تبليغاتX
اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی
     
     

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی

»


حرف دل:


» با سلام خدمت منتظران.
امیدوارم از بازدیدتون راضی باشید.
این وبلاگ تحفه ای است نا چیز به آخرین منجی بشریت،حضرت صاحب الامر،امام عصر(عج).به امید تعجیل در ظهور آن حضرت.
مطالب وبلاگ در آرشیو موضوعی طبقه بندی شده است.برای یافتن مطالب می توانید به قسمت آرشیو موضوعی رجوع کنید.
منتظران ، منتظر نظرات سودمند و راهنمایی هایتان هستم.
با تشکر
مدیر وبلاگ:حاج رضا ژاله فروزان


آخرین نوشته ها:

» یا زهرا(س)

» حضرت مهدى(عج) از ديدگاه علماى اهل سنّت

» علی(ع) تجلی عظمت الهی

» ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا

» جهاد خاص امام حسین (ع)

» انتظار ظهور یا اعتقاد به ظهور

» کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

» علایم شب قدر

» فوائد رمضان

» انتظار


آرشیو نوشته ها:

» هفته سوم اردیبهشت 1388

» هفته سوم فروردین 1388

» هفته چهارم بهمن 1387

» هفته سوم دی 1387

» هفته اوّل دی 1387

» هفته دوم آذر 1387

» هفته سوم مهر 1386

» هفته اوّل مهر 1386

» هفته چهارم شهریور 1386

» هفته اوّل شهریور 1386

» هفته چهارم مرداد 1386

» هفته سوم مرداد 1386

» هفته دوم مرداد 1386

» هفته اوّل مرداد 1386

» هفته چهارم تیر 1386

» هفته سوم تیر 1386

» هفته دوم تیر 1386

» هفته اوّل تیر 1386

» هفته چهارم خرداد 1386

» هفته سوم خرداد 1386

» هفته دوم خرداد 1386


موضوعات مطالب:

» مذهبی

» حدیث

» امام علی(ع)

» امام زمان(عج)

» حضرت فاطمه(س)

» دعوتنامه پرشین گیگ

» امام حسین(ع)


پیوندهای روزانه:

» پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان

» تبیان

» وب گذر

» سایت مناجات


دوستان:

» 1- نگاهی نو

» 2- از تو گفتن

» 3- یا ابا الصالح المهدی (عج) ادرکنی

» 4- عصر شکوفایی

» 5- تاکرببلا هست زمین راعشق است

» 6- دل نوشته های دو دختر شهید

» 7- تموم هستیه من انتظار

» 8- ترنم انتظار

» 9- امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

» 10- از آدم تا خاتم

» 11- آیات بینات

» 12- عاشقان علی(ع)

» 13-عاشقان بی نشان

» 14- شوق دیدار

» 15- دنیای من

» 16- رد پای ایمان

» 17- خموشانه

» 18- شیدای شمیم

» 19- دل

» 20- یاس زهرا(س)

» 21- تا انتهای حضور

» 22- همه چیز برای خدا

» 23- شناخت ائمه معصومین علیه السلام

» 24- امام حسن مجتبی(ع)

» 25- سايه سكوت

» 26- شميم حضور

» 27- یا حسین مظلوم(ع)

» 28- تعقل کار هر کس نیست

» 29- حسرت

» 30- هیات علقمه

» 31- قصه هایی از غصه های من

» 32- مجمع حیدریون زنجان

» 33- بی تو یابن العسکری آرام جان گم کرده ایم

» 34- تا کرببلا هست زمین راعشق است2

» 35- تسبیح

» 36- مجنون مهدی(عج)

» 37- شماطیل(در مورد امام زمان)

» 38- بسیجیان مسجد الجواد(ع) شهرک رسالت کرج

» 39- مجنون بی بیابان

» 40- خیمه گاه

» 41- وكيل منتظر

» 42- منتظران شهرستان ازنا

» 43- امروزه یاعلی شماچقدر بلنده؟

» 44- ذاکر ولایت

» 45- زیارت عاشورا-زیارت عشق

» 46- عشق کن

» 47- ترانه های جنون

» 48- عشق جاوید

» 49- طلوع کن ای آفتاب

» 50- جوانی

» 51- ای مهر طلوع کن که خوابیم همه

» 52- 14نور

» 53- یوسف زهرا(عج)

» 54- سلام علي آل ياسين

» 55- یگانه منجی

» 56- هفت قدم تا دوست

» 57- ولایت

» 58- شاید بشه...

» 59- موهبت

» 60- گل نرگس بیا....

» 61- همنوا با خلق خدا

» 62- ققنوس

» 63- وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف

» 64- پیدای پنهان

» 65- دنیای لینک

» 66- اذا ضاق لها صدری(بذر نو)

» 67- متولد ماه مهر

» 68- یاران حسین (ع)

» 69- سیب گلاب

» 70- هیئت محبان جوادالائمه(ع)

» 71- کانون فرهنگی شهدا

» 72- عشاق المهدی(عج)

» 73- دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)

» 74- الصبوح

» 75- یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

» 76- یاران نبی(ص)

» 77- عطر حضور

» 78- تمنای وصال

» 79- با تو مي گويم

» 80- ماه بني هاشم عباس (ع)

» 81- طلائیه

» 82- انتظاری سبز

» 83- عارفانه ها و عاشقانه هاي مرحوم دولابي

» 84- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

» 85- دوستی مؤمنین

» 86- یا ابا صالح مهدی

» 87- سخن نــــــــــــــــور

» 88- موعود

» 89- قلب های منتظر

» 90- روضه آب

» 91- ذکر گویان

» 92- اشک آسمان

» 93- كبوتر غريب

» 94- مثل خدا

» 95- حس غریب

» 96- يا اباصالح المهدي

» 97- زینبیون

» 98- عطش

» 99- تا جمعه ظهور

» 100- کربلا من فداتم

» 101- خط سرخ شهادت

» 102- مست سبو

» 103- دخترای بسیجی

» 104- کاروان بهشتیان زمین

» 105- نوای دل


سایر امکانات:


 

برکات تقوی

  مذهبی

علي اسعدي

اگر جسم آدمي به مراقبت، پرورش و نيرومندي نيازمند است روح آدمي نيز به حفاظت و صيانت و تكامل و رشد نياز دارد. اگر جسم خود را در لباس مي پوشانيم و در هر محيطي قرار نمي دهيم قصد محدود كردن آن را نداريم بلكه به جهت حفظ بهتر آن، چنين مي كنيم و اگر روحمان را از آفات و آسيب ها محافظت مي كنيم براي آن است كه آلودگي ها و پستي ها دامن آن را نيالايد.

اين گونه صيانت از قلب و روح را «تقوا» ناميده اند. تقوا از ماده «وقايه» عبارتست از «محافظت چيزي از هر چه كه به آن زيان مي رساند و تقوا يعني حفظ نفس از آنچه بيم آن مي رود.» (1)

از سالكي پرسيدند كه «تقوا چگونه است؟» گفت: «هرگاه در زميني وارد شدي كه در آن خار وجود دارد چه مي كني؟» گفت «دامن برمي گيرم و خويشتن را مواظبت مي نمايم.» گفت: «در دنيا نيز چنين كن كه تقوا اين گونه است» (2)

«عبدالله معتز» اين سخن را به صورت زيبايي چنين بيان داشته است:
گناهان را چه كوچك يا بزرگ ترك كن كه تقوا همين است. همانند كسي كه از خارستان عبور مي كند و از آنچه مي بيند حذر مي كند عمل كن.
گناهان كوچك را تحقير مكن و كوچك مشمار كه كوهها از همين سنگريزه ها تشكيل مي شود. (3)

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) حقيقت تقوا «آموختن آنچه آدمي نمي داند و عمل به آنچه مي داند» معرفي شده است: «تمام التقوي أن تتعلم ما جهلت و تعمل بما عملت» (4) احاديث ديگري از معصومين نيز در بيان حقيقت تقوا به پرهيز از گناه، (5) ترك شهوات (6) و رهانيدن دنيا (7) و اموري از اين دست اشاره شده است كه وجه مشترك همه اين بيانات در مسأله تقوا رسيدن به خيرات و دفع مضرات است.

ارزش تقوا :

در متون ديني ارزش فراواني براي تقوا برشمرده تا حدي كه كمتر موضوعي از موضوعات در حد اهميت، به پايه آن مي رسد و دليل آن نيز روشن است چراكه هدف خلقت آدمي كه همان سعادت و رشد و كمال دنيوي و اخروي است به وسيله «تقوا» به دست مي آيد.
تقوا رئيس و سرسلسله اخلاق انساني و اخلاق انبياء شمرده شده است. در دو حديث از امام علي (ع) اين حقيقت منعكس شده است. ايشان مي فرمايند: «التقي رئيس الاخلاق» (8) و در جاي ديگر آمده است: «عليك بالتقي فأنه خلق الانبياء» (9)
در زمينه فضايل معنوي، «تقوا» و «خويشتن داري» موفق به كسب مدال هاي زرين و درخشاني گرديده و گوي سبقت را از ديگر مؤلفه هاي اخلاقي ربوده است علاوه بر آنچه گفته شد در احاديث ديگري از معصومين شاهد بيان گوشه اي ديگر از اين گوهر ارزشمند اخلاقي هستيم.
پيامبر اكرم(ص) تقوا را «رزق و روزي» مي دانند كه هركسي كه از آن بهره مند گردد خير دنيا و آخرت نصيبش گشته است :
«من رزق فقد رزق خير الدنيا و الآخره » (10)

آن حضرت در توصيه به جناب ابوذر تقوا را در رأس همه امور و سرآمد همه كارها معرفي مي كنند و مي فرمايند :
«عليك بتقوي الله فأنه الأمر كله» (11)

و هنگامي كه از امام علي(ع) از با فضيلت ترين كارها سؤال مي شود امام انگشت تأكيد خود را بر همين مسأله مي گذارند: (12) در تمثيلات و تشبيهات حديثي نيز مي توان زواياي دقيقي از مسأله تقوا و ارزش آن را جستجو كرد.
ساختمان باشكوهي را تصور كنيد كه با نقشه اي دقيق، مصالح فراوان و تلاشي گسترده بنا شده است اما چون بر سرزميني با خاك سست و بي استحكام قرار گرفته ديري نمي پايد كه فرو مي ريزد و نيز زراعتي را درنظر بگيريد كه در شوره زار كشت شده كه چون خاك مناسبي ندارد و آب درست به آن نمي رسد به بار نمي نشيند، اعمال آدمي نيز چنين اند. بنيان كار خير اگر بر سرزمين تقوا كه محكم ترين سرزمين است بنا شود مستحكمترين ساختمان خواهد بود كه طوفان هاي كبر و ريا، غفلت و هواپرستي و گناه آن را ويران نخواهد كرد.
ريشه درخت عمل آدمي اگر در كشتزار تقوا زرع شود هيچگاه بي آب نخواهد شد و بي ثمر نخواهد ماند بلكه سرزمين تقوا سرزميني با آب فراوان و خاك حاصلخيز است. آنچه گفته شد تفسير كوتاه حديثي پرمغز از مولاعلي(ع) است كه نقش تقوا را در رشد عمل آدمي ذكر كرده اند: «لا يهلك علي التقوي سنخ اصل ولا يظما عليها زرع قوم»(13)
سخن در باب ارزش و اهميت تقوا بسيار است كه با توجه به مجال اندك اين نوشتار كه رسالت اصلي آن تبيين مفصل تر آثار و ثمرات تقوا است به همين كوتاه سخن بسنده مي كنيم.

مراتب تقوا :

تقوا را مراتبي است كه دانستن آن به كمال روحي آدمي و پيشگيري از ايستائي و رخوت در خودسازي كمك شاياني مي كند. سالكان طريق كمال با پيمودن هر مرحله از قله هاي رفيع سلسله جبال شامخ پرهيزكاري عزم خود را براي فتح ديگر قله ها جزم مي كنند.
در كتاب شريف «بحار الانوار» سه مرحله براي تقوا بيان شده است:
1) نگهداري نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح
2) پرهيز از هرگونه گناه اعم از ترك واجبات و انجام معاصی
3) خويشتن داري در برابر آنچه قلب آدمي را به خود مشغول مي سازد و از حق منصرف مي كند و اين تقواي خواص بلكه خاص الخاص است» (41)

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1386/04/19 ساعت 21    |    

فوايد مناجات بسيار و فضيلت دعا در غياب مؤمنين و براى حضرت حجت (عج)

  مذهبی

فوايد محافظت بر مناجات از راه عقل :

1- ذكر خداوند - جلّ جلاله - بر دل [يا:عقل] انسان غلبه بيشترى پيدا كرده و در نتيجه موجب اُنس بنده با پروردگار مى گردد و بنده در عوض ‍ اشتغال به خواطر دنيوى و اسباب ناپايدار به خدا مشغول مى گردد و در نتيجه همين مطلب او را به سوى مراقبت مولاى خويش و سلامتى از دورى از حضرت حقّ و نيل به خشنودى او فرا مى خواند.

2- بنده مى تواند بدين وسيله به منزلت پروردگار در قلب خويش پى ببرد ؛ زيرا اگر ديد نَفْسش به تكرارِ اَذكار ميل و رغبت دارد، پى مى برد كه خداوند - جلّ جلاله - در نزد او مقام و منزلت دارد ، به گونه اى كه همين منزلت ، وسيله اى براى نيل به سلامتى از خطرها مى گردد ، زيرا هركس ‍ چيزى را دوست بدارد ، بسيار از آن ياد مى كند.

3- خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد : اءُذْكُرُونى ، اءَذْكُرْكُمْ. (بقره ، 152)
و معلوم است كه اگر پادشاهى از پادشاهان دنياى فانى به يكى از بردگانش كه قدر منزلت والاى او را مى شناسد ، بگويد كه : به ياد من باش ، تا اينكه من نيز به ياد تو باشم. و او همان گونه كه در محضر خداوند - جلّ جلاله - است ، در حضور آن پادشاه باشد ، مسلّماً در دوام ياد او كوشش ‍ مى كند ، تا مولايش به ياد او بوده و در دنيا و آخرت او را به ذكر و ياد خود مشرّف سازد.
آيا به معناى گفته شاعر توجّه نمى كنى آنجا كه درباره معشوقه فانى خويش مى گويد :
يَوَدُّ بِاءَنْ يُمْسِىَ مَرْيضاً لَعَلَّها
اِذا سَمِعَتْ عَنْهُ، بِشَكْوىً تُراسِلُهُ
وَ يَهْتَزُّ لِلْمَعْرُوفِ فى طَلَبِ الْعُلى
لِتُذْكَرَ يَوْماً عِنْدَ سَلْمى شَمآئِلُهُ

- عاشق دوست دارد كه شب را با مريضى سپرى نمايد ، تا شايد وقتى معشوقه اش [سَلْمى] خبر او را شنيد ، شكوه و گله اى به سوى او بفرستد.
و در جستجوى بلند پايگى و شرافت ، به سوى نيكى حركت مى كند، تا خلق و خوى پاكيزه و فضايلش روزى در نزد سلْمى ذكر شود.

و لذا بندگان عارف و مؤدّب و فرهيخته همواره مى كوشند كه بسيار به ياد مولاى خويش كه پيوسته آنان را مى بيند باشند ، تا او نيز از ايشان ياد كند ؛ و يا به فضل و كرم خويش از آنان خشنود گردد و يا آنان را خشنود سازد.

فوائد مواظبت بر مناجات از راه نقل :

از جمله فوائد محافظت بر مناجات با پروردگار از راه روايات كه من يافته ام ، چندين فائده بزرگ و آرزو كردنى است :
نخست اينكه هُلْهَم شدن به دعا ، نشانه كوتاهى بلا و گرفتارى است.

چنانكه در روايت آمده كه امام صادق (ع) فرمود :
آيا مى دانيد كدام بلا طولانى و كداميك كوتاه است ؟
راوى مى گويد عرض كرديم : خير
حضرت فرمود: هرگاه به شما، و يا به يكى از شما ، (مرا ياد نماييد تا من نيز شما را ياد كنم) الهام شد كه دعا كند ، پس بداند كه آن بلا كوتاه خواهد بود.

دوّم اينكه : دعا كردن پيش از گرفتارى ، مسلّماً بلا و گرفتارى را دفع مى كند ، ولى با دعا كردن بعد از بلا گاهى نمى توان به اميد و آرزوى خود رسيد.
چنانكه در روايت آمده كه حضرت ابوالحسن امام كاظم (ع) فرمود :
حضرت علىّ بن الحسين (علیه السلام) پيوسته مى فرمود :
هركس پيش ‍ از نزول بلا پيشدستى نموده و دعا كند ، هنگامى كه بلا نازل مى شود دعايش ‍ مستجاب مى گردد ، ولى هركس پيشتر دعا نكند و بعد بلا بر او نازل شود و آنگاه دعا كند ، دعايش مستجاب نمى گردد.

سوّم اينكه : فرشتگان ، دعاى بنده اى را كه تنها هنگام گرفتارى دعا مى كند ، ولى در حال آسايش و خوشى دعا نمى كند ، از رسيدن به مرحله اجابت جلوگيرى مى كنند.
چنانكه در روايت آمده كه امام صادق (ع) فرمود : هرگاه بنده اى هنگام بلا و گرفتارى دعا كند و در حال آسايش و خوشى دعا نكند ، ملائكه جلو صداى او را مى گيرند و مى گويند : اين صداى ناآشنا و غريبى است. پيش از اين كجا بودى ؟

چهارم اينكه : پافشارى كردن و اصرار در دعا ، كليد نجات و رهايى است.

حاج رضا | ادامه مطلب |  سه شنبه 1386/04/19 ساعت 21    |    

خدا را بخوانیم (دعا)

  مذهبی

از جمله مواردي كه در قرآن مجيد به آن اهميت فراواني داده شده است؛ دعا و نيايش و ارتباط با خداوند متعال است.
برخي از مواردي كه در آيات قرآن درباره دعا و نيايش آمده است، عبارتند از:

1. قرآن به دعا و نيايش دستور داده، از بندگان مي خواهد تا از اين بركت عظيم كه منشأ رسيدن به تمامي فيوضات الهي و خير دنيا و آخرت است، غفلت نكنند.
خداوند متعال در قرآن كريم چنين مي فرمايد: «پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.» (مومن/60)

2.قرآن، دعا را از نشانه هاي صالحان ذكر فرموده است: «آنان در كارهاي نيك شتاب مي نمودند و ما را از روي رغبت و بيم مي خواندند.»(انبياء/90)

3.قرآن ، دعا و نيايش را امري فطري و ضروري دانسته و تنها راه نجات از گرفتاري ها و مشكلات را نيايش پروردگار معرفي مي كند: «و چون انسان را آسيبي رسد، ما را به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده مي خواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم، چنان مي رود كه گويي ما را براي گرفتاري كه به او رسيده، نخوانده است.» (يونس/12)

علاوه بر آيات قرآن، روايات فراواني نيز درباره اهميت دعا و نيايش در كتاب هاي روايي به چشم مي خورد. به عنوان نمونه، پيامبر (ص) دعا را همان عبادت دانسته، مي فرمايد: «الدعاء هو العباده ؛ دعا همان عبادت است.» (1)
همچنين آن حضرت مي فرمايد: «الدعاء مخ العباده و لايهلك مع الدعاء احد؛ دعا مغز عبادت است و با دعا احدي هلاك نخواهد شد.(2)
از علي(ع) نقل شده كه فرمود: «الدعاء مفاتيح النجاح و مقاليد الفلاح؛ دعا كليدهاي نجات ]و كاميابي[ و گنجينه هاي رستگاري است.»(3)

«بيا تا برآريم دستي ز دل
كه نتوان درآورد فردا ز گل
برآرد تهي دست هاي نياز
ز رحمت نگردد تهيدست باز
قضا خلعتي نامدارش دهد
قدر، ميوه اي در كنارش نهد
مپندار از آن در كه هرگز ببست
كه نوميد گردد برآورده دست
همه طاعت آرند و مسكين نياز
بيا تا به درگاه مسكين نواز
چو شاخ برهنه برآريم دست
كه بي برگ از اين بيش نتوان نشست»(4)

شرايط اجابت دعا :

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

علائم دعوت‏ هاى شيطان

  مذهبی

بقره/268:

الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء.
شيطان شما را از فقر مى ‏ترساند و به كار ناشايسته فرمان مى ‏دهد.

هنگامى كه مى‏ خواهد انسان را از انفاق فى سبيل الله بازدارد ، مى‏ گويد:خرج نكن ، خودت فقير مى ‏شوى! يا براى آنكه آدم ها را از جهاد باز دارد،آنان را مى ‏ترساند.

آل عمران/175:

انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين.
همانا اين شيطان است كه پيروان خود را مى ‏ترساند ، شما از آنان نهراسيد و اگر مؤمن هستيد از من بترسيد.

از علائم و قرائن وسوسه های شيطانى ، يكى امر به فحشاء است ، هر گاه آدمى احساس كرد كه تمايل به فحشاء دارد بداند كه وسوسه‏ اى از شيطان است.

نور/20:

و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر.
كسى كه از گامهاى شيطان پيروى مى ‏كند، (بدان) كه او به كار ناشايسته و ناپسند فرمان مى ‏دهد.

انعام/68:

و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين.
و چون شيطان تو را به فراموشى اندازد (از ياد خدا) ، پس از ياد آوردن (اين مطلب يا خدا) ديگر با گروه ستمكاران منشين.

در جزء نخستين همين آيه آمده است:

انعام/68:

و اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره.
اگر ديدى كسانى در آيات ما فرو رفته ‏اند (آن را به استهزاء گرفته ‏اند) ، از آنان رو بگردان تا هنگامى كه گفتگو را تغيير دهند و مطلب ديگرى بگويند.

خطاب خداوند به پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام است البته از باب‏ «به در مى ‏گويند كه ديوار بشنود» : «اياك اعنى و اسمعى يا جار (1) » با كسانى كه آيات خدا را به استهزاء مى ‏گيرند منشين.

همان مضمون آيه ديگر است كه مى ‏فرمايد :

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

زندگى برزخى

  مذهبی

تاليف: علامه سيد محمد حسين طباطبايى

طبق آنچه از كتاب و سنت استفاده مى ‏شود انسان در فاصله ميان مرگ و رستاخيز عمومى،يك زندگانى محدود و موقتى دارد كه برزخ و واسطه ميان حيات دنيا و حيات آخرت است. (1)

انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتى كه داشته و اعمال نيك و بدى كه در اين دنيا انجام داده مورد باز پرسى خصوصى قرار مى ‏گيرد و پس از محاسبه اجمالى،طبق نتيجه ‏اى كه گرفته شد به يك زندگى شيرين و گوارا يا تلخ و ناگوار محكوم گرديده با همان زندگى در انتظار روز رستاخيز عمومى به سر مى ‏برد. (2)

حال انسان در زندگى برزخى بسيار شبيه است‏به حال كسى كه براى رسيدگى اعمالى كه از وى سر زده به يك سازمان قضايى احضارشود و مورد بازجويى و باز پرسى قرار گرفته به تنظيم و تكميل پرونده ‏اش بپردازند،آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت ‏بسر برد.

روح انسان در برزخ،به صورتى كه در دنيا زندگى مى ‏كرد،بسر مى ‏برد اگر از نيكان است از سعادت و نعمت و جوار پاكان و مقربان درگاه خدا بر خوردار مى ‏شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت‏ شياطين و پيشوايان ضلال مى‏ گذراند.

خداى متعال در وصف حال گروهى از اهل سعادت مى ‏فرمايد:
و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما آتيهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوف عليهم و لا يحزنون يستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا يضيع اجر المؤمنين (3)
«البته گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شده ‏اند،مرده ‏اند بلكه زنده ‏اند و پيش خداى خودشان (در مقام قرب) روزى داده مى ‏شوند از آنچه خدا از فضل خود به ايشان داده شاد هستند و به كسانى از مؤمنين كه به دنبالشان مى ‏باشند و هنوز به ايشان نرسيده ‏اند مژده مى ‏دهند كه هيچگونه ترس و اندوهى بر ايشان نيست. مژده مى‏ دهند با نعمت و فضل (وصف نشدنى) خدا و اينكه خدا مزد و پاداش مؤمنان را ضايع و تباه نمى‏ كند.»

و در وصف حال گروهى ديگر كه در زندگى دنيا از مال و ثروت خود استفاده مشروع نمى ‏كنند، مى ‏فرمايد:
حتى اذا جاء احدهم‏الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (4)
«تا آن دم كه به يكى از آنان مرگ مى ‏رسد مى ‏گويد : خدايا! مرا (به دنيا) برگردانيد شايد در تركه خود كار نيكى انجام دهم، نه هرگز اين سخنى است كه او مى‏ گويد (به سخنش گوش داده نمى ‏شود) و در پيش‏شان برزخى است كه تا روز رستاخيز ادامه دارد.»

پى ‏نوشتها:

1و2-بحار،ج 2،باب البرزخ.

3-سوره آل عمران،آيه 169

4-سوره مؤمنون،آيه 99 و 100

شيعه در اسلام صفحه 162

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ در 11 اصل

  مذهبی

استاد جعفر سبحانى

اصل اول :

شرايع آسمانى، همگى در لزوم ايمان به جهان آخرت اتفاق نظر دارند. عموم پيامبران، همراه دعوت به توحيد، از معاد و حيات پس از مرگ نيز سخن گفته و ايمان به جهان آخرت را در سرلوحه برنامه خود قرار داده ‏اند. بر اين اساس، اعتقاد به قيامت از اركان ايمان در اسلام است. مسئله معاد هرچند در عهدين - در عهد جديد به صورتى روشن تر - مطرح شده است، ولى قرآن بيش از كتب آسمانى ديگر به اين موضوع پرداخته و بخش عظيمى از آيات اين كتاب به آن اختصاص يافته است. در قرآن از معاد به نام هاى مختلفى ياد شده است، مانند:
يوم القيامة، يوم الحساب،اليوم الآخر، يوم البعث، وغيره، و اين همه اهتمام، به علت اين است كه ايمان و ديندارى بدون اعتقاد به قيامت ثمربخش نيست.

اصل دوم :

حكيمان و متكلمان اسلامى بر لزوم معاد و زندگى پس از مرگ دلايل مختلفى اقامه كرده‏ اند، و الهام ‏بخش آنان نيز در اقامه اين دلايل، قرآن كريم بوده است. از اين روى مناسب است كه برخى از دلايل قرآنى را يادآور شويم:

الف - خداوند حق مطلق بوده، و فعل او نيز حق و از هرگونه باطل و لغو پيراسته است. آفرينش بشر بدون وجود حياتى هدفمند و جاودانه، لغو وعبث‏ خواهد بود، چنانكه مى ‏فرمايد: ‹‹افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون›› (مؤمنون/115)
«آيا پنداشته‏ ايد كه شما را بيهوده آفريده‏ ايم، وشمابه سوى ما باز نمى ‏گرديد؟!»

ب - عدل الهى ايجاب مى ‏كند كه با اشخاص نيكوكار و بدكار، در مقام پاداش و كيفر، يكسان برخورد نشود. در عين حال مى ‏بينيم كه حيات دنيوى به گونه‏ اى است كه تحقق عدل كامل در مقام پاداش و كيفر امكان پذير نيست، زيرا سرنوشت هر دو گروه به هم گره خورده و از يكديگر تفكيك پذيرنيست. از طرف ديگر، برخى از كارهاى نيك و بد اجرى بالاتر از آن دارند كه اين جهان گنجايش پاداش و كيفر آنها را داشته باشد، مثلا يكى در راه حق پس از عمرى جهاد و مبارزه جان مى ‏بازد، و ديگرى حق‏جويان بيشمارى را نابود مى ‏سازد. بنابر اين، جهان ديگرى لازم است كه عدل كامل الهى در قلمرو امكانات بى نهايت آن تحقق يابد، چنانكه مى ‏فرمايد:
‹‹ام نجعل الذين آمنوا وعملوا الصالحات كالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين كالفجار›› (ص/28): آيا مؤمنان صالح را در رديف مفسدان زمين قرار مى‏ دهيم ويا با پرهيزگاران مانند گنهكاران برخورد مى ‏كنيم؟!

نيز مى ‏فرمايد:
‹‹اليه مرجعكم وعد الله حقا انه يبدء الخلق ثم يعيده ليجزى الذين آمنوا وعملوا الصالحات بالقسط و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب اليم بما كانوا يكفرون›› (يونس/4) : بازگشت ‏شما به سوى او است، وعده الهى حق است. خداوند بشر را مى ‏آفريند، سپس (مى ‏ميراند و) بار ديگر حيات مى ‏بخشد، تا مؤمنان صالح را چنانكه بايد و شايد پاداش دهد، و براى كافران - به كيفر اعمالشان - شرابى ازآب جوشان، و عذابى دردناك آماده خواهد بود.

ج - آفرينش بشر در اين جهان از ذره ‏اى بى ‏مقدار شروع شده و بتدريج مدارج كمال جسمى را طى مى ‏كند. سپس به نقطه ‏اى مى ‏رسد كه روح در كالبد وى دميده مى‏ شود و قرآن با ملاحظه تكميل خلقت اين موجود ممتاز، آفريدگار جهان را «احسن الخالقين‏» مى ‏خواند ; آنگاه همو با رسيدن مرگ از منزلگاه دنيا به جهانى ديگر منتقل مى ‏گردد، كه كمال مرحله پيشين است.
به اين معنى در قرآن چنين اشاره شده است:

حاج رضا | ادامه مطلب |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

برات آزادي از عذاب جهنم

  مذهبی

در کوفه همسايه‌اي داشتم که نسبت به خاندان رسالت بي‌توجه بود ، روزي به او گفتم:
«چرا به زيارت قبر حضرت سيدالشهدا (ع) نمي‌روي؟» گفت: «چون بدعت است و هر بدعتي موجب گمراهي است و گمراهي موجب دخول در دوزخ است.»
من چون اين سخنان ياوه را شنيدم روي از او برگرداندم، چون شب جمعه شد با خود گفتم:
«صبح زود مي‌روم و برخي از فضائل امام حسين (ع) را براي همسايه‌ام بيان مي‌کنم بلکه از خواب غفلت بيدار شود.»

وقتي که به در خانه او رفتم او را نيافتم و چون سراغ او را گرفتم گفتند که او ديشب براي زيارت امام حسين (ع) به کربلا شرفياب شده است. در دريايي از تعجب غرق شدم چرا که سخنان ديشب او را هنوز در ذهن داشتم پس سريعاً به طرف کربلا حرکت کردم چون به آنجا رسيدم او را ديدم که دائماً در رکوع و سجود است در حالي که اصلاً از عبادت خسته نمي‌شود.

به او گفتم:«اي همسايه! تو که مي‌گفتي زيارت امام حسين (ع) بدعت است پس چرا به زيارت آن حضرت آمده‌اي؟!»
گفت:« عزيز من! آن وقتي که اين حرف را مي‌گفتم ابداًَ قائل به امامت حضرت نبودم تا اينکه شب گذشته (شب جمعه) در خواب ديدم که پيامبر اکرم و اميرمؤمنان و جمعي از امامان معصوم (ع) به همراه برخي از پيامبران به زيارت امام حسين (ع) آمدند و هودجي همراه ايشان بود.»
پرسيدم :« در ميان اين هودج چه کسي است؟»
گفتند:«فاطمه زهرا است که به زيارت فرزندش حسين آمده است.»
من به نزديک هودج رفتم ديدم که آن حضرت از داخل هودج رقعه‌ها و کاغذهايي بيرون مي ريزد!
پرسيدم:«اين رقعه‌ها چيست؟»
گفتند: «اينها براي زيارت آزادي از عذاب جهنم است که به زائرين قبر حسين در شب جمعه داده مي‌شود.»
در آن حالت ناگهاني هاتفي آواز داد که: «ما و شيعيان ما در بلندترين درجه از درجات شهادت هستيم.»
پرسيدم: «اين جماعت کيستند که به زيارت آمده‌اند؟»
گفتند:«حضرت پيغمبر با انبياء و ائمه هدي»
چون اين واقعه را ديدم ناگهان از خواب برخاستم و به سرعت تمام ،خود را در دل تاريکي‌ها به کربلا رساندم و مشغول گريه و زاري و توبه شدم و با خود قرار گذاشتم که تا حيات من باقي باشد از جوار آن حضرت دور نشوم.
راوي :‌سليمان بن اعمش
منبع : کتاب کرامات امام حسين (ع)

حاج رضا | |  یکشنبه 1386/04/17 ساعت 23    |    

 

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | تماس با مدیر | قالب مذهبی