|
شرایط اجابت دعا از دیدگاه روایات
1- در روايت آمده كه : امام صادق (ع) كف دستان مباركش را به سوى آسمان گشود و فرمود رَغْبت اين است ، و پشت كف دستان خويش را به سوى آسمان قرار داد و فرمود: رَهْبت اين است و انگشتان شريف خويش را به سمت راست و چپ حركت داد و فرمود : تَضَرُّع اين است و تنها يك انگشت خود را بالا و پايين برد و فرمود : تَبَتُّل اين است و دستش را در برابر صورت مباركش به سمت قبله دراز كرد و فرمود : اِبْتِهال اين است. سپس فرمود : تا قطره اشك بر صورتت جارى نگشته ، ابتهال مكن.
در حديث ديگرى از امام صادق - صلوات اللّه عليه - آمده كه : اِسْتِكانت در دعا اين است كه دعا كننده هنگام دعا ، دستانش را بر دو شانه اش قرار دهد.
يكى از احتمالاتى كه ممكن است مقصود از اين اشارات باشد آن است كه : گشودن دست در حالت رَغْبَت ، به حال كسى كه به خداوند - جلّ جلاله - اميد دارد و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلالِ عظمتش فزونى دارد ، نزديكتر است ، لذا شخص راغب همواره خواهان ايمنى است و كف دستش را مى گشايد تا احسان خداوند به آن فرو ريزد.
و شايد مقصود از حالت رَهْبَت و پشت كف دستها را به سوى آسمان نمودن ، اين باشد كه بنده با زبانِ حالِ خاكسارى ، به مالك دار فنا و بقاء مى گويد كه : من جرات آن را ندارم كه كف دست هايم را به سوى تو بگشايم ، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پيشگاهت ، كف دستهايم را رو به زمين قرار داده ام.
و شايد مراد از حركت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت تَضَرُّع اين باشد كه شخص تضرّع كننده به شيوه زنِ فرزند مرده در هنگام مصيبتِ بيمناك ، دستانش را برگردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ كردن آنها ، گريسته و نوحه سرايى مى كند.
و شايد منظور از تَبَتُّل و بالا و پايين بردن يك انگشت بر اساس معناى تَبَتُّل در لغت كه انقطاع و بريدن و گسستن است ، اين باشد كه گويا شخصى كه تبتّل مى كند مى خواهد بگويد : من تنها و تنها به سوى تو منقطع گشته ام ، به خاطر اينكه تنها تو شايسته پرستش هستى و با يك انگشت و نه با همه انگشتان ، بر يگانگى و وحدانيّت خداوند سبحان اشاره مى نمايد. و اين مقام ارجمند و بزرگى است ، لذا بنده نبايد آن را ادّعا كند ، جز هنگامى كه اشك از چشمانش جارى گرديده و بسان برده ذليل در پيشگاه حضرت حقّ ايستاده و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذكر خواسته خويش توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد.
و گويا مقصود از اِبْتِهال و دراز كردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله ، نوعى از اقسام بندگى و خاكسارى باشد. و شايد منظور از اِسْتِكانت و گذاشتن دستها بر شانه ها، اين باشد كه گويا دعا كننده با اين حالت مى خواهد بگويد : من همانند برده جنايتكار - كه با حالت اسارت و در حالى كه در بند است و او را به غلّ و زنجير بسته و به سوى مولايش مى برند و در پيشگاهش قرار مى دهند - دستهايم را به گردنم بسته ام .
|