهوات (6) و رهانيدن دنيا (7) و اموري از اين دست اشاره شده است كه وجه مشترك همه اين بيانات در مسأله تقوا رسيدن به خيرات و دفع مضرات است.

ارزش تقوا :

در متون ديني ارزش فراواني براي تقوا برشمرده تا حدي كه كمتر موضوعي از موضوعات در حد اهميت، به پايه آن مي رسد و دليل آن نيز روشن است چراكه هدف خلقت آدمي كه همان سعادت و رشد و كمال دنيوي و اخروي است به وسيله «تقوا» به دست مي آيد.
تقوا رئيس و سرسلسله اخلاق انساني و اخلاق انبياء شمرده شده است. در دو حديث از امام علي (ع) اين حقيقت منعكس شده است. ايشان مي فرمايند: «التقي رئيس الاخلاق» (8) و در جاي ديگر آمده است: «عليك بالتقي فأنه خلق الانبياء» (9)
در زمينه فضايل معنوي، «تقوا» و «خويشتن داري» موفق به كسب مدال هاي زرين و درخشاني گرديده و گوي سبقت را از ديگر مؤلفه هاي اخلاقي ربوده است علاوه بر آنچه گفته شد در احاديث ديگري از معصومين شاهد بيان گوشه اي ديگر از اين گوهر ارزشمند اخلاقي هستيم.
پيامبر اكرم(ص) تقوا را «رزق و روزي» مي دانند كه هركسي كه از آن بهره مند گردد خير دنيا و آخرت نصيبش گشته است :
«من رزق فقد رزق خير الدنيا و الآخره » (10)

آن حضرت در توصيه به جناب ابوذر تقوا را در رأس همه امور و سرآمد همه كارها معرفي مي كنند و مي فرمايند :
«عليك بتقوي الله فأنه الأمر كله» (11)

و هنگامي كه از امام علي(ع) از با فضيلت ترين كارها سؤال مي شود امام انگشت تأكيد خود را بر همين مسأله مي گذارند: (12) در تمثيلات و تشبيهات حديثي نيز مي توان زواياي دقيقي از مسأله تقوا و ارزش آن را جستجو كرد.
ساختمان باشكوهي را تصور كنيد كه با نقشه اي دقيق، مصالح فراوان و تلاشي گسترده بنا شده است اما چون بر سرزميني با خاك سست و بي استحكام قرار گرفته ديري نمي پايد كه فرو مي ريزد و نيز زراعتي را درنظر بگيريد كه در شوره زار كشت شده كه چون خاك مناسبي ندارد و آب درست به آن نمي رسد به بار نمي نشيند، اعمال آدمي نيز چنين اند. بنيان كار خير اگر بر سرزمين تقوا كه محكم ترين سرزمين است بنا شود مستحكمترين ساختمان خواهد بود كه طوفان هاي كبر و ريا، غفلت و هواپرستي و گناه آن را ويران نخواهد كرد.
ريشه درخت عمل آدمي اگر در كشتزار تقوا زرع شود هيچگاه بي آب نخواهد شد و بي ثمر نخواهد ماند بلكه سرزمين تقوا سرزميني با آب فراوان و خاك حاصلخيز است. آنچه گفته شد تفسير كوتاه حديثي پرمغز از مولاعلي(ع) است كه نقش تقوا را در رشد عمل آدمي ذكر كرده اند: «لا يهلك علي التقوي سنخ اصل ولا يظما عليها زرع قوم»(13)
سخن در باب ارزش و اهميت تقوا بسيار است كه با توجه به مجال اندك اين نوشتار كه رسالت اصلي آن تبيين مفصل تر آثار و ثمرات تقوا است به همين كوتاه سخن بسنده مي كنيم.

مراتب تقوا :

تقوا را مراتبي است كه دانستن آن به كمال روحي آدمي و پيشگيري از ايستائي و رخوت در خودسازي كمك شاياني مي كند. سالكان طريق كمال با پيمودن هر مرحله از قله هاي رفيع سلسله جبال شامخ پرهيزكاري عزم خود را براي فتح ديگر قله ها جزم مي كنند.
در كتاب شريف «بحار الانوار» سه مرحله براي تقوا بيان شده است:
1) نگهداري نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح
2) پرهيز از هرگونه گناه اعم از ترك واجبات و انجام معاصی
3) خويشتن داري در برابر آنچه قلب آدمي را به خود مشغول مي سازد و از حق منصرف مي كند و اين تقواي خواص بلكه خاص الخاص است» (41)

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1386/04/19 ساعت 21    |    

فوايد مناجات بسيار و فضيلت دعا در غياب مؤمنين و براى حضرت حجت (عج)

  مذهبی

فوايد محافظت بر مناجات از راه عقل :

1- ذكر خداوند - جلّ جلاله - بر دل [يا:عقل] انسان غلبه بيشترى پيدا كرده و در نتيجه موجب اُنس بنده با پروردگار مى گردد و بنده در عوض ‍ اشتغال به خواطر دنيوى و اسباب ناپايدار به خدا مشغول مى گردد و در نتيجه همين مطلب او را به سوى مراقبت مولاى خويش و سلامتى از دورى از حضرت حقّ و نيل به خشنودى او فرا مى خواند.

2- بنده مى تواند بدين وسيله به منزلت پروردگار در قلب خويش پى ببرد ؛ زيرا اگر ديد نَفْسش به تكرارِ اَذكار ميل و رغبت دارد، پى مى برد كه خداوند - جلّ جلاله - در نزد او مقام و منزلت دارد ، به گونه اى كه همين منزلت ، وسيله اى براى نيل به سلامتى از خطرها مى گردد ، زيرا هركس ‍ چيزى را دوست بدارد ، بسيار از آن ياد مى كند.

3- خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد : اءُذْكُرُونى ، اءَذْكُرْكُمْ. (بقره ، 152)
و معلوم است كه اگر پادشاهى از پادشاهان دنياى فانى به يكى از بردگانش كه قدر منزلت والاى او را مى شناسد ، بگويد كه : به ياد من باش ، تا اينكه من نيز به ياد تو باشم. و او همان گونه كه در محضر خداوند - جلّ جلاله - است ، در حضور آن پادشاه باشد ، مسلّماً در دوام ياد او كوشش ‍ مى كند ، تا مولايش به ياد او بوده و در دنيا و آخرت او را به ذكر و ياد خود مشرّف سازد.
آيا به معناى گفته شاعر توجّه نمى كنى آنجا كه درباره معشوقه فانى خويش مى گويد :
يَوَدُّ بِاءَنْ يُمْسِىَ مَرْيضاً لَعَلَّها
اِذا سَمِعَتْ عَنْهُ، بِشَكْوىً تُراسِلُهُ
وَ يَهْتَزُّ لِلْمَعْرُوفِ فى طَلَبِ الْعُلى
لِتُذْكَرَ يَوْماً عِنْدَ سَلْمى شَمآئِلُهُ

- عاشق دوست دارد كه شب را با مريضى سپرى نمايد ، تا شايد وقتى معشوقه اش [سَلْمى] خبر او را شنيد ، شكوه و گله اى به سوى او بفرستد.
و در جستجوى بلند پايگى و شرافت ، به سوى نيكى حركت مى كند، تا خلق و خوى پاكيزه و فضايلش روزى در نزد سلْمى ذكر شود.

و لذا بندگان عارف و مؤدّب و فرهيخته همواره مى كوشند كه بسيار به ياد مولاى خويش كه پيوسته آنان را مى بيند باشند ، تا او نيز از ايشان ياد كند ؛ و يا به فضل و كرم خويش از آنان خشنود گردد و يا آنان را خشنود سازد.

فوائد مواظبت بر مناجات از راه نقل :

از جمله فوائد محافظت بر مناجات با پروردگار از راه روايات كه من يافته ام ، چندين فائده بزرگ و آرزو كردنى است :
نخست اينكه هُلْهَم شدن به دعا ، نشانه كوتاهى بلا و گرفتارى است.

چنانكه در روايت آمده كه امام صادق (ع) فرمود :
آيا مى دانيد كدام بلا طولانى و كداميك كوتاه است ؟
راوى مى گويد عرض كرديم : خير
حضرت فرمود: هرگاه به شما، و يا به يكى از شما ، (مرا ياد نماييد تا من نيز شما را ياد كنم) الهام شد كه دعا كند ، پس بداند كه آن بلا كوتاه خواهد بود.

دوّم اينكه : دعا كردن پيش از گرفتارى ، مسلّماً بلا و گرفتارى را دفع مى كند ، ولى با دعا كردن بعد از بلا گاهى نمى توان به اميد و آرزوى خود رسيد.
چنانكه در روايت آمده كه حضرت ابوالحسن امام كاظم (ع) فرمود :
حضرت علىّ بن الحسين (علیه السلام) پيوسته مى فرمود :
هركس پيش ‍ از نزول بلا پيشدستى نموده و دعا كند ، هنگامى كه بلا نازل مى شود دعايش ‍ مستجاب مى گردد ، ولى هركس پيشتر دعا نكند و بعد بلا بر او نازل شود و آنگاه دعا كند ، دعايش مستجاب نمى گردد.

سوّم اينكه : فرشتگان ، دعاى بنده اى را كه تنها هنگام گرفتارى دعا مى كند ، ولى در حال آسايش و خوشى دعا نمى كند ، از رسيدن به مرحله اجابت جلوگيرى مى كنند.
چنانكه در روايت آمده كه امام صادق (ع) فرمود : هرگاه بنده اى هنگام بلا و گرفتارى دعا كند و در حال آسايش و خوشى دعا نكند ، ملائكه جلو صداى او را مى گيرند و مى گويند : اين صداى ناآشنا و غريبى است. پيش از اين كجا بودى ؟

چهارم اينكه : پافشارى كردن و اصرار در دعا ، كليد نجات و رهايى است.

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1386/04/19 ساعت 21    |    

خدا را بخوانیم (دعا)

  مذهبی

از جمله مواردي كه در قرآن مجيد به آن اهميت فراواني داده شده است؛ دعا و نيايش و ارتباط با خداوند متعال است.
برخي از مواردي كه در آيات قرآن درباره دعا و نيايش آمده است، عبارتند از:

1. قرآن به دعا و نيايش دستور داده، از بندگان مي خواهد تا از اين بركت عظيم كه منشأ رسيدن به تمامي فيوضات الهي و خير دنيا و آخرت است، غفلت نكنند.
خداوند متعال در قرآن كريم چنين مي فرمايد: «پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.» (مومن/60)

2.قرآن، دعا را از نشانه هاي صالحان ذكر فرموده است: «آنان در كارهاي نيك شتاب مي نمودند و ما را از روي رغبت و بيم مي خواندند.»(انبياء/90)

3.قرآن ، دعا و نيايش را امري فطري و ضروري دانسته و تنها راه نجات از گرفتاري ها و مشكلات را نيايش پروردگار معرفي مي كند: «و چون انسان را آسيبي رسد، ما را به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده مي خواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم، چنان مي رود كه گويي ما را براي گرفتاري كه به او رسيده، نخوانده است.» (يونس/12)

علاوه بر آيات قرآن، روايات فراواني نيز درباره اهميت دعا و نيايش در كتاب هاي روايي به چشم مي خورد. به عنوان نمونه، پيامبر (ص) دعا را همان عبادت دانسته، مي فرمايد: «الدعاء هو العباده ؛ دعا همان عبادت است.» (1)
همچنين آن حضرت مي فرمايد: «الدعاء مخ العباده و لايهلك مع الدعاء احد؛ دعا مغز عبادت است و با دعا احدي هلاك نخواهد شد.(2)
از علي(ع) نقل شده كه فرمود: «الدعاء مفاتيح النجاح و مقاليد الفلاح؛ دعا كليدهاي نجات ]و كاميابي[ و گنجينه هاي رستگاري است.»(3)

«بيا تا برآريم دستي ز دل
كه نتوان درآورد فردا ز گل
برآرد تهي دست هاي نياز
ز رحمت نگردد تهيدست باز
قضا خلعتي نامدارش دهد
قدر، ميوه اي در كنارش نهد
مپندار از آن در كه هرگز ببست
كه نوميد گردد برآورده دست
همه طاعت آرند و مسكين نياز
بيا تا به درگاه مسكين نواز
چو شاخ برهنه برآريم دست
كه بي برگ از اين بيش نتوان نشست»(4)

شرايط اجابت دعا :

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

علائم دعوت‏ هاى شيطان

  مذهبی

بقره/268:

الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء.
شيطان شما را از فقر مى ‏ترساند و به كار ناشايسته فرمان مى ‏دهد.

هنگامى كه مى‏ خواهد انسان را از انفاق فى سبيل الله بازدارد ، مى‏ گويد:خرج نكن ، خودت فقير مى ‏شوى! يا براى آنكه آدم ها را از جهاد باز دارد،آنان را مى ‏ترساند.

آل عمران/175:

انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين.
همانا اين شيطان است كه پيروان خود را مى ‏ترساند ، شما از آنان نهراسيد و اگر مؤمن هستيد از من بترسيد.

از علائم و قرائن وسوسه های شيطانى ، يكى امر به فحشاء است ، هر گاه آدمى احساس كرد كه تمايل به فحشاء دارد بداند كه وسوسه‏ اى از شيطان است.

نور/20:

و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر.
كسى كه از گامهاى شيطان پيروى مى ‏كند، (بدان) كه او به كار ناشايسته و ناپسند فرمان مى ‏دهد.

انعام/68:

و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين.
و چون شيطان تو را به فراموشى اندازد (از ياد خدا) ، پس از ياد آوردن (اين مطلب يا خدا) ديگر با گروه ستمكاران منشين.

در جزء نخستين همين آيه آمده است:

انعام/68:

و اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره.
اگر ديدى كسانى در آيات ما فرو رفته ‏اند (آن را به استهزاء گرفته ‏اند) ، از آنان رو بگردان تا هنگامى كه گفتگو را تغيير دهند و مطلب ديگرى بگويند.

خطاب خداوند به پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام است البته از باب‏ «به در مى ‏گويند كه ديوار بشنود» : «اياك اعنى و اسمعى يا جار (1) » با كسانى كه آيات خدا را به استهزاء مى ‏گيرند منشين.

همان مضمون آيه ديگر است كه مى ‏فرمايد :

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

زندگى برزخى

  مذهبی

تاليف: علامه سيد محمد حسين طباطبايى

طبق آنچه از كتاب و سنت استفاده مى ‏شود انسان در فاصله ميان مرگ و رستاخيز عمومى،يك زندگانى محدود و موقتى دارد كه برزخ و واسطه ميان حيات دنيا و حيات آخرت است. (1)

انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتى كه داشته و اعمال نيك و بدى كه در اين دنيا انجام داده مورد باز پرسى خصوصى قرار مى ‏گيرد و پس از محاسبه اجمالى،طبق نتيجه ‏اى كه گرفته شد به يك زندگى شيرين و گوارا يا تلخ و ناگوار محكوم گرديده با همان زندگى در انتظار روز رستاخيز عمومى به سر مى ‏برد. (2)

حال انسان در زندگى برزخى بسيار شبيه است‏به حال كسى كه براى رسيدگى اعمالى كه از وى سر زده به يك سازمان قضايى احضارشود و مورد بازجويى و باز پرسى قرار گرفته به تنظيم و تكميل پرونده ‏اش بپردازند،آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت ‏بسر برد.

روح انسان در برزخ،به صورتى كه در دنيا زندگى مى ‏كرد،بسر مى ‏برد اگر از نيكان است از سعادت و نعمت و جوار پاكان و مقربان درگاه خدا بر خوردار مى ‏شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت‏ شياطين و پيشوايان ضلال مى‏ گذراند.

خداى متعال در وصف حال گروهى از اهل سعادت مى ‏فرمايد:
و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما آتيهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوف عليهم و لا يحزنون يستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا يضيع اجر المؤمنين (3)
«البته گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شده ‏اند،مرده ‏اند بلكه زنده ‏اند و پيش خداى خودشان (در مقام قرب) روزى داده مى ‏شوند از آنچه خدا از فضل خود به ايشان داده شاد هستند و به كسانى از مؤمنين كه به دنبالشان مى ‏باشند و هنوز به ايشان نرسيده ‏اند مژده مى ‏دهند كه هيچگونه ترس و اندوهى بر ايشان نيست. مژده مى‏ دهند با نعمت و فضل (وصف نشدنى) خدا و اينكه خدا مزد و پاداش مؤمنان را ضايع و تباه نمى‏ كند.»

و در وصف حال گروهى ديگر كه در زندگى دنيا از مال و ثروت خود استفاده مشروع نمى ‏كنند، مى ‏فرمايد:
حتى اذا جاء احدهم‏الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (4)
«تا آن دم كه به يكى از آنان مرگ مى ‏رسد مى ‏گويد : خدايا! مرا (به دنيا) برگردانيد شايد در تركه خود كار نيكى انجام دهم، نه هرگز اين سخنى است كه او مى‏ گويد (به سخنش گوش داده نمى ‏شود) و در پيش‏شان برزخى است كه تا روز رستاخيز ادامه دارد.»

پى ‏نوشتها:

1و2-بحار،ج 2،باب البرزخ.

3-سوره آل عمران،آيه 169

4-سوره مؤمنون،آيه 99 و 100

شيعه در اسلام صفحه 162

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ در 11 اصل

  مذهبی

استاد جعفر سبحانى

اصل اول :

شرايع آسمانى، همگى در لزوم ايمان به جهان آخرت اتفاق نظر دارند. عموم پيامبران، همراه دعوت به توحيد، از معاد و حيات پس از مرگ نيز سخن گفته و ايمان به جهان آخرت را در سرلوحه برنامه خود قرار داده ‏اند. بر اين اساس، اعتقاد به قيامت از اركان ايمان در اسلام است. مسئله معاد هرچند در عهدين - در عهد جديد به صورتى روشن تر - مطرح شده است، ولى قرآن بيش از كتب آسمانى ديگر به اين موضوع پرداخته و بخش عظيمى از آيات اين كتاب به آن اختصاص يافته است. در قرآن از معاد به نام هاى مختلفى ياد شده است، مانند:
يوم القيامة، يوم الحساب،اليوم الآخر، يوم البعث، وغيره، و اين همه اهتمام، به علت اين است كه ايمان و ديندارى بدون اعتقاد به قيامت ثمربخش نيست.

اصل دوم :

حكيمان و متكلمان اسلامى بر لزوم معاد و زندگى پس از مرگ دلايل مختلفى اقامه كرده‏ اند، و الهام ‏بخش آنان نيز در اقامه اين دلايل، قرآن كريم بوده است. از اين روى مناسب است كه برخى از دلايل قرآنى را يادآور شويم:

الف - خداوند حق مطلق بوده، و فعل او نيز حق و از هرگونه باطل و لغو پيراسته است. آفرينش بشر بدون وجود حياتى هدفمند و جاودانه، لغو وعبث‏ خواهد بود، چنانكه مى ‏فرمايد: ‹‹افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون›› (مؤمنون/115)
«آيا پنداشته‏ ايد كه شما را بيهوده آفريده‏ ايم، وشمابه سوى ما باز نمى ‏گرديد؟!»

ب - عدل الهى ايجاب مى ‏كند كه با اشخاص نيكوكار و بدكار، در مقام پاداش و كيفر، يكسان برخورد نشود. در عين حال مى ‏بينيم كه حيات دنيوى به گونه‏ اى است كه تحقق عدل كامل در مقام پاداش و كيفر امكان پذير نيست، زيرا سرنوشت هر دو گروه به هم گره خورده و از يكديگر تفكيك پذيرنيست. از طرف ديگر، برخى از كارهاى نيك و بد اجرى بالاتر از آن دارند كه اين جهان گنجايش پاداش و كيفر آنها را داشته باشد، مثلا يكى در راه حق پس از عمرى جهاد و مبارزه جان مى ‏بازد، و ديگرى حق‏جويان بيشمارى را نابود مى ‏سازد. بنابر اين، جهان ديگرى لازم است كه عدل كامل الهى در قلمرو امكانات بى نهايت آن تحقق يابد، چنانكه مى ‏فرمايد:
‹‹ام نجعل الذين آمنوا وعملوا الصالحات كالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين كالفجار›› (ص/28): آيا مؤمنان صالح را در رديف مفسدان زمين قرار مى‏ دهيم ويا با پرهيزگاران مانند گنهكاران برخورد مى ‏كنيم؟!

نيز مى ‏فرمايد:
‹‹اليه مرجعكم وعد الله حقا انه يبدء الخلق ثم يعيده ليجزى الذين آمنوا وعملوا الصالحات بالقسط و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب اليم بما كانوا يكفرون›› (يونس/4) : بازگشت ‏شما به سوى او است، وعده الهى حق است. خداوند بشر را مى ‏آفريند، سپس (مى ‏ميراند و) بار ديگر حيات مى ‏بخشد، تا مؤمنان صالح را چنانكه بايد و شايد پاداش دهد، و براى كافران - به كيفر اعمالشان - شرابى ازآب جوشان، و عذابى دردناك آماده خواهد بود.

ج - آفرينش بشر در اين جهان از ذره ‏اى بى ‏مقدار شروع شده و بتدريج مدارج كمال جسمى را طى مى ‏كند. سپس به نقطه ‏اى مى ‏رسد كه روح در كالبد وى دميده مى‏ شود و قرآن با ملاحظه تكميل خلقت اين موجود ممتاز، آفريدگار جهان را «احسن الخالقين‏» مى ‏خواند ; آنگاه همو با رسيدن مرگ از منزلگاه دنيا به جهانى ديگر منتقل مى ‏گردد، كه كمال مرحله پيشين است.
به اين معنى در قرآن چنين اشاره شده است:

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

برات آزادي از عذاب جهنم

  مذهبی

در کوفه همسايه‌اي داشتم که نسبت به خاندان رسالت بي‌توجه بود ، روزي به او گفتم:
«چرا به زيارت قبر حضرت سيدالشهدا (ع) نمي‌روي؟» گفت: «چون بدعت است و هر بدعتي موجب گمراهي است و گمراهي موجب دخول در دوزخ است.»
من چون اين سخنان ياوه را شنيدم روي از او برگرداندم، چون شب جمعه شد با خود گفتم:
«صبح زود مي‌روم و برخي از فضائل امام حسين (ع) را براي همسايه‌ام بيان مي‌کنم بلکه از خواب غفلت بيدار شود.»

وقتي که به در خانه او رفتم او را نيافتم و چون سراغ او را گرفتم گفتند که او ديشب براي زيارت امام حسين (ع) به کربلا شرفياب شده است. در دريايي از تعجب غرق شدم چرا که سخنان ديشب او را هنوز در ذهن داشتم پس سريعاً به طرف کربلا حرکت کردم چون به آنجا رسيدم او را ديدم که دائماً در رکوع و سجود است در حالي که اصلاً از عبادت خسته نمي‌شود.

به او گفتم:«اي همسايه! تو که مي‌گفتي زيارت امام حسين (ع) بدعت است پس چرا به زيارت آن حضرت آمده‌اي؟!»
گفت:« عزيز من! آن وقتي که اين حرف را مي‌گفتم ابداًَ قائل به امامت حضرت نبودم تا اينکه شب گذشته (شب جمعه) در خواب ديدم که پيامبر اکرم و اميرمؤمنان و جمعي از امامان معصوم (ع) به همراه برخي از پيامبران به زيارت امام حسين (ع) آمدند و هودجي همراه ايشان بود.»
پرسيدم :« در ميان اين هودج چه کسي است؟»
گفتند:«فاطمه زهرا است که به زيارت فرزندش حسين آمده است.»
من به نزديک هودج رفتم ديدم که آن حضرت از داخل هودج رقعه‌ها و کاغذهايي بيرون مي ريزد!
پرسيدم:«اين رقعه‌ها چيست؟»
گفتند: «اينها براي زيارت آزادي از عذاب جهنم است که به زائرين قبر حسين در شب جمعه داده مي‌شود.»
در آن حالت ناگهاني هاتفي آواز داد که: «ما و شيعيان ما در بلندترين درجه از درجات شهادت هستيم.»
پرسيدم: «اين جماعت کيستند که به زيارت آمده‌اند؟»
گفتند:«حضرت پيغمبر با انبياء و ائمه هدي»
چون اين واقعه را ديدم ناگهان از خواب برخاستم و به سرعت تمام ،خود را در دل تاريکي‌ها به کربلا رساندم و مشغول گريه و زاري و توبه شدم و با خود قرار گذاشتم که تا حيات من باقي باشد از جوار آن حضرت دور نشوم.
راوي :‌سليمان بن اعمش
منبع : کتاب کرامات امام حسين (ع)

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

فضایل صلوات :

  مذهبی

  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : معادل است با تسبیح ، تحمید ، تحلیل و تکبیر.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب استجابت دعا می شود .
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب حصول رضای حق تعالی است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب آمرزش گناهان است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب محو گناهان است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب راحتی جان کندن است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب ایمنی ازعذاب دنیوی و اخروی است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب ثقل میزان یوم القیامه است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب نورانیت صراط آخرت است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : مجب نجات از دوزخ است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب دخول در دارالسلام و جنت است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب ایمنی او از هول قیامت است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب وجوب شفاعت ختمی مرتبت است.
  • صلوات بر محمد و آل محمد (ص) : موجب محشوریت با محمد و آل محمد (ص)است.

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

شجره ملعونه در قرآن

  مذهبی

و ما جعلنا الرويا التى اريناك الافتنه للناس و الشجره الملعونه فى القرآن و نخوفهم فما يزيد هم الا طغيانا كبيرا
مفسران عموما در تفسير اين آيه شريفه نوشته اند :
رسول اكرم صلى الله عليه و آله در خواب ديد ميمون ها بر منبر او بالا مى روند. حضرت سخت متاثر شد. جبرئيل نازل شد و خواب را تعبير نمود و گفت : بنى اميه بر بنى هاشم غلبه مى كنند و از منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله بالا مى روند، آنها شجره ملعونه هستند روايت شده كه از اين تاريخ ديگر كسى خنده بر لب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نديد.

نيز از آياتى كه در ذم بنى اميه نازل شده ، سوره قدر است . مقصود از الف شهر دولت بنى اميه است كه هزار ماه بود، و از بركات و ثواب ليله القدر محروم بودند و خير اخروى يك شب قدر از خير دنيوى هزار ماه رياست بنى اميه بيشتر است چنان كه فخر رازى در تفسير كبير و ابن اثير در اسد الغابه از امام مجتبى عليه السلام نقل مى كنند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواب ديد كه بنى اميه پاى بر منبرش مى گذارند و نيز مى گويد: روايت شده كه جست و خيز مى كنند بر منبرش چون بوزينه گان . پس خداى تعالى اين آيات را فرستاد: انا انزلناه ...خير من الف شهر.
قاسم كه راوى حديث است مى گويد: حساب كرديم ديديم ملك بنى اميه هزار ماه است .

مسعودى در مروج الذهب مى گويد: جمع مدت سلطنت بنى اميه تا زمانى كه منقرض شدند و خلافت به بنى العباس منتقل شد، هزار ماه كامل بود بدون كم و زياد. رسول خدا صلى الله عليه و آله هميشه ابوسفيان را لعن مى كرد و مى فرمود:
اللعين بن اللعين ، الطليق بن الطليق . و نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است :
هرگاه معاويه را بر منبر من ديديد او را بكشيد.

منبع : چهره درخشان حسین بن علی

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

سفارش امام حسين به امام سجاد عليه السلام

  مذهبی

از امام سجاد عليه السلام نقل شده است كه فرمود :

پدرم در روز شهادتش ‍ مرا به سينه چسبانيد در حالى كه خون از سراپايش مى جوشيد و به من فرمود : اى فرزندم ! اين دعا را كه تعليم مى كنم حفظ كن كه آن را مادرم فاطمه زهرا عليه السلام به من تعليم كرد و او از رسول خدا و رسول خدا از جبرئيل نقل كرده اند. هنگامى كه حاجت بسيار مهم و غمى بزرگ و امرى عظيم و دشوار به تو رو كند بگو :

بحق يس و القرآن الحكيم و بحق طه و القرآن العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير، يا منقسا عن المكروبين ، يا مفرجا عن المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لايحتاج الى التفسير صل على محمد و ال محمد وافعل بى كذا و كذا

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

زمان و مکان صلوات فرستادن

  مذهبی

1- در ابتدای نامه نوشتن
2- هنگام ذبح کردن حیوانات
3- در ابتدا و انتهای دعا خواندن
4- در ابتدای خواندن صیغه عقد
5- در هنگام بوئیدن گل و خصوصا گل محمدی
6- بعد از اتمام نمازهای یومیه و مستحبی
7- در ابتدا و انتهای غذا خوردن
8- هنگام دیدن صورت پدر و مادر
9- هنگام داماد یا عروس کردن فرزند
10- هنگام ورود به منزل و دیدن همسر و فرزندان
11- پس از شنیدن نام مبارک رسول خدا (ص)
12- در ابتدای هر کار ابتدا با نام خدا و سپس با صلوات
13- هنگام عبور از بارگاه پیامبر اعظم (ص)
14- هنگام عبور از کنار بارگاه معصومین (ع) و عبور ازکنار مساجد

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

زندگى برزخى

  مذهبی

تاليف: علامه سيد محمد حسين طباطبايى

طبق آنچه از كتاب و سنت استفاده مى ‏شود انسان در فاصله ميان مرگ و رستاخيز عمومى،يك زندگانى محدود و موقتى دارد كه برزخ و واسطه ميان حيات دنيا و حيات آخرت است. (1)

انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتى كه داشته و اعمال نيك و بدى كه در اين دنيا انجام داده مورد باز پرسى خصوصى قرار مى ‏گيرد و پس از محاسبه اجمالى،طبق نتيجه ‏اى كه گرفته شد به يك زندگى شيرين و گوارا يا تلخ و ناگوار محكوم گرديده با همان زندگى در انتظار روز رستاخيز عمومى به سر مى ‏برد. (2)

حال انسان در زندگى برزخى بسيار شبيه است‏به حال كسى كه براى رسيدگى اعمالى كه از وى سر زده به يك سازمان قضايى احضارشود و مورد بازجويى و باز پرسى قرار گرفته به تنظيم و تكميل پرونده ‏اش بپردازند،آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت ‏بسر برد.

روح انسان در برزخ،به صورتى كه در دنيا زندگى مى ‏كرد،بسر مى ‏برد اگر از نيكان است از سعادت و نعمت و جوار پاكان و مقربان درگاه خدا بر خوردار مى ‏شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت‏ شياطين و پيشوايان ضلال مى‏ گذراند.

خداى متعال در وصف حال گروهى از اهل سعادت مى ‏فرمايد:
و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما آتيهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوف عليهم و لا يحزنون يستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا يضيع اجر المؤمنين (3)
«البته گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شده ‏اند،مرده ‏اند بلكه زنده ‏اند و پيش خداى خودشان (در مقام قرب) روزى داده مى ‏شوند از آنچه خدا از فضل خود به ايشان داده شاد هستند و به كسانى از مؤمنين كه به دنبالشان مى ‏باشند و هنوز به ايشان نرسيده ‏اند مژده مى ‏دهند كه هيچگونه ترس و اندوهى بر ايشان نيست. مژده مى‏ دهند با نعمت و فضل (وصف نشدنى) خدا و اينكه خدا مزد و پاداش مؤمنان را ضايع و تباه نمى‏ كند.»

و در وصف حال گروهى ديگر كه در زندگى دنيا از مال و ثروت خود استفاده مشروع نمى ‏كنند، مى ‏فرمايد:
حتى اذا جاء احدهم‏الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (4)
«تا آن دم كه به يكى از آنان مرگ مى ‏رسد مى ‏گويد : خدايا! مرا (به دنيا) برگردانيد شايد در تركه خود كار نيكى انجام دهم، نه هرگز اين سخنى است كه او مى‏ گويد (به سخنش گوش داده نمى ‏شود) و در پيش‏شان برزخى است كه تا روز رستاخيز ادامه دارد.»

پى ‏نوشتها:

1و2-بحار،ج 2،باب البرزخ.

3-سوره آل عمران،آيه 169

4-سوره مؤمنون،آيه 99 و 100

شيعه در اسلام صفحه 162

حاج رضا | |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

روز قيامت و رستاخيز

  مذهبی

 علامه سيد محمد حسين طباطبايى
شيعه در اسلام صفحه 164

در ميان كتب آسمانى،قرآن كريم تنها كتابى است كه از روز «رستاخيز» به تفصيل سخن رانده و در عين اينكه تورات نامى از اين روز به ميان نياورده و انجيل جز اشاره مختصرى ننموده در قرآن كريم در صدها مورد با نام هاى گوناگون ، روز رستاخيز را ياد كرده و سرنوشتى را كه جهان و جهانيان در اين روز دارند،گاهى به اجمال و گاهى به تفصيل بيان نموده است.
و بارها تذكر داده كه ايمان به روز جزا (روز رستاخيز) همتراز ايمان به خدا و يكى از اصول سه گانه اسلام است كه فاقد آن (منكر معاد) از آيين اسلام خارج و سرنوشتى جز هلاكت ابدى ندارد.

و حقيقت امر نيز همين است ، زيرا اگر از جانب خدا حسابى در كار و جزاء و پاداشى در پيش نباشد، دعوت دينى كه مجموعه ‏اى از فرمان ها خدا و اوامر و نواهى اوست،كمترين اثرى در بر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبليغ در اثر،مساوى خواهدبود بلكه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت، زيرا پذيرفتن دين و پيروى از مقررات شرع و آيين، خالى از كلفت و سلب آزادى نيست و در صورتى كه متابعت آن اثرى در بر نداشته باشد هرگز مردم زير بار آن نخواهند رفت و از آزادى طبيعى دست‏بر نخواهند داشت.

و از اينجا روشن مى ‏شود كه اهميت تذكر و ياد آورى روز رستاخيز ، معادل با اهميت اصل دعوت دينى است.

و هم از اينجا روشن مى‏ شود كه ايمان به روز جزاء مهمترين عاملى است كه انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق ناپسنديده و گناهان بزرگ وادار مى ‏كند چنانكه فراموش ساختن يا ايمان نداشتن به آن،ريشه اصلى هر بزه و گناهى است.
خداى متعال در كتاب خود مى‏ فرمايد:
ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب (1)
«كسانى كه از راه خدا بيرون رفته و گمراه مى ‏شوند، براى ايشان عذابى است‏ سخت در مقابل اينكه روز حساب را فراموش كردند.»

چنانكه پيداست در آيه كريمه، فراموشى روز حساب منشا هر گمراهى گرفته شده است. تامل در آفرينش انسان و جهان و همچنين در غرض و هدف شرايع آسمانى در پيش بودن چنين روزى (روز رستاخيز) را روشن مى ‏سازد.

ما وقتى در كارهايى كه در آفرينش تحقق مى ‏پذيرد،دقيق مى‏ شويم مى ‏بينيم كه هيچ كارى (كه به طور ضرورت به نوعى ازحركت نيز مشتمل است) بدون غايت و هدف ثابت انجام نمى‏ يابد و هرگز خود كار به طور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب نيست‏ بلكه پيوسته مقدمه هدف و غايتى است و بپاس آن مطلوب مى ‏باشد حتى در كارهايى كه به نظر سطحى بى غرض شمرده مى ‏شوند مانند افعال طبيعى و بازي هاى بچگانه و نظاير آنها اگر به دقت نگاه كنيم غايت ها و غرض هايى مناسب نوع كار مى ‏يابيم چنانكه در كارهاى طبيعى كه عموما از قبيل حركت مى ‏باشد غايتى كه حركت ‏به سوى آن است غايت و غرض آن است و در بازي هاى بچگانه مناسب نوع بازى غايتى است‏ خيالى و وهمى كه مطلوب از بازى همانا رسيدن بدان است.

حاج رضا | ادامه مطلب |  شنبه 1386/04/09 ساعت 11    |    

دعاهای قرآن (با کلمه ربنا)

  مذهبی

1 - ربنا اتنا فى الدنيا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار  201/2
پروردگارا در دنيا و آخرت به ما نيكى و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.

2 - ربنا اتنا فى الدنيا و ماله فى الاخره من خلاق  200/2
پروردگارا در دنيا رحمت و نعمت به ما عنايت كن هر كه از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.

3 - ربنا اتنا من لدنك رحمه و هيى لنا من امرنا رشدا.  10/18
پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتى فرست و براى رشد عقلى ما وسائل هدايت و ارشاد آماده فرما.

4 - ربنا اتهم ضعفين من العذاب و العنهم لعنا كبيرا.  69/33
پروردگارا ما آنها كه ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان كن و از نعمتهاى خود محروم ابدى فرما.

5 - ربنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين .  53/3
پروردگار ما، ما به تو و آنچه بر پيغمبرت فرستادى ايمان آورديم و از رسول تو پيروى كرديم نام ما را از شهادت دهندگان به توحيد و نبوت قرار ده.

6 - ربنا امنا فاغفرلنا و ارحمنا و انتخير الراحمين .  109/23
پروردگار ما، ما به تو ايمان آورديم ما را ببخش و بيامرز و به ما رحم كن كه تو بهترين بخشندگانى .

7 - ربنا امنا فاكتبنا مع الشاهدين .  83/5
پروردگار ما، ما به تو ايمان آورديم ما را در زمره گواهان توحيد و موحدين قرار ده .

8 - ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون .  12/32
پروردگار ما آنچه به ما وعده فرموده بودى و ديديم و شنيديم ما را به دنيا برگردان تا عمل صالح كنيم كه ما به حشر و نشر و كتاب و معاد يقين پيدا كرده ايم.

حاج رضا | ادامه مطلب |  جمعه 1386/04/08 ساعت 0    |    

شش خصلت که شیطان را ضعیف می کند

  مذهبی

روزى پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله از راهى عبور مى ‏كرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده ‏اى؟ گفت: يا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى ‏برم و در زحمت‏ بسيار هستم . پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند؟ گفت: يا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم .

اول اين كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى ‏كنند. دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گويند ، چهارم از اين خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ، پنجم اين كه تا نام شما را مى‏ شنوند صلوات مى‏ فرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحيم‏» مى‏ گويند.

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/03 ساعت 23    |    

هويت زن در اسلام

  مذهبی

كتاب : ترجمه تفسير الميزان جلد 2 صفحه 406
نويسنده : علامه سيد محمد حسين طباطبايى

اسلام بيان مى ‏كند كه زن نيز مانند مرد انسان است و هر انسانى چه مرد و چه زن فردى است از انسان كه در ماده و عنصر پيدايش او دو نفر انسان نر و ماده شركت و دخالت داشته ‏اند و هيچ يك از اين دو نفر بر ديگرى برترى ندارد مگر به تقوا ، همچنان كه كتاب آسمانى خود مى ‏فرمايد :
هان اى مردم ، ما يك يك شما را از نر و ماده آفريديم ، و شما را شعبه و قبيله‏ ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد و بدانيد كه گرامى ‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است. "سوره حجرات، آيه 13"

بطورى كه ملاحظه مى ‏كنيد قرآن كريم هر انسانى را موجودى گرفته شده و تاليف يافته از دو نفر انسان نر و ماده مى ‏داند كه هر دو به طور متساوى ماده وجود و تكون او هستند و انسان پديد آمده (چه مرد باشد و چه زن) مجموع ماده ‏اى است كه از آن دو فرد گرفته شده است.

قرآن كريم در معرفى زن مانند آن شاعر نفرمود : "و انما امهات الناس اوعية"
مادران تنها و تنها صدف و ظرف پيدايش انسانها هستند.

و مانند آن ديگرى نفرمود : "بنونا بنوا ابناءنا و بناتنا ؛ بنوهن ابناء الرجال الاباعد"
فرزندان پسران ما ، فرزندان خودمان هستند و اما فرزندان دختران ما ، فرزند مردمى بيگانه ‏اند.

بلكه هر فرد از انسان (چه دختر و چه پسر) را مخلوقى تاليف يافته از زن و مرد معرفى كرد ، در نتيجه تمامى افراد بشر امثال يكديگرند و بيانى تمام ‏تر و رساتر از اين بيان نيست و بعد از بيان اين عدم تفاوت ، تنها ملاك برترى را تقوا قرار داد.

و نيز در جاى ديگر فرمود :
"انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى ، بعضكم من بعض"
من عمل هيچ عامل را ضايع و بى نتيجه نمى ‏كنم چه مرد و چه زن ، بعضى از شما از بعضى ديگر هستيد.
"سوره آل عمران، آيه 195"

در اين آيه تصريح فرموده كه كوشش و عمل هيچكس نزد خدا ضايع نمى ‏شود و اين معنا را تعليل كرده به اينكه چون بعضى از بعض ديگر هستيد و صريحا نتيجه آيه قبلى كه مى ‏فرمود : "انا خلقناكم من ذكر و انثى ..." (سوره حجرات، آيه 13)
را بيان مى ‏كند و آن اين است كه مرد و زن هر دو از يك نوع هستند و هيچ فرقى در اصل خلقت و بنياد وجود ندارند.

حاج رضا | ادامه مطلب |  چهارشنبه 1386/03/30 ساعت 11    |    

چهل حدیث از حضرت زهرا(س)

  مذهبی

1- موقعيت اهل بيت در نزد خدا :
خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.

2- حرمت مست كننده ها :
پيامبر خدا (ص) به من فرمود : اى دوستِ پدر! هر مست كننده اى حرام است و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترين زنان كيستند؟
حضرت در وصف اين كه بهترين چيز براى زنان چيست ، فرموده اند : اين كه زنان، مردان را نبينند و مردان هم زنان را نبينند.

4- نتيجه عبادت خالص :
هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد ، خداوند متعال برترين بهره و سودش را به سوى او پايين فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خليفه :
حضرت زهرا (س) خطاب به خليفه اوّل و دوّم فرمود :
آيا اگر حديثى را از پيامبر خدا (ص) نقل كنم به آن عمل خواهيد كرد ؟ گفتند: آرى
فرمودند : شما را به خدا آيا نشنيده ايد كه پيامبر (ص) فرموده اند :
خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است ، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را خشمگين نمايد مرا خشمگين نموده است ؟
گفتند : آرى ، چنين حديثى را از پيامبر خدا (ص) شنيده ايم.
فرمود : من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين نموديد و خشنودم نساختيد و چون پيامبر (ص) را ملاقات نمايم حتماً از شما به او شكايت خواهم نمود.

6- بدترين امّت :
بدترين امّت من كسانى هستند كه :
از انواع نعمتها تغذيه مى كنند و خوراكى هاى رنگارنگ مى خورند و لباسهاى گوناگون مى پوشند و هر چه بخواهند مى گويند.

7- نزديكترين اوقات زن به خدا :
پيامبر اكرم (ص) از اصحابش پرسيد : زن چيست؟ گفتند: زن ناموس است.
فرمود : زن چه موقع به خدايش نزديكتر است ؟ اصحاب نتوانستند جواب گويند.
چون اين سخن به گوش فاطمه (س) رسيد ، فرمود :
نزديكترين اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج خانه خود باشد.
پس از اين جواب ، پيامبر اكرم (ص) فرمود : حقّا كه فاطمه پاره تن من است.

8- نتيجه صلوات بر زهرا (س) :
رسول خدا (ص) به من گفت: اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات فرستد ، خداوند او را بيامرزد و به من ، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.

9- على (ع)، رهبر و پيشوا :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه من سرپرست اويم ، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اويم ، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه :
پيامبر اكرم (ص) همراه با مرد نابينايى به خانه فاطمه (س) آمد ، بلافاصله فاطمه (س)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا (ص) فرمود : چرا خود را پوشاندى با اين كه او تو را نمى بيند ؟
فاطمه (س) فرمود : اى پيامبر خدا! اگر او مرا نمى بيند ، من كه او را مى بينم و او بوى مرا حس مى كند!
پيامبر اكرم فرمود : گواهى مى دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع :
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ، فرمود : اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى:
قرآن را ختم كنى، و پيامبران را شفيعت گردانى و مؤمنين را از خود راضى كنى و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
اين را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد ، صبر كردم تا نمازش تمام شد ، گفتم : يا رسول اللّه! به چهار چيز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نيستم!
آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيم بود و چون براى مؤمنين استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد و چون بگويى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضايت شوهر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : واى به حال زنى كه شوهرش را خشمگين سازد و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقيق :
كسى كه انگشتر عقيق به دست كند ، هميشه خير مى بيند.

14- على (ع) ، بهترين داور :
گروهى از فرشتگان درباره چيزى با يكديگر مشاجره نمودند ، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند ، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنيد و آنان على ابن ابيطالب (عليه السلام) را برگزيدند.

15- زنان دوزخى :
پيامبر اكرم (ص) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخيان در شب معراج) فرمود :
دخترم ! امّا زنى كه به مويش آويخته شده بود ، كسى بود كه مويش را از مردان نمى پوشانيد ، و آن كه به زبانش آويزان بود، زنى بود كه شوهرش را آزار مى داد ... و آن كه سرش سرِ خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخنچين و دروغگو بود و آن كه صورتش به شكل سگ بود ، زنى بود كه آواز مى خواند و نوحه سرايى مى كرد و حسد مى ورزيد.

16- شرايط روزه دار :
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضايش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نيست.

17- داناترين و نخستين مسلمان :
رسول خدا (ص) به من فرمودند : شوهر تو در دانش ، داناترين مردم و نخستين مرد مسلمان و در بردبارى ، برترين مردم است.

18- كمك به ذرارى پيامبر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگيرد ، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شيعيان :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) نگريست و فرمود : اين شخص و پيروانش در بهشت اند.

20- شيعه على در قيامت :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) فرمود : اى اباالحسن ! آگاه باش كه تو و پيروانت در بهشت هستيد.

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/03/27 ساعت 23    |    

نکته هایی از بانوی دو عالم

  مذهبی

نکته هایی درباره حضرت زهرا (س) :

صلوات بر فاطمه (س) :

يكي از عبادتهاي ديني درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمي مرتبت و اهل بيت معصوم آن حضرت است. اين عبادت ريشه قرآني دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است.
در روايتي از پيامبر صلي ‏الله‏ عليه‏ و‏آله آمده است كه درود فرستادن بر فاطمه زهرا عليها‏السلام آثار معنوي بالايي دارد و در قيامت شايستگي الحاق به پيامبر اكرم صلي ‏الله عليه و ‏آله را براي انسان فراهم مي‏كند. پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏آله فرمود:

اي فاطمه! هر كس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را مي‏ آمرزد و در هر جاي بهشت كه باشم وي را به من ملحق سازد. كيفيت صلوات بر حضرت زهرا عليها‏السلام چنين است:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطِمَةَ وَ اَبيها وَ بَعْلِها وَ بنيها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ.»

نماز حضرت زهرا (س) :

نماز حضرت زهرا عليها‏السلام دو ركعت است؛ بدين صورت كه در ركعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحيد خوانده مي ‏شود.

نماز استغاثه به حضرت زهرا (س) :

در مفاتيح الجنان روايت شده است كه: هر گاه حاجتي داري دو ركعت نماز به جاي آور و پس از سلام سه مرتبه تكبير بگو و پس از آن تسبيحات حضرت فاطمه عليه ا‏السلام را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو :
«يا مَوْلاتي يا فاطِمَةُ اَغيثيني»
سپس جانب راست صورت را بر زمين بگذار و همان ذكر را صد مرتبه بگو ، سپس جانب چپ صورت را بر زمين بگذار و صد مرتبه همان ذكر را بگو و حاجت خود را بخواه، به خواست خداوند حاجتت برآورده مي‏ شود.

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/03/27 ساعت 23    |    

وظیفه ما در برابر الطاف الهی

  مذهبی

در برابر الطاف الهی چه باید کرد؟

 

 

خداوند از بشر،این مخلوق با عظمت که در خلقتش «تبارک الله» فرمود، انتظارات و خواسته هایی در حد توان و قدرت او دارد.«خداوند هیچ کس را تکلیف نکند،مگر

 

به قدر توانایی اش».(بقره،286). این انتظارات در تمام ابعاد زندگی انسان ،چه فردی ،چه اجتماعی، چه اقتصادی،پراکنده اند و برای هر کدام از آنها دستور العملی  

 

خاص به وسیله رسولان فرستاده شده است،که از با ارزشترین نعمات الهی است و جای شکر بسیار دارد.زیرا وقتی وظایف ما این گونه در تمام زندگی جاری است،

 

و انجام هر کاری باید به صورتی باشد که موجبات رضایت پروردگار را فراهم نماید،می طلبد که برای هر فعلی،دستورالعملی خاص از جانب حق آورده شود.

 

با این وصف، انسان می تواند تمام اعمالش را عبادت و بندگی پروردگار قرار دهد و در این مسیر، خود را به مدارج بالای ایمان و قرب الی الله برساند. حال اگر بخواهیم

 

چنین باشیم، باید برنامۀ اعمال خود را بدانیم. در غیر این صورت، با وجود وسوسه های شیطان و نفس اماره نمی توانیم این مسیر پر فراز و نشیب را طی کنیم.

 

اینکه خداوند می فرماید:«بگو آیا آن کسانی که می دانند با آنهایی که نمی دانند مساوی اند»؛شاید از این جهت است که تا انسان ارزش دانستن را نداند و به دنبال

 

آن،نرود و شناخت پیدا نکند،نمی تواند به وظیفه اش عمل نماید.آری،انسان باید با فهمیدن ارزش علم و آموختن و به عمل در آوردن آن،خود را روز به روز به مقصود اصلی

 

که همانا رضایت پروردگار است،نزدیک و نزدیکتر نماید،تا با لطف آن حضرت ،در زمرۀ غافلان قرار نگیرد.             

حاج رضا | |  جمعه 1386/03/18 ساعت 0    |    

گنجهای مخفی

  مذهبی

از گنجهای مخفی برای امر معاش و ثروتمند شدن

می گویند نماز حاجت زیر برای توسعه رزق در امر معاش و ثروتمند شدن بسیار مجرب است و گفته شده است که این عمل از گنجهای مخفی است واین نماز را به هر کس نیاموزند و نماز این گونه است: ( انسان نیم ساعت مانده به صبح شب جمعه، دو رکعت نماز بخواند و در رکعت اول بعد از حمد، 17 مرتبه 

سوره کافرون و در رکوع 17 مرتبه ذکر رکوع را بگوید و در سجده ها نیز 17 مرتبه ذکر سجده ها را بگوید.در رکعت دوم بعد از حمد،17 مرتبه سوره توحید و بعد قنوت را بخواند و ذکر رکوع و سجده ها را نیز 17 مرتبه بگوید و بعد از سلام 17 مرتبه آیةالکرسی بخواند).

                                                                                                                                                                                             منبع صحیفه علویه                 

حاج رضا | |  پنجشنبه 1386/03/17 ساعت 13    |    

شرایط اجابت دعا از دیدگاه روایات

  مذهبی

شرایط اجابت دعا از دیدگاه روایات

1- در روايت آمده كه :
امام صادق (ع) كف دستان مباركش را به سوى آسمان گشود و فرمود رَغْبت اين است ، و پشت كف دستان خويش را به سوى آسمان قرار داد و فرمود: رَهْبت اين است و انگشتان شريف خويش را به سمت راست و چپ حركت داد و فرمود : تَضَرُّع اين است و تنها يك انگشت خود را بالا و پايين برد و فرمود : تَبَتُّل اين است و دستش را در برابر صورت مباركش به سمت قبله دراز كرد و فرمود : اِبْتِهال اين است. سپس فرمود : تا قطره اشك بر صورتت جارى نگشته ، ابتهال مكن.

در حديث ديگرى از امام صادق - صلوات اللّه عليه - آمده كه :
اِسْتِكانت در دعا اين است كه دعا كننده هنگام دعا ، دستانش را بر دو شانه اش قرار دهد.

يكى از احتمالاتى كه ممكن است مقصود از اين اشارات باشد آن است كه : گشودن دست در حالت رَغْبَت ، به حال كسى كه به خداوند - جلّ جلاله - اميد دارد و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلالِ عظمتش فزونى دارد ، نزديكتر است ، لذا شخص راغب همواره خواهان ايمنى است و كف دستش را مى گشايد تا احسان خداوند به آن فرو ريزد.

و شايد مقصود از حالت رَهْبَت و پشت كف دستها را به سوى آسمان نمودن ، اين باشد كه بنده با زبانِ حالِ خاكسارى ، به مالك دار فنا و بقاء مى گويد كه : من جرات آن را ندارم كه كف دست هايم را به سوى تو بگشايم ، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پيشگاهت ، كف دستهايم را رو به زمين قرار داده ام.

و شايد مراد از حركت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت تَضَرُّع اين باشد كه شخص تضرّع كننده به شيوه زنِ فرزند مرده در هنگام مصيبتِ بيمناك ، دستانش را برگردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ كردن آنها ، گريسته و نوحه سرايى مى كند.

و شايد منظور از تَبَتُّل و بالا و پايين بردن يك انگشت بر اساس ‍ معناى تَبَتُّل در لغت كه انقطاع و بريدن و گسستن است ، اين باشد كه گويا شخصى كه تبتّل مى كند مى خواهد بگويد : من تنها و تنها به سوى تو منقطع گشته ام ، به خاطر اينكه تنها تو شايسته پرستش هستى و با يك انگشت و نه با همه انگشتان ، بر يگانگى و وحدانيّت خداوند سبحان اشاره مى نمايد. و اين مقام ارجمند و بزرگى است ، لذا بنده نبايد آن را ادّعا كند ، جز هنگامى كه اشك از چشمانش جارى گرديده و بسان برده ذليل در پيشگاه حضرت حقّ ايستاده و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذكر خواسته خويش توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد.

و گويا مقصود از اِبْتِهال و دراز كردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله ، نوعى از اقسام بندگى و خاكسارى باشد.
و شايد منظور از اِسْتِكانت و گذاشتن دستها بر شانه ها، اين باشد كه گويا دعا كننده با اين حالت مى خواهد بگويد :
من همانند برده جنايتكار - كه با حالت اسارت و در حالى كه در بند است و او را به غلّ و زنجير بسته و به سوى مولايش مى برند و در پيشگاهش قرار مى دهند - دستهايم را به گردنم بسته ام .

حاج رضا | ادامه مطلب |  پنجشنبه 1386/03/17 ساعت 1    |    

ماجرای فدک

  مذهبی

واگذاري فدک به فاطمه (س)

 

مهم ترين موضوعي که بين زهرا و ابوبکر مورد نززاع واقع شد فدک بود . حضرت فاطمه ( س) مدع بود رسول خدا در زمان حياتش فدک را به وي بخشيده ليکن ابوبکر مدعي بود . نزاع مذکور در ابتدا يک مرافعه عادي ، بود لييکن بعدا" به صورت يکي از حوادث حساس تاريخ درآمد که آثار و نتائجش ساليان دراز دامنگير جامعه مسلمين بوده و هست . براي اينکه حق روشن گردد بايد چند مطلب بررسي شود .
مطلب اول : آيا پيغمبر اکرم شرعا" حق داشته مقداري از اراضي دولتي را به دخترش ببخشد يا نه ؟ ممکن است کسي بگويد : غنائم و اموال دولتي به عموم ملت تعلق دارد . زمين هاي دولتي بايد به ملک دولت باقي بماند و عوائد آنها در اخداث امور خيريه عام المنفعه به مصرف برسد . بنابر اين ، براي پيغمبري که از هر گونه خطا و لغزش مصونيت دارد ممکن نيست فدک را که يک ملک خالصه بوده به دخترش واگذار کند .
در پاسخ اين مطلب مي توان گفت : بحث انفال و اموال دولت اسلامي يک بحث دامنهدار و دشواري است که در اين اوراق کوتاه نمي تواند به طور عميق مورد بررسي قرار گيرد . ليکن به طور اختصار و نتيجه گيري مي توان گفت که : گرچه فدک يکي از غنائم و اموال عمومي بود و به مقام نبوت و امامت يعني حاکم شرعي اسلام تعلق داشت ، ليکن چنانکه قبلا" گفته شد بدون توسل به جنگ براي مسلمانان مفتوح شد و بر طبق نصوص اسلامي و سيره پيغمبر اکرم (ص) اينگونه اموال جزء اموال خالصه پيغمبر محسوب مي شود . البته املاک خالصه ملک شخصي نيست و به مقام حاکم شرعي اسلام تعلق دارد ولي با ساير اموال عمومي فرق دارد . اختيار آنها در دست پيغمبر است اما در مورد مصرف محدوديتي ندارد و داراي اختيارات وسيع و دامنه داري است . مصرف آنها به صلاحديد و مصلحت انديشي او واگذار شده است . حتي اگر مصالح عمومي اقتضا کرد مي توان قطعه يا قطعاتي از آن را به شخص يا اشخاص معيني واگذار کند که از منافع آن بهره مند شوند . اين قبيل تصرفات در اسلام بي سابقه نيست . رسول خدا (ص) قطعاتي از اراضي خالصه را به اشخاصي واگذار نموده که اصطلاحا" اقطاع ناميده مي شود .
بلاذري مي نويسد : رسول خدا قطعاتي ..

حاج رضا | ادامه مطلب |  دوشنبه 1386/03/14 ساعت 10    |    

 

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | تماس با مدیر | قالب مذهبی